تبليغاتX
تاریخ در گذر زمان

تاریخ در گذر زمان

نگاهی تخصصی به تاریخ ایران و اروپا

نقش مجلس درتحکیم روابط ایران وایتالیا درعصر پهلوی (3)

ایران در طی کمیسیون های فرهنگی که با حضور "دکتر منوچهر" و "دکتر نوایی" نمایندگان دانشگاه و وزارت فرهنگ و "جهانگیر"  رئیس کل گمرک و "گودرزنیا" معاون پیشکاری گمرکی و مالیاتی تشکیل شد. در ماده 10 موافقتنامه فرهنگی ایران و ایتالیا در مورد معافیت های گمرکی و مالیاتی که برای کلیه اثاثیه و کتب و لوازم و محل خانه های فرهنگی و مدارسی که در دو کشور تاسیس می شود خواهان تجدید نظر می شود و نظر کمیسیون مزبور این بود که اینگونه معافیت های غیر معمول و کلی و برخلاف قوانین ایران است و تاکنون در هیچیک از موافقت نامه ها فرهنگی سابقه ندارد و با رعایت محدود بودن امکانات فرهنگی ایران و در برابر باز بودن دست ایتالیایی ها (چرا که در این زمان ایتالیایی ها در ایران پنج مدرسه داشتند) و امکان اینکه هر نوع کالایی را به عنوان اینکه ممکن است در خانه های فرهنگی یا مدارس از آن استفاده شود بخواهند بدون گمرک وارد کنند و نیز معاف بودن کتب و فیلمهای تربیتی از گمرک که در قانون مطرح است موافقت با معافیت های مالی مطرح در ماده ده غیر مقدور است اعلام شد و اینکه یا باید از آن قسمت ها را بکلی حذف کرد و یا همه جا کلمه معافیت را تبدیل به تسهیل کنند.همانگونه که اشاره شد در هر حال با اصلاح و حذف معافیت های گمرکی این طرح مورد موافقت مقامات ایرانی قرار گرفت.

این موافقت نامه در نهایت توسط "علی اصغر حکمت" وزیر امور خارجه و "فانفانی" نخست وزیر و وزیر امور خارجه ایتالیا در تاریخ هشتم آذر ماه 1337 در رم امضا شد و طبق قرارداد 3 ماه بعد از مبادله اسناد قابل اجرا بود.[41]

نکته حائز اهمیتی که درباره موافقت نامه های فرهنگی قابل توجه بود این بوده است که ممکن بود یک قرارداد یا یک موافقت نامه فرهنگی امضاء می شد ولی بعدها با تامل بیشتر یا حتی در مراحل اجرا مشکلاتی در برخی مفاد آن قرارداد یا موافقت نامه بوجود می آمد که با توافق طرفین حل و به مرحله اجرا درمی آمد از سوی دیگر گاه یک موافقت نامه ممکن بود مربوط به سالها قبل باشد ولی هر ساله عین آن تمدید شده یا مجددا مورد امضاء قرار می گرفت و البته به جهت مقتضیات زمان ممکن بود در برخی مفاد این قراردادها تغییراتی لازم آید که باز هم با نظر طرفین این نکات حل شده و قراردادها به اجرا گذاشته می شد.

نتیجه گیری

   در سالهای بین دو جنگ جهانی و به سلطنت رسیدن رضاشاه سیاست ایران در نزدیکی به آلمانها بود و از آنجایی که ایتالیایی ها نیز متحد و هم پیمان آلمانیها به شمار می رفتند پا به پای آنها در نزدیک شدن روابط با ایران تلاش کردند. نتیجه این تلاش ها را می توان در کمک های گرانبهای ایتالیایی ها در بوجود آورد نیروی دریایی ایران و تحویل چند کشتی جنگی، عهدنامه مودت و دوستی بین دو کشور ذکر کرد، که دراین راستا مجلس ایران با توجه به حساسیت موضوع همگی این موارد را مورد تصویب قرارداد.

    ملی شدن صنعت نفت در ایران آغاز فصل نوینی در روابط دو کشور بود. حمایت رسمی دولت ایتالیا در خصوص ملی شدن صنعت نفت که توسط نخست وزیر ایتالیا در پارلمان این کشور ابراز شد ونیز پشتیبانی نمایندگان مجلس ایتالیا ازملی شدن صنعت نفت ،خاطره همکاریهای پارلمانی دوکشور راجاودانه کرد، و بالاخره درعرصه فرهنگی مجلس ایران با توجه به سوابق فرهنگی دوکشور و میراث های مشترک فرهنگی ایران و ایتالیا کمال همکاری را درتصویب ونهایی شدن معاهدات وقراردادهای فرهنگی میان دوکشور به عمل آورد.

 

فهرست منابع :

 1.    آرشیو روزنامه اطلاعات، پرونده سیاسی، 30 اردبهشت سال 1309. (تصویر اصل قرارداد در آرشیو روزنامه اطلاعات موجود است)

2.    آرشیو سازمان اسناد ملی و کتابخانه ملی، ش سند 240003047 – محل در آرشیو 09ث3آآ1، شماره فیش 00540033 ، تاریخ سند 1314 ش، شماره برگ 6. (موضوع سند: معافیت از عوارض گمرکی لوازم قایق های وزارت جنگ که از ایتالیا وارد شد.)

3.    آرشیو سازمان اسناد ملی، ش سند 24000383 – محل آرشیو 308ج3آآ1 – سند شماره 44 تا 48.

4.    آرشیو سازمان اسناد و کتابخانه ملی، شماره سند 240003831، محل در آرشیو 8 – 3ج3آآ  شماره فیش 00710056 ، سال سند 1306 ش (موضوع سند: اعتبار خرید کشتی از ایتالیا و استخدام متخصصین بحریه از این کشور برای جلوگیری از حمل اجناس قاچاق از خلیج فارس).

5.    روزنامه کیهان 1/6/1333.

6.    روزنامه کیهان 12/8/1330.

7.    روزنامه کیهان 26/10/1333.

8.    روزنامه کیهان 3/11/1333.

9.    روزنامه کیهان، 15/7/1336.

10.                       روزنامه کیهان، 22/1/1350

11.   روزنامه کیهان، 24/12/1348.

12.  روزنامه کیهان، 7/7/1338.

13.   روزنامه کیهان، 9/9/1337.

14.  طلوعی،محمود ، فرهنگ جامع سیاسی، تهران: انتشارات نشر علم، چ دوم، سال 1377.

15.  لطیفی نیا،مهشید ، اسناد معادن ایران (1300 – 1332 ش)، تهران: انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، 1376، صص 437 – 436.

16. مرکزاسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 1/38، پرونده 22، سال 1329، موضوع پرونده: روابط سیاسی بین ایران و ایتالیا (عهود و قراردادها).

17.  مرکزاسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 40، پرونده 17، سال 1330. (موضوع: مسافرت دکتر مصدق در رابطه با نفت).

18.  مرکزاسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 43، پرونده 11، سال 8 – 1336، موضوع: مسافرت رئیس جمهور ایتالیا به ایران، گزارش کار سفیر ایران در رم به وزارت امور خارجه در مورخه 22/6/1336.

19. مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 44، پرونده 19، سال 8 – 1336، موضوع: قرارداد فرهنگی ایران با ایتالیا، نامه سفیر ایران در رم "موسی نوری اسفندیاری" به وزارت امور خارجه، مورخه 2/8/1337.

20.  مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 44، پرونده 19، سال 8 – 1336، موضوع: قرارداد فرهنگی ایران با ایتالیا، ، نامه اداره روابط فرهنگی وزارت امور خارجه به وزیر خارجه، مورخه 4/5/1337.

21.                       مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 68، پرونده 1 – K، سال 1350، موضوع: قراردادهای ایران و ایتالیا، و همان کارتن پرونده 7 – K، سال 1350، موافقتنامه ها

22.   مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 11، پرونده 12، سال 1335 (موضوع : قراداد بازرگانی و اقامت و مودت و دریانوردی بین ایران و ایتالیا).

23.   مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 11، پرونده 12، سال 1335، موضوع پرونده: قرارداد بازرگانی و اقامت و مودت و دریانوردی بین ایران و ایتالیا.

24.                       مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 11، پرونده 78، سال 1335، موضوع: موافقتنامه فرهنگی ایران و ایتالیا، نامه وزیر امور خارجه ایران به سفارت ایران در رم، مورخه 8/12/1335.

25. مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 33، بخش کار 11، رشته کار 9، پرونده 10 – 9، سال 1337، موضوع: قرارداد روابط فرهنگی ایران و ایتالیا.

26.                       مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 44، پرونده 19، قرارداد فرهنگی ایران و ایتالیا، نامه حکمت به وزیر خارجه، مورخه 17/9/1337.

27.    مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 45، بخش کار 31، رشته کار 7، پرونده 9 – 7، سال 1338، موضوع: روابط فرهنگی ایران و ایتالیا.

28.    مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 50، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 25، سال 1330 (موضوع: نشریات راجع به ایران در ایتالیا قسمت سوم ، پرونده سوم، گزارش سفیر ایران در رم به وزارت خارجه 18/3/1330 درباره آمدن اشخاص به سفارت ایران در رم).

29.                       مرکز اسناد وزارت خارجه، شماره کارتن ندارد، بخش کار 23، رشته کار 5، پرونده 3، سال 1346، موضوع پرونده: روابط بازرگانی ایران و ایتالیا، نامه سفیر ایران در رم مسعود انصاری به وزارت امور خارجه، مورخه 2/6/1346.

30. مرکز اسناد وزارت خارجه، شماره کارتن ندارد، بخش کار 23، رشته کار 5، پرونده 3، سال 1346، موضوع پرونده ، نامه وزیر امور خارجه به وزارت دارایی درباره وضع مالیات جدید بر اتومبیل ها مورخه 3/2/1346.

31.                       مرکزا سناد وزارت امورخارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 1/38، پرونده 22، سال 1329، موضوع: روابط سیاسی ایران و ایتالیا (عهود و قرارادها، متن عهدنامه مودت ایران و ایتالیا  که در تاریخ 9/9/1329 به تصویب مجلس سنا رسید.)

32.   هوشنگ مهدوی، عبدالرضا ، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، تهران: انتشارات امیرکبیر، چ هشتم، سال 1381.

33.     یاحسینی قاسم ، ایتالیایی ها در بندر بوشهر، هفته نامه نسیم جنوب.

 

  1. Albrecht-Carrie Rene' ' Italy from Napolean of Mussilini.Columbia  university press New york,1950 ,p-150

 

پایان 29/2/89



[1] Albrecht-Carrie Rene' ' Italy from Napolean of Mussilini. Columbia  university press New york,1950 ,p-150

 

[2]- هوشنگ مهدوی، عبدالرضا ، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، تهران: انتشارات امیرکبیر، چ هشتم، سال 1381.ص 398.

[3] . آرشیو سازمان اسناد و کتابخانه ملی، شماره سند 240003831، محل در آرشیو 8 – 3ج3آآ 1، شماره فیش 00710056 ، سال سند 1306 ش (موضوع سند: اعتبار خرید کشتی از ایتالیا و استخدام متخصصین بحریه از این کشور برای جلوگیری از حمل اجناس قاچاق از خلیج فارس).

[4] .همان.

[5] . همان سند با همان شماره تنظیم.

[6] . آرشیو سازمان اسناد ملی، ش سند 24000383 – محل آرشیو 308ج3آآ1 – سند شماره 44 تا 48.

[7] . قاسم یاحسینی، ایتالیایی ها در بندر بوشهر، هفته نامه نسیم جنوب.

[8] . آرشیو سازمان اسناد ملی و کتابخانه ملی، ش سند 240003047 – محل در آرشیو 209ث3آآ1، شماره فیش 00540033 ، تاریخ سند 1314 ش، شماره برگ 6. (موضوع سند: معافیت از عوارض گمرکی لوازم قایق های وزارت جنگ که از ایتالیا وارد شد.)

[9] . همان، شمارۀ برگ 4.

[10] . هوشنگ مهدوی، روابط خارجی، ص 398.

[11] . مهشید لطیفی نیا، اسناد معادن ایران (1300 – 1332 ش)، تهران: انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، 1376، صص 437 – 436.

[12] . آرشیو روزنامه اطلاعات، پرونده سیاسی، 30 اردبهشت سال 1309. (تصویر اصل قرارداد در آرشیو روزنامه اطلاعات موجود است)

 Mr. Degasperi.[13]

[14] .  همان.

[15] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 40، پرونده 17، سال 1330. (موضوع: مسافرت دکتر مصدق در رابطه با نفت).

[16] . روزنامه کیهان 12/8/1330.

[17]. Umberto Terracini

  Achille Corna.[18]

[19] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 50، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 25، سال 1330 (موضوع: نشریات راجع به ایران در ایتالیا قسمت سوم ، پرونده سوم، گزارش سفیر ایران در رم به وزارت خارجه 18/3/1330 درباره آمدن اشخاص به سفارت ایران در رم).

[20] . محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی، تهران: انتشارات نشر علم، چ دوم، سال 1377، ص 216.

[21] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 11، پرونده 12، سال 1335 (موضوع : قراداد بازرگانی و اقامت و مودت و دریانوردی بین ایران و ایتالیا).

[22] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 43، پرونده 11، سال 8 – 1336، موضوع: مسافرت رئیس جمهور ایتالیا به ایران، گزارش کار سفیر ایران در رم به وزارت امور خارجه در مورخه 22/6/1336.

[23] . آرشیو روزنامه کیهان، 15/7/1336.

[24] . روزنامه کیهان 1/6/1333.

[25] . روزنامه کیهان 26/10/1333.

[26] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 1/38، پرونده 22، سال 1329، موضوع پرونده: روابط سیاسی بین ایران و ایتالیا (عهود و قراردادها).

[27] . روزنامه کیهان 3/11/1333.

[28] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 11، پرونده 12، سال 1335، موضوع پرونده: قرارداد بازرگانی و اقامت و مودت و دریانوردی بین ایران و ایتالیا.

[29] . مرکز اسناد وزارت خارجه، شماره کارتن ندارد، بخش کار 23، رشته کار 5، پرونده 3، سال 1346، موضوع پرونده: روابط بازرگانی ایران و ایتالیا، نامه سفیر ایران در رم مسعود انصاری به وزارت امور خارجه، مورخه 2/6/1346.

[30] . همان، نامه وزیر امور خارجه به وزارت دارایی درباره وضع مالیات جدید بر اتومبیل ها مورخه 3/2/1346.

[31] .روزنامه کیهان، 24/12/1348.

[32] . روزنامه کیهان، 22/1/1350، مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 68، پرونده 1 – K، سال 1350، موضوع: قراردادهای ایران و ایتالیا، و همان کارتن پرونده 7 – K، سال 1350، موافقتنامه ها

[33] . مرکزا سناد وزارت امورخارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 1/38، پرونده 22، سال 1329، موضوع: روابط سیاسی ایران و ایتالیا (عهود و قرارادها، متن عهدنامه مودت ایران و ایتالیا  که در تاریخ 9/9/1329 به تصویب مجلس سنا رسید.)

[34] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 11، پرونده 78، سال 1335، موضوع: موافقتنامه فرهنگی ایران و ایتالیا، نامه وزیر امور خارجه ایران به سفارت ایران در رم، مورخه 8/12/1335.

[35] . روزنامه کیهان، 9/9/1337.

[36] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 33، بخش کار 11، رشته کار 9، پرونده 10 – 9، سال 1337، موضوع: قرارداد روابط فرهنگی ایران و ایتالیا.

[37] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 44، پرونده 19، قرارداد فرهنگی ایران و ایتالیا، نامه حکمت به وزیر خارجه، مورخه 17/9/1337.

[38] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 45، بخش کار 31، رشته کار 7، پرونده 9 – 7، سال 1338، موضوع: روابط فرهنگی ایران و ایتالیا.

[39] . روزنامه کیهان، 7/7/1338.

[40] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 44، پرونده 19، سال 8 – 1336، موضوع: قرارداد فرهنگی ایران با ایتالیا، نامه سفیر ایران در رم "موسی نوری اسفندیاری" به وزارت امور خارجه، مورخه 2/8/1337.

[41] .  همان، نامه اداره روابط فرهنگی وزارت امور خارجه به وزیر خارجه، مورخه 4/5/1337.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 17:47  توسط عمادالدین فیاضی   | 

نقش مجلس درتحکیم روابط ایران وایتالیا درعصر پهلوی (2)

در نهایت دو کشور در ششم بهمن ماه 1333 مطابق با 26 ژانویه سال 1955م یک قرارداد بازرگانی توسط آقای "عبدالله انتظام" وزیر امور خارجه که از طرف دولت ایران و آقای "بارون ویتالیانو کوننا لویزی"  از طرف دولت جمهوری ایتالیا به امضاء رسید. این قرارداد در 30 ماده به علاوه توافقنامه های گمرکی را شامل می شده است. این قرارداد به اختصار شامل موارد زیر بوده است:

«- اتباع هر یک از طرفین می توانند آزادانه در هر موقع به خاک طرف دیگر رفته و از آن خارج شوند. مشروط  بر رعایت مقررات انتظامی و نظم عمومی و دفاع، امنیت اموال طرفین و استفاده از حقوق و مزایایی که باتباع دولت کامله الوداد اعطا گردید.

- معافیت ابتاع طرفین از هر گونه خدمات نظامی در خاک طرف مقابل، قائل شدن تحقیقات مالیاتی به اتباع دو طرف.

- مجاز بود تاسیس شعباتی از شرکت ها و موسسات دو طرف در کشورهای یکدیگر و پرداخت مالیات یا حقوق و عوارض مربوط مانند آنچه که از اتباع هر کشور وصول می شود.

- معافیت های حقوقی و گمرکی که طرفین نسبت به هم قائل خواهند شد، حمایت متقابل گواهینامه های ثبت اختراعات و مسطوره ها و نمونه های صنعتی و علائم تجارتی و صنعتی.

- تسهیلات حقوقی و عوارض مربوط به آن در درباره کشتیهای طرفین که حمل کالاها مشغول هستند.

- استفاده از جاده ها و راههای شوسه و غیره طرفین با پرداخت همان عوارض که اتباع داخله هر کشور می پردازند.

-  اجازه تعمیر کشتی های طوفانزده در بنادر یکدیگر

- در نهایت اینکه این قرارداد به مدت 5 سال دارای اعتبار بوده و هر گاه ششماه قبل از انقضای مدت مزبور فسخ آن بوسیله احضار رسمی از طرف یکی از طرفین به طرف دیگر ابلاغ نگردد قرارداد برای مدت یکسال دیگر خودبخود تمدید می گردد.»[26]

در حقیقت بطور مشخص این قرارداد را می توان نخستین قرارداد جدی بازرگانی بین ایران و ایتالیا پس از جنگ جهانی دوم دانست با عقد این قرارداد بسیاری از کمپانی های ایتالیایی برای خود در ایران نمایندگی دائر کردند.

با امضای این قرارداد در فروش 5/12 درصد سهم آزاد نفت ایران بایتالیا نیز تسهیلاتی فراهم شد و دولت ایران توانست سهم آزاد نفت خود را نیز با نرخ بین المللی در مقابل کالا به شرکت های ایتالیا بفروشد.[27] این قرارداد درنهایت بار دیگر در جلسه پنجشنبه سی ام آذرماه 1334 مورد تصویب مجلس شورای ملی و آنگاه در تاریخ 14 دی ماه 1334 هیئت دولت مامور اجرای این قانون گردید.[28]

نقش کمیسیون های مختلف مجلس در توسعه همکاریهای علمی و فنی ایران و ایتالیا

  یکی از موارد مشخص روابط ایران و ایتالیا در بعد اقتصادی همکاری های گسترده علمی و فنی بود. ودراین راستا نقش مجلس وکمیسیونهای تخصصی آن درتایید نیازهای علمی وفنی ایران ودرنهایت تصویب اینگونه همکاریها بسیار حائز اهمیت بوده است دراینجا به نمونه هایی ازاین نقش اشاره می شود. در سال 1346 یک شرکت ایتالیایی که متخصص در ساختمان تاسیسات دریایی و تدارک تجهیزات بندری بود با ارسال نامه هایی به سفارت ایران در رم آمادگی خود را برای مشارکت در عملیات ایجاد بندرگاه و تجهیزات دریایی در ایران اعلام کرد و حاضر شد از مطالعه و بررسی طرح فنی این پروژه تا مراحل ساخت و راه اندازی آن با ایران همکاری نماید.[29]

در همین سال نیز دولت ایران با شرکت ماشین سازی Saica قراردادی بست که موسسه مزبور پروانه ای ده ساله از طرف دولت ایران برای همکاری های فنی برای مونتاژ اتومبیل فیات در کشور اقدام و این شرکت در تاریخ 8 مه سال 1967 برابر با اردیبهشت ماه سال 1346 مبلغ 000/900 دلار سرمایه گذاری در این خصوص اختصاص داد.[30]

در اواخر اسفندماه سال 1348، یک هیئت بازرگانی و اقتصادی از ایتالیا به ایران آمدند و در خصوص همکاریهای فنی و سرمایه گذاری در صنایع ایران با وزیر اقتصاد مذاکرات سودمندی انجام دادند. ایتالیایی ها در خصوص کارخانه ذوب آهن و تاسیس کارخانه تولید آهن ورق با مقامات اقتصادی ایران به توافقاتی دست یافتند.[31]

در سال 1350 یک موافقتنامه همکاری های علمی و فنی میان ایران و ایتالیا منعقد شد. لایحه این موافقتنامه پس از تصویب از مجلس شورای ملی به کمیسیون های مختلف مجلس سنا فرستاده شد و کمیسیون های خارجه، دادگستری، دارایی، اقتصاد و فرهنگ مجلس سنا عینا مصوبات مجلس شورای ملی را از تصویب گذراند، به موجب این موافقتنامه دو کشور ایران و ایتالیا تعهد نمودند که تا تحقق برنامه ها همکاری های علمی و فنی را با توجه به هدفهای عمران اقتصادی و اجتماعی ایران تشویق و تسهیل نمایند. از جمله تعهدات ایتالیا به ایران تسهیل در امور ذیل بوده است:

- اعطای بورس های تحصیلی و کارآموزی تخصصی

- اعزام کارشناس و معلم و تکنسین های ایتالیایی

- اعزام داوطلبان خدمات کشوری

- تهیه مطالعات و طرحهایی که ممکن است به عمران اقتصادی و اجتماعی ایران کمک نماید.

- حقوق کارمندان و کارشناسان و تکنسین های مامور خدمت در ایران کلا و جزئاً به عهده دولت ایتالیا بود. [32]

مجلس وتصویب موافقتنامه ها و قراردادهای فرهنگی ایران و ایتالیا

انعقاد قراردادهای فرهنگی همواره وسیله ای بوده است که دولت برای آشنایی بیشتر ملت ایران با معارف ملل دیگر و شناساندن فرهنگ ایران بدیگران از آن استفاده نموده و از این راه در تحکیم مبانی مودت و بسط روابط موجود بین ایران و سایر کشورها اقدام نماید. دردوران پهلوی قرار دادهای فرهنگی بین کشورها بیشتر مورد توجه و تصویب مجلس سنا قرارمی گرفت ازجمله نحستین نمونه این عهدنامه ایران وایتالیا دراین زمینه مربوط به سال 1329 است.

نخستین عهدنامه مودت و دوستی ایران و ایتالیا که تاکید بر همکاریهای فرهنگی داشته است در یک مقدمه و شش ماده درتاریخ دوم مهرماه سال 1329 مطابق با بیست و چهارم سپتامبر 1950 در تهران بامضای نمایندگان طرفین که از طرف ایران نخست وزیر وقت یعنی توسط "علی رزم آرا" و وزیر امورخارجه "محسن رئیس" و از سوی ایتالیا آقای "مارکی البرتو روسی لونگی" سفیر کبیر فوق العاده تام الاختیار دولت ایتالیا به امضاء رسید. این عهدنامه همچنین درتاریخ 29 مهرماه سال 1329 که مطابق با 24 سپتامبر سال 1950 بود به تصویب و امضاء مجلس سنای ایران نیز رسید.

در این عهدنامه روابط دیپلماسی و کنسولی، تسهیل در امور مبادلات متقابله فرهنگی، علمی و هنری، حل مسالمت آمیز اختلافات احتمالی از طریق سیاسی را در برمی گرفت. [33]

اساسا از سال 33 به بعد مجلس تصویب قراردادهای متعدد  فرهنگی میان ایران و ایتالیا را دربرنامه کاری خود دارد ،به نظر می رسد دلایل مختلفی برای انعقاد قراردادهای فرهنگی بین دو کشور ایران و ایتالیا وجود داشته  است شاید  یکی از مهمترین دلایل آن سفر رئیس جمهور ایتالیا به ایران و نیز سفر شاه به کشور ایتالیا بوده است. بدنبال این سفرها شاهد این هستیم که مجلس ایران موافقتنامه های فرهنگی چندی میان دو کشوررا مورد  تصویب قرار داد .

آغاز طرح این موضوع نخستین بار در سال 1335 مطرح شد. در این زمان وزیر امور خارجه ایران طی نامه ای به سفارت ایران در رم اعلام نمود که با امضاء و انعقاد موافقتنامه فرهنگی با ایتالیا موافق بوده و وزیر فرهنگ نیز مشخصا این موضوع را تایید کرد لذا طرح چنین موافقتنامه ای تنظیم و برای "کنت موراری" رایزن سفارت ایتالیا در تهران تسلیم گردید تا طرح مزبور را باطلاع دولت متبوع خود رسانده و چنانچه ایرادی در طرح مزبور نباشد ترتیب امضاء و مبادله آن داده شود.[34]

در سفر شاه به ایتالیا یک قرارداد فرهنگی در کاخ "کیجی" میان ایران و ایتالیا به امضاء رسید.[35]

پس از مذاکرات و بررسی های دقیق مسئولان و کارشناس فرهنگی دو کشور ایران و ایتالیا بالاخره موافقت نامه فرهنگی دو کشور در تاریخ هشتم آذرماه سال 1337 در شهر رم به امضای "علی اصغر حکمت" وزیر امور خارجه و "فانفانی" نخست وزیر و و زیر امور خارجه ایتالیا رسید.

مجلس سنا نیز این موافقتنامه فرهنگی را تصویب نمود.

این موافقتنامه فرهنگی مشتمل بر یک مقدمه و سیزده ماده بوده است. برخی از مهمترین مواد آن عبارت بودند از: ایجاد کلیه تسهیلات تام ممکنه جهت مبادله کتب و نشریات و برنامه های رادیویی.

- ترغیب مبادله فیلمهای علمی و تربیتی سینمایی محصول داخلی فیمابین دو کشور

- تشکیل نمایشگاههای هنری.

- ترتیب مسافرتهای دسته جمعی دانشجویان

- ایجاد تسهیلات جهت دانشجویان و متخصصین و دانشمندان کشور و حق استفاده  از موسسات هنری و صنایع مستظرفه و اسناد و مدارک مضبوطه و کتابخانه ها و سایر موسسات علمی و فنی و عمومی برای آنها.

- مسافرت استادان و فرهنگیان و نویسندگان و هنرمندان و دانشجویان به دو کشور تسهیل شود و در حدود مقررات بورس و معاش تحصیلی به آنان داده شود.

- ترغیب هیئت های علمی طرف مقابل به تحقیقات در رشته باستان شناسی و مطالعات اسلامی.

- تاسیس گروههای تدریس زبان فارسی و ایتالیایی در دانشگاههای یکدیگر

- معتبر شناختن مدارک تحصیلی یکدیگر

- برقراری مسابقات ورزشی و همکاری سازمان های تربیت بدنی و پیشاهنگی دو کشور

- تسهیل ایجاد موسسات و سازمان های فرهنگی در قلمرو یکدیگر

و معافیت کامل موسسات مذکور از پرداخت مالیات و کلیه حقوق گمرکی و از هر قبیل عوارض این تاسیسات در دو کشور معاف می باشند.

برای اجرای این موافقتنامه کمیسیون مختلط دائمی مشتمل بر دو شعبه در رم و تهران تشکیل شده و هر شعبه دارای یک رئیس و چهار نفر عضو می باشد.

دو نفر از طرف دولت ایتالیا و 2 نفر از طرف دولت ایران تعیین می شوند. یکی از نمایندگان ایتالیا رئیس شعبه رم و نماینده ایران رئیس شعبه تهران می شود. این قرارداد سه ماه پس از مبادله اسناد مصوب در تهران به مورد اجرا گذارد خواهد شد.

طرفین می توانند این موافقت نامه را با اطلاع قبلی سه ماهه فسخ کنند.

ظاهرا یکی از مهمترین مواد این موافقت نامه ماده دهم بوده است که تاسیسات فرهنگی در هر دو کشور را از کلیه مسائل مالیاتی و گمرکی معاف می کرده است.[36]

پس از امضای قرارداد فرهنگی بین ایران و ایتالیا بدستور وزیر امور خارجه "علی اصغر حکمت" 304 مجلد از انتشارات دانشگاه تهران به وزارت فرهنگ ایتالیا اهداء شد.[37]

نزدیک یکسال بعد از امضاء قرارداد فرهنگی ایران و ایتالیا حسین علاء وزیر دربار ضمن ارسال نامه ای محرمانه به "عباس آرام" وزیر امور خارجه وقت اعلام کرد که بر اساس قرارداد فرهنگی که در سال 1337 هنگام سفر شاه به ایتالیا بسته شد (ماده 11 موافقت نامه فرهنگی مورخه 29 نوامبر، 1958) هر چه سریعتر هیئت رئیسه کمیته فرهنگی که برای تقویت روابط فرهنگی دو کشور منظور شده بود می بایست تشکیل گردد. و در نامه خود تاکید کرد بنا به نظر و تایید شاه هیئت رئیسه ایرانی با وزیر فرهنگ "دکتر محمود مهران" و "آقای شجاع الدین شفا" رایزن فرهنگی دربار شاهنشاهی می باید هر چه زودتر در رم تشکیل گردد.

در پاسخ به این نامه کفیل وزارت امور خارجه اعلام نمود افراد نامبرده به عنوان رئیس و اعضای ایرانی کمیته مختلط فرهنگی ایران و ایتالیا معرفی شدند. ("دکتر محمود مهران" وزیر فرهنگ، "آرام"  وزیر خارجه و "شجاع الدین شفا) و از ایتالیایی ها نیز خواسته شد که کمیته مشابهی تشکیل دهند.[38]

چند روز بعد از اینکه مکاتبه، وزیر فرهنگ وقت طی نامه ای به سفارت ایران در رم اعلام نمود که با استفسار از شاه هیئت رئیس ایرانی را وزیر امور خارجه، وزیر فرهنگ و آقای "شجاع الدین شفا" رایزن فرهنگی دربار را برای این منظور انتخاب کردند و در ایتالیا نیز "نوری اسفندیاری" سفیر ایران در رم و "نصرالله فلسفی" رایزن فرهنگی سفارت ایران در رم تعیین شدند.

وزیر فرهنگ همچنین پیشنهاد نمود که کمیته ایتالیایی نیز مرکب از وزاری خارجه و فرهنگ آن کشور "پرفسور جوزپه توچی" باستان شناس معروف ایتالیایی و رئیس سازمان "ایزمئو" تشکیل گردد.

بالاخره قرار شد از طرف ایران دکتر "مهران"، وزیر فرهنگ "آرام" وزیر امور خارجه، "شجاع الدین شفا" رایزن فرهنگی دربار و از طرف ایتالیا "جاردینی" سفیر ایتالیا در ایران و رایزن فرهنگی سفارت ایتالیا  به عنوان اعضاء ایتالیایی این کمیته باشند بعلاوه اینکه کمیته مشابهی هم در رم تشکیل شد.[39]

درباره موافقتنامه فرهنگی که در سال 37 بین ایران و ایتالیا به امضاء رسید مشکلاتی وجود داشت از جمله اینکه در موافقت نامه فرهنگی بین ایران و ایتالیا ماده 10 طرح شده در قرارداد درباره این بوده است که موسسات فرهنگی و آموزشی دو کشور از مالیات و عوارض گمرکی گنجانیده شده معافیت یابند. این ماده نخست مورد قبول ایران واقع نشد و اظهار شد که مغایر با قوانین ایران است اما با اصلاحاتی حاضر به پذیرش آن شدند.

دلیل این که این ماده در قراردادی از سوی ایتالیایی ها گنجانیده شده بود این بود که از نظر آنها موسسات فرهنگی بنگاه بازرگانی نبوده و عوایدی ندارند که احتیاج به مالیات گرفتن باشد. بفرض اینکه از دانشجویان ماهیانه ای گرفته شود مبلغ آن آنقدر ناچیز بود که مسلما مشمول مقررات مالیاتی نمی شد. راجع به معافیت مالیاتی و عوارض ساختمانهای تحت تملک موسسات فرهنگی ایتالیایی معتقدند اصولا موسساتی که منحصرا برای ترویج و توسعه فرهنگ است باید از هر گونه عوارض و مالیات معاف باشند. در قوانین ایتالیا نیز مالیات و عوارض بر ساختمان وجود دارد و به همین دلیل بود که این معافیت درماده مزبور ذکر شده بود تا متقابلا از سوی ایران نیز مالیات این موسسات حذف گردد و دولت ایتالیا همیشه این بخشودگی را برای موسسات فرهنگی خارجی منظور می داشت.[40]

ادامه دارد                                   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 17:46  توسط عمادالدین فیاضی   | 

نقش مجلس درتحکیم روابط ایران وایتالیا درعصر پهلوی (1)- دكترعمادالدين فياضي

چکیده :

  پس از انقلاب مشروطه درایران وتاسیس مجلس، نقش این نهاد در سیاست خارجی وتحکیم روابط با سایر کشورها نقشی انکار ناپذیر بوده است، دیپلماسی پارلمانی در واقع حافظ اصلی منافع ملی و استفاده از ظرفیت مجلس درراستای رایزنی با کشورها جهت تحقق وارتقای اهداف اقتصادی، سیاسی وفرهنگی ازمهمترین وظالیف مجلس بوده است. تاریخ مناسبات ایران و ایتالیا با داشتن پیشینه دیرینه 20 قرنی از مهمترین مباحث تاریخ روابط خارجی ایران به حساب می آید. دلایل خاص جغرافیایی و استراتژیکی،  موقعیت دو کشور را در معادلات منطقه ای و بین المللی نه تنها در جایگاهی بس رفیع قرار داده است بلکه نقش آنها را در میان کشورهای جهان به نقشی تاثیر گذار در عرصه روابط بین المللی تبدیل کرده است. در این میان مجلس شورای ملی ومجلس سنا ی ایران در دوران پهلوی نقش بسزایی در استحکام و بهبود روابط دو کشور بویژه درتصویب عهدنامه ها ی اقتصادی وفرهنگی داشته است. شناسایی اهداف ونتایج اقدامات مجلس دراین خصوص مساله اصلی این پژوهش است.

واژگان کلیدی: ایران،ایتالیا،پهلوی،مجلس شورای ملی ،روابط اقتصادی، روابط فرهنگی.

مقدمه :

        شکل گیری سیاست خارجی موفق در عرصه بین الملل برای یک کشور حاصل تعامل مثبت نهادهای تاثیرگذارآن کشوربا یکدیگردرعرصه داخلی است. معمولا اجزا و عناصر تاثیرگذار درشکل گیری سیاست خارجی یک نظام شامل عناصر ملموس (مانند قانون اساسی) و غیر ملموس )مانند فرهنگ) و هم چنین در تقسیم بندی کلی دیگر شامل نهادهای رسمی و غیر رسمی می باشد. تعامل عناصر تاثیرگذاربا اتکا به اصول یک نظام سیاسی جهت سیاست گذاری و واکنش به مقولات مبتلا به، موجب شکل گیری سیاست خارجی یک کشورمی شود. معمولا در کشورهای گوناگون نیروهای موثر در شکل دهی به سیاست خارجی دولتمردان و اشخاص، نهادهای رسمی مانند قوای مجریه، مقننه، قضائیه و نهادهای ذی نفوذ غیر رسمی مانند قطب های اقتصادی، نهادهای مذهبی و اجتماعی هستند. هم چنین گروه های نظامی نیز ممکن است به نوعی برروند شکل گیری سیاست خارجی تاثیرگذار باشند.     تقریبا در همه کشورهای جهان مجلس به عنوان یک نهاد رسمی تاثیرگذار در سیاست خارجی مطرح است و بنابرجایگاهی که قانون اساسی  یا عرف و سنت دیرینه کشور برای مجلس در نظر گرفته میزان تاثیرگذاری آن متفاوت است. به عبارت دیگر ساختار پراکندگی قدرت و امتیازات مجلس ازجمله موارد مهمی است که میزان تاثیرگذاری مجلس را افزایش یا کاهش می دهد عامل مهم دیگری که در اثرگذاری مجلس نقش والایی دارد قدرت نمایندگان مجلس است چرا که اشخاص و نمایندگان هم به صورت رسمی و هم غیر رسمی در شکل دهی به سیاست ها تاثیرگذارند.      اما درکشورما ایران اززمان تاسیس مجلس، همواره این نهاد مردمی براساس متن صریح قانون اساسی نقش بسیار مهمی در تصمیم گیری های کلان کشوربه خصوص در حوزه سیاست خارجی داشته است. نقش مجلس به لحاظ حقوقی به دو طریق می تواند به حوزه سیاست خارجی بپردازد. نخست از باب قانونگذاری و دوم ازدیدگاه نظارت بر نحوه اجرای درست قوانین.مجلس حتی دراستخدام کارشناسان خارجی از طرف دولت نقش داشته و در صورت تصویب مجلس، این امر مجاز شمرده می شد. امضای وتایید نهایی عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، موافقت نامه ها، و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت ها و همچنین امضای پیمان های مربوط به اتحادیه های بین المللی پس ازتصویب مجلس اعتبار قانونی می یافت.مجلس همچنین از طریق صدور بیانیه و اطلاعیه نظر خود در خصوص مسایل سیاست خارجی را اعلام می کرد. این بیانیه ها به تبع این واقعیت که مجلس یکی از منابع رسمی تصمیم گیری در سیاست خارجی کشور بوده است، ملاک واکنش و منشا اثر قرار می گرفت و بعدها در مذاکرات و اسناد حقوق بین الملل و روابط بین دولت ها به آنها استناد می شد.
     یکی دیگرازعوامل موثر در نقش آفرینی مجلس  در امورسیاست و روابط خارجی ملاقات نمایندگان و به ویژه اعضای هیات رییسه مجلس با مقامات و سیاستمداران کشورهای خارجی و مذاکرات مستقیم آنها با یکدیگر است. سفرهای رسمی و نیمه رسمی نمایندگان به کشورهای خارجی نیز گامی در همین راستا محسوب می شد. همکاری های پارلمانی میان مجلس ایران و مجالس سایر کشورها پس از جنگ جهانی دوم  رشد قابل ملاحظه ای داشته است، هرچند ممکن بود مجلس گاهی به  خاطر نفوذ شاه ودربارحالت فرمایشی می یافت، اما باز نمی توان  نقش مجلس را درتحکیم وتوسعه روابط خارجی ایران درعصر پهلوی نادیده انگاشت. دراین پژوهش ما با تکیه براسناد وزارات خارجه قسمتی از نقش مجلس را درتحکیم روابط ایران وایتالیا مورد بررسی قرار می دهیم.

مجلس وخرید کشتی های جنگی از کشور ایتالیا در عصر رضا شاه

  در سالهای بین دو جنگ جهانی و به سلطنت رسیدن رضاشاه سیاست ایران در نزدیکی به آلمان بود و از آنجایی که ایتالیایی ها متحد آلمان به شمار می رفتند[1] پابپای آنها در نزدیکی و روابط با ایران تلاش کردند.دراین زمان دولت ایتالیا کمک های گرانبهایی در بوجود آوردن نیروی دریایی ایران نمود.[2] 

از سوی دیگر رضاشاه از آنجایی که می دانست بدون کمک یک قدرت قوی دریایی در خلیج فارس نمی توان حاکمیت ایران را بر سواحل و جزایر خلیج فارس اعمال کند، به ایتالیایی ها سفارش ساخت چند فروند کشتی جنگی را داد. بر اساس اسناد موجود سفارش خرید کشتی های جنگی در سال 1306 ش صورت گرفت و به دنبال آن نیز استخدام متخصصین بحریه از ایتالیا  مطرح شد. هدف اصلی نیز بیشتر جلوگیری از حمل اجناس قاچاق از خلیج فارس به دیگر نقاط بوده است.[3]

جالب اینکه اداره گمرکات ایران دقیقا مشخصات کشتی هایی که مورد نیاز بود از نظر عرض و طول و ظرفیت و نوع سوخت و خلاصه همه مشخصات فنی و بدنه کشتی را مفصلا توضیح داده و طی یادداشتی به اطلاع وزیرمختار ایران در رم رسانده است. همچنین بر اساس اسناد مذکور نام سه شرکت ایتالیایی که برای این کار پیشنهاد داده شده آمده است.[4] وزارت مالیه ایران دردوازدهم اسفند  سال 1306 ه.ش طی نامه ای به مجلس شورای ملی ضمن اعلام لزوم خرید کشتی های جنگی از کشور ایتالیا طرح لایحه ای را نیز در جهت استخدام نیروی متخصص در 4 ماده برای تصویب به مجلس شورای ملی می فرستد، نظر به اهمیت موضوع متن این سند عینا آورده می شود.

«ساحت محترم مجلس شورای ملی

نظر بتوسعه] به توسعه[ یافتن قاچاق اجناس انحصاری در صفحه جنوب و قادر نبودن گمرک بجلوگیری کامل از آن با وسائل فعلی خود و خسارات مهمه که همه ساله از اینراه متوجه دولت و تجار صحیح العمل میگردد.

چون از لحاظ حفاظت جهازاتیکه دولت اکنون در جنوب دارد و حسن اداره آنها اشخاص متخصص لازم بوده و در حال حاضر فراهم کردن آنها در ایران میسر نیست، لذا وزارت مالیه طرح لایحه تهیه و برای تصویب تقدیم مینماید].[

ماده 1 – مجلس شورای ملی بدولت اجازه میدهد که جهازاتیکه مخصوصا برای جلوگیری از قاچاق خطه جنوب خریداری نماید].[

ماده 2 – به دولت اجازه داده میشود یک نفر صاحبمنصب بحریه و یک مهندس مکانیک از اتباع دولت ایطالیا ]ایتالیا[ استخدام نماید].[

حقوق ایندو نفر ]این دو نفر[ متخصص نباید جمعا در سال از یکصدوپنجاه هزار قران تجاوز کند.

مخارج مسافرت هر یک از آنها ایابا و ذهابا چهارهزار قران و سالی یکماه حق مرخصی با اختیار جمیع مرخصیها دارا خواهند بود.

سایر شرایط کنترات و وظایف هریک از ایشان از طرف دولت مشخص خواهد شد.

ماده 3 – معادل دوملیون قران از محل اعتبارات موجوده باختیار وزارت مالیه قرار داده میشود که بمصارف ذیل برساند:

1-       بجهة خریداری یک جهاز کشیک ]احتمالا کشتی[

2-       برای پرداخت حقوق 1307 دو نفر متخصص ایطالیایی ]ایتالیایی[ مزبور و مخارج مسافرت ایشان بایران

در سنوات آتیه حقوق متخصصین و مخارج نگاهداری جهاز کشیک در بودجه متعارفی مملکت قلمداد خواهد شد.

مرمت و دائر کردن آن عمده از جهازات دولتی که فعلا در تحت اختیار گمرک و محتاج بتعمیرات ]به تعمیرات[ با تغییرات میباشد.

ماده 4 - این قانون بلافاصله پس از انتشار حتمی الاجراست.»[5]

وزارت خارجه ایران طی مکاتبه ای با دربار پهلوی یک نفر ایتالیایی را به نام مهندس «ماژوردزان» به استخدام دولت ایران درآورده تا امورات بحریه را سر و سامان دهد. مهندس ماژورانریکودزان مهندس مکانیسین بحریه در دسامبر سال 1938 م  برابر با آذرماه سال 1307 ش به ایران آمد. در بخش وزارت مالیه آرشیو سازمان اسناد ملی متن فرانسه قرارداد وی نیز وجود دارد. بنابه این متن هزینه مسافرت انریکو را که مبلغ 5400 ریال در نظر گرفتند که دولت ایران می پرداخت. مدت استخدام او نیز 3 سال بود. مقر رسمی این مهندس در بوشهر و در قرار قید شده اگر فرد مذکور نتواند تا پایان قرارداد بماند حقوق مدتی که خدمت کرده پرداخت خواهد شد.[6]

چند سال بعد از این سفارشات کشتی های مزبور آماده تحویل به ایران می شود، «محمدعلی صفاری» اولین رئیس و فرمانده نیروی دریایی (بحریه) ایران در خاطرات خود که در سالنامه دنیا سال 1324 منتشر شد مطالب جالبی درباره مراسم تحویل 6 کشتی سفارش داده ایران با حضور رضا شاه بیان می دارد وی در این باره می نویسد: «روز بعد (14 آبان سال 1311ش) اعلیحضرت رضاشاه به بندر بوشهر تشریف فرما شده و در عمارت فرمانداری اقامت گزیدند. آن شب به افتخار ورود کشتی ها، خان حاکم دعوتی ترتیب داده بود. همه افسران ایتالیایی و ایرانی و رؤسای اداره های دولتی بوشهرو  ملتزمین رکاب در سر میز شام افتخار حضور داشتند. بعد از صرف شام شاهنشاه به بالکن فرمانداری که مشرف بر دریا بود تشریف بردند، ما هم حضور داشتیم، آن جا من شاهد وضعی بودم که هیچ وقت از خاطرم دور نمی شود، کشتی ها را با چراغ های الوان (رنگی) آراسته بودند و از ساحل دیدن نور این چراغانی، بسیار دل پذیر و مطبوع بود. جالب اینکه افسران ایتالیایی هنگام تحویل کشتی ها به رضاشاه و ادای احترام به او سلام فاشیستی دادند که در زمان حکومت موسولینی مرسوم و متداول شده بود.»[7]

جالب اینکه بعد از تحویل رسمی کشتی در سال 1311 ش وسایل مورد نیاز این کشتی ها نیز از سوی ایتالیایی ها تأمین می شد. بر اساس سندی که مربوط به 25 خرداد ماه سال 1314 ش است رئیس اداره کل گمرکات در مکاتبه ای ضمن اشاره با آمدن 225 صندوق وسایل قایق های موتوردار از کشور ایتالیا از وزارت جنگ درخواست صدور مجوز معافیت گمرکی این کالاها می شود.[8]

وزارت جنگ نیز بلافاصله در نامه ای محرمانه و فوری اشعار می دارد که محتویات 225 صندوق قطعات قایق های موتوردار خریداری وزارت جنگ بوده و از هر گونه عوارض گمرکی معاف می باشد.[9]

ایتالیایی ها علاوه بر ساختن و تحویل فوری کشتی هایی که دولت ایران سفارش داده بود، آموختن فنون دریانوردی به افسران جوان ایرانی که به ایتالیا فرستاده شده بودند و اعزام مربیان و مستشاران ایتالیایی نیروی دریایی همه و همه باعث شد که دولت ایران بتواند در مدت کوتاهی دارای نیروی دریایی کوچکی شده و پس از قرنها رأسا دفاع از آبهای ساحلی خود در بحر خزر و خلیج فارس را به عهده بگیرد. بدیهی است روابط صمیمانه ایران با دولتهایی که محور برلن – رم  را بوجود آورده بودند با نظر خوشی از طرف شوروی و انگلستان تلقی نمی شد.[10]

با این وجود روابط دو کشور در عصر رضاشاه هر روز رو به توسعه بود و محدود به روابط نیروی دریایی نبود، در این زمان ایران به جهت پیشرفت هایی که در زمینه صنعت و تأسیس کارخانجات صنعتی و تأمین سوخت آنها و نیز بهره برداری از معادن مختلف نموده بود نیاز به متخصصین و مستشاران خارجی داشته است که بخشی از این متخصصین را از کشورهای آلمان و ایتالیا به استخدام خود درآورده بود. از این رو بر اساس اسناد موجود، ایران با استخدام یک مهندس ایتالیایی نقشه بردار معادن به نام «پیترا گیلونی» با شرایط استخدامی مطلوب و حقوق مکفی موافقت کرد.[11]

مجلس و تصویب عهدنامه مودت ایران و ایتالیا در دوره رضاشاه

یکی از بحثهای مهم عصر رضاشاه قرارداد مهمی است که بین طرفین منعقد می شود این قرارداد تحت عنوان عهدنامه مودت منعقده بین دو دولت ایران و ایتالیا در 14 اردیبهشت سال 1309ه.ش مورد تصویب مجلس شورای ملی قرار می گیرد.

متن کامل ماده واحد مجلس درخصوص تصویب این عهدنامه وموادآن به شرح زیرمیباشد:

«ماده واحده مجلس شورای ملی در جلسه 14 اردیبهشت ماه 1309 عهدنامه مودت بین دولت ایران و ایتالیا را که مشتمل بر 4 ماده و یک پروتکل اختتامیه می باشد و در تاریخ 14 شهریور ماه 1308 (5 دسامبر 1929 م) بین دولت مزبور منعقد و از طرف نمایندگان آنها امضاء شده است تصویب نموده و اجازه مبادله شده آن را به دولت می دهد.

این قانون که مشتمل بر یک ماده و متن عهدنامه ضمیمه است در جلسه چهاردهم اردیبهشت ماه 1309 ش به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

رئیس مجلس شورای ملی – دادگر

این عهدنامه از طرف رضاشاه آقای مهدیقلی خان هدایت رئیس الوزراء و از طرف پادشاه ایتالیا جناب ریولیودانئو وزیرمختار و ایلچی مخصوص ایتالیا در تهران امضاء شد.

4 ماده عهدنامه ایران و ایتالیا

1- بین دو دولت و اتباع آن صلح خلل ناپذیر و دوستی

2- تعهد طرفین که روابط سیاسی و قونسولی بر طبق اصول و روابط معمول حقوق عمومی بین الملل ادامه دهند

3- طرفین اختلافات را که تصفیه آنها بطور دوستانه در مدت مناسبی بوسائل سیاسی عادی ممکن نگردد بطرز مسالمت کارانه تصفیه نمایند و عندالزوم  به یک فرمول عمومی که جامعه ملل توصیه نماید ملحق گردند و این فرمول را برای همه اختلافات  اعمال دارند.

4- این عهدنامه به محض مبادله نسخ مصوبه به موقع اجرا گذاشته می شود.

طهران 5 سپتامبر 1929،  «مهدیقلی – ژولیو دانئو»[12]

 

واکنش مجلس ایتالیا ونمایندگان آن به ملی شدن نفت ایران

 نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران آغاز فصل نوینی در روابط دو  کشور ایران وایتالیا به حساب می آمد و شاید در یک نگاه بتوان آن را نقطه عطفی برای روابط طرفین قلمداد کرد. هرچند اساس این مقاله بررسی نقش مجلس شورای ملی درتکیم روابط ایران وایتا لیا است،اما دراین رابطه بی مناسبت نیست که دیدگاه پارلمان ایتالیا را درخصوص مسئله مهم ملی شدن صنعت نفت اشاره کنیم .

مواضع رسمی دولت ایتالیا درباره ملی شدن صنعت نفت ایران که توسط نخست وزیر این کشور در پارلمان ایتالیا اظهار شده بود، نشانه اوج همدردی و همدلی با ملت و دولت ایران در این زمینه است. به گزارش سفیر ایران در رم نطق آقای "دوگاسپری"[13]  در مجلس سنای ایتالیا که راجع به مواضع دولت ایتالیا نسبت به مسائل خاورمیانه و مخصوصا کشورهای عرب و ایران نشان می دهد که ایتالیا نسبت به ایران در ماجرای ملی شدن نفت و درگیری با شرکت نفت ایران و انگلیس نظرمثبت داشته است.[14]  روزنامه ایتالیایی ایل ماساژرو در همین تاریخ نطق کامل "دوگاسپری" را در مجلس سنا به چاپ رساند.

از این رو دکتر مصدق از این موضوع بسیار خرسند شده و در حالی که در این زمان در واشنگتن برای سخنرانی در خصوص احقاق حقوق ایران در شورای امنیت سازمان ملل حضور داشته از همانجا فورا بوسیله تلگراف رمزی که در تاریخ چهارم آبانماه سال 1330 برای علی منصور سفیر ایران در رم ارسال داشته است از وی خواسته است فورا مراتب تشکر و تقدیر وی را از نخست وزیر ایتالیا اعلام نماید. اصل متن این تلگراف به قرار زیر است:

« 4/8/30[13]  تلگراف رمز

جناب آقای منصور

خواهشمند است فورا نخست وزیر ایتالیا را ملاقات و از طرف اینجانب از اظهاراتیکه در جلسه مجلس درباره ایران ایراد کرده اند صمیمانه تشکر فرمایید.

[امضاء] دکتر مصدق »[15]

ظاهرا سفیر ایران به ملاقات نخست وزیر ایتالیا رفت و شخصا پیام دکتر مصدق را ابلاغ نمود جالب اینکه در ایران هم سفیر کبیر ایتالیا در کاخ مرمر نزد شاه رفت و مدت نیم ساعت با او گفتگو کرد. بر اساس گزارش روزنامه های آن زمان، منابع مطلع ملاقات سفیر ایتالیا را با شاه بی ارتباط با ملاقات منصور سفیر ایران در رم با نخست وزیر ایتالیا ندانستند و حدس زده شده بود که در دیدار سفیر ایتالیا با شاه سفیر ایتالیا از طرف دولت متبوع خود برای وساطت در امرمسئله نفت مامور شده باشد.[16]

گذشته از نخست وزیر ایتالیا چند تن از نمایندگان مجلس ایتالیا و برخی مقامات عالیرتبه دولت ایتالیا به طور رسمی از نهضت ملی شدن صنعت در ایران حمایت کردند «آقایان امبرتوتریسینی[17] سناتور و آچیلی کورنا[18] وکیل مجلس مبعوثان ایتالیا به همراه دو مقام عالیرتبه دولت ایتالیا به سفارت ایران در رم رفته و احساسات خود و ملت ایتالیا را در خیرخواهی و تایید حقانیت ایرانیان نسبت به مبارزه ای که در جریان بود حضورا تذکار دادند.»[19]

لازم به ذکر است که ایتالیا دارای دو مجلس سنا و نمایندگان است از پایان جنگ جهانی دوم به این طرف حزب دمکرات مسیحی مقام اول را در هر دو مجلس پارلمان ایتالیا داشتند، ولی جز مدتی کوتاه از اکثریت مطلق در پارلمان برخوردار نبوده است.[20]

مجلس و تصویب قانون عهدنامه مودت بین ایران و ایتالیا درسال 1334

یکی از اقدامات مهم مجلسین ایران  در اواخر سال 1334 تصویب و امضای عهدنامه مودت ایران وایتالیا بود. قانون عهدنامه مودت بین ایران و ایتالیا نخستین بار در تاریخ دوم مهرماه 1329 مطابق با 24 سپتامبر سال 1950 میلادی در تهران به امضا رسید و مورد تصویب مجلسین سنا و شورای ملی و نیز صحه شاه قرار گرفت همین قانون بار دیگر در جلسه پنجشنبه سی ام آذرماه سال 1334 مورد تصویب مجلس شورای ملی و آنگاه در تاریخ 14 دی ماه 1334 هیئت دولت مامور اجرای این قانون گردید.

نمایندگان تام الاختیار دو طرف نیز در عهدنامه مشخص گردید. از طرف شاه ایران «محسن رئیس» وزیر امور خارجه و از سوی رئیس جمهور ایتالیا «مارکی البرتوروسی لونکی» سفیر کبیر ایتالیا در تهران نمایندگان تام الاختیار معرفی شدند.

اهمیت این عهدنامه این بوده است که طرفین متعهد شدند که به منظور ادامه روابط سیاسی و کنسولی خود طبق اصول معمول حقوق بین الملل عمومی اقدام نمایند و برای ایجاد حسن تفاهم بیشتر بین دو ملت در جهت توسعه روابط فرهنگی نهایت سعی خود را مبذول دارند و کلیه تدابیری را که به منظور تسهیل مبادرت متقابله فرهنگی و علمی و هنری باید اتخاذ گردد بررسی نمایند.[21]

مسافرت هیئت پارلمانی ایران به ایتالیا درسال 1336

گفتیم یکی از عوامل موثر در نقش آفرینی مجلس  در امور سیاست و روابط خارجی ملاقات نمایندگان و به ویژه اعضای هیات رییسه مجلس با مقامات و سیاستمداران کشورهای خارجی و مذاکرات مستقیم آنها با یکدیگر است. درسال 1336رئیس جمهور ایتالیا به ایران یک مسافرت مفصل می کند وی در بازگشت به ایتالیا سفر خود را موفقیت آمیز توصیف می کند و در جمع خبرنگاران میهمان نوازی مسئولین و دولت ایران را ناشی از اعتماد و صمیمیت متقابل ذکر می کند و اینکه همکاری با ایران روی دوستی حقیقی است «به همین جهت این همکاری می تواند مطمئن و مستمر بوده و نتایج آن نه تنها برای کشور بلکه به نفع صلح و سلامت بین المللی است.»[22]

در مجموع مسافرت رئیس جمهور ایتالیا به ایران موجب گسترش روابط فی مابین شد. درست پس از چند روز از رفتن رئیس جمهور ایتالیا از ایران یک هیئت پارلمانی از سوی ایران در تاریخ پانزدهم مهرماه سال 1336 به ریاست نائب رئیس مجلس شورای ملی آقای «اردلان» و به همراهی برخی از نمایندگان مجلس و اعضاء جمعیت ایرانی دوستداران ایتالیا به کشور ایتالیا سفر کردند.[23]

مجلس وتصویب قرارداد تهاتری بین ایران وایتالیا

یکی از مسائلی که مجلس شورای ملی درتصویب نهایی قراردادهای ایران وایتالیا درنظر میگرفت این بود که قراردادهایی را مورد تصویب یا تایید مجدد قرارار میداد که مطابق بانیاز ایران بود به عبارتی اگر قراراردادی درگذشته با ایتالیا مورد تصویب قرار گرفته در تمدید وتصویب مجدد آن نظر متخصصین و هئیت های مربوطه راجویا می شد که قراردادها را براساس نیازهای جدید تنظیم نمایند، آنگاه مورد تصویب قرار می داد. در شهریور ماه سال 1333 هیئتی از نمایندگان ایتالیایی برای بررسی و عقد قرارداد موافقتنامه جدید بازرگانی بین کشور به ایران آمدند.این هیئت ماموریت داشتند در تهران با مقامات وزارت اقتصاد ملی ملاقات و لیست جدید کالاهای وارداتی و صادراتی را که بایستی در سال 33 بین دو کشور مبادله شود تنظیم و امضاء کنند. ظاهرا مدت قرارداد تهاتری ایران و ایتالیا درسال 1333 ش پایان یافت و چون طرفین به آن ایرادی نداشتند  پی درپی تمدید گردید.

اعضای هیئت ایرانی گفتند: اشکال زیادی در امضای قرارداد جدید وجود ندارد و تصور نمی رود در متن موافقت نامه فعلی بازرگانی و قرارداد پرداخت تغییری داده شود ولی در لیست جدید واردات و صادرات تغییرات عمده ای صورت خواهد گرفت و میزان سهمیه بعضی از کالاهای صادراتی و وارداتی بکلی حذف و بجای آن بر میزان کالاهای دیگر و یا چند کالای جدید افزوده خواهد شد و قطعا میزان سهمیه نسبت به زمان قبل از این افزایش می یابد. [24]

از ویژگیهای قرارداد جدید این بود که مناسبات دو کشور را بر اصل کامله الوداد قرار می داد و طرفین امتیازات خاصی در امر بازرگانی و داد و ستد نسبت به اتباع یکدیگر قائل شدند و همچنین میزان معاملات ایران و ایتالیا نسبت به سالهای قبل افزایش و توسعه یافت.[25] د

ادامه دارد

      

                                         

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 17:42  توسط عمادالدین فیاضی   | 

فهرست کامل منابع کنکور کارشناسی ارشد رشته تاریخ با تمام گرایش ها وضرایب آنها

بنام خداوند جان وخِرَد

تاریخ ایران باستان

عنوان

پدیدآورنده

مترجم

ناشر

تاریخ  اَساطیری ایران

ژاله  آموزگار

-

سَمت

شناسایی منابع و مآخذِ تاریخ ایران

عزیزا.. بیات

-

امیرکبیر

تاریخ  ایران

حسن  پیرنیا

-

میلاد

آریائیها  و مادها

اردشیر خدادادیان

-

اصالت تَنشیر

هخامنشیها

اردشیر خدادادیان

-

اصالت تَنشیر

تاریخ سیاسی هخامنشیان

محمد  داندامایُف

خ. بهاری

کارنگ

هزاره هایِ گمشده (ج٤)

پرویز رجبی

-

توس

تاریخ  مردم  ایران (ج۱)

عبدالحسین  زرین کوب

-

امیرکبیر

ایران در زمان  ساسانیان

آرتور کریستین سِن

ر.  یاسِمی

ساحل

ایران در سپیده دمِ  تاریخ

جورج کامِرون

ح. اَنوشه

علمی فرهنگی

هخامنشیان

آمِلی کورت

م.  ثاقب فر

قُقنوس

ایران از آغازتا اسلام

رِمان گیرشمَن

م. معین

معین

تاریخ سیاسی اجتماعی اشکانیان

م. ج. مَشکور؛م. رجب نیا

-

دنیان کتاب

کتابشناسیِ تاریخ ایران دردوران باستان

مریم میراحمدی

-

امیرکبیر

تاریخ باستانی ایران

نِلسون فِرای

م رجب نیا

علمی فرهنگی

منابع تاریخ ایران قبل ازاسلام

محمدباقر وثوقی

-

پیام نور

دنیای گمشدة عیلام

والتر هینتس

ف. فیروزنیا

علمی فرهنگی

مجموعه تستهای تاریخ ایرانِ باستان

مهدی وزین افضل

-

پوران پژوهش

 تاریخ ایران  در دوران اسلامی

عنوان

پدیدآورنده

مترجم

ناشر

ایران بین دو انقلاب

یِرواند  آبراهامیان

ا.گُلمحمدی

نِی

تاریخ مغول  در ایران

برتولد  اِشپولر

م. میرآفتاب

علمی فرهنگی

ایران از صدرِاسلام تا انقراض قاجاریه

عباس  اقبال آشتیانی

-

میلاد

شناسایی منابع ومآخذِ تاریخ ایران

عزیزا.. بیات

-

امیرکبیر

دیلمیان  درگُسترة  تاریخ ایران

پروین  تُرکمنی آذر

-

سَمت

ایران دردوران ِ صفّاریان  و علویان

پ. تُرکمنی آذر؛ ص. پَرگاری

-

سَمت

تاریخ ایرانِ کمبریج (ج۵)

آ.جِی  بویل

ح. اَنوشه

امیرکبیر

حکومت تُرکمانان

اسماعیل  حسن زاده

-

سَمت

تاریخ خوارزمشاهیان

اللهیارخلغتبری؛ محبوبه شرفی

-

سَمت

تاریخ مردم ایران (ج۲)

عبدالحسین  زرین کوب

-

امیرکبیر

سلجوقیان

ملیحه  ستارزاده

-

سَمت

ایرانِ عصرصفوی

راجر  سیوِری

ک. عزیزی

مرکز

ایران دردورانِ افشاریه و زندیه

رضا  شعبانی

-

سَمت

ایران دردورة سلطنت قاجار

علی اصغر  شَمیم

-

زریاب

تاریخ ایرانِ کمبریج  (ج٤)

ر. ن. فِرای

ح. اَنوشه

امیرکبیر

ایران دردورة سامانیان

ابوالقاسم  فروزانی

-

سَمت

غزنویان  از پیدایش  تا  فروپاشی

ابوالقاسم  فروزانی

-

سَمت

تاریخ غوریان

اصغر  فروغی ابری

-

سَمت

تاریخ  آل بویه

علی اصغر  فقیهی

-

سَمت

تیموریان و تُرکمانان

حسین  میرجعفری

-

سَمت

ایران در دورانِ  صفویه

عبدالحسین نوایی ؛ع. غفاری فرد

-

سَمت

ایران در قرونِ  نخستین اسلامی

برتولد  اِشپولر

ج. فَلاطوری

علمی فرهنگی

مجموعه تستهای  تاریخ  ایرانِ اسلامی

مهدی وزین افضل

-

پوران پژوهش

تاریخ اسلام

عنوان

پدیدآورنده

مترجم

ناشر

خلاصة  تاریخ ایران

عباس  اقبال آشتیانی

-

میلاد

تاریخ  ملل و دولِ  اسلامی

کارل  بروکلِمان

ه. جزایری

علمی فرهنگی

تاریخ خلافتِ اسلامی

احمدرضا  خِضری

-

سَمت

تاریخ صدرِ اسلام

غلامحسین   زرگری نژاد

-

سَمت

شیعه  در تاریخ

محمدحسین   صدرعاملی

م. ر. عطایی

آستان قدس رضوی

تاریخنگاری  در اسلام

صادق سجادی؛ هادی عالم زاده

-

سَمت

تاریخ  تحلیلیِ  اسلام

جعفر شهیدی

-

دانشگاه تهران

دولتِ  اُمویان

محمدسهیل  طَقوش

ح. جودکی

پ. حوزه و دانشگاه

دولتِ  عباسیان

محمدسهیل   طَقوش

ح. جودکی

پ. حوزه و دانشگاه

تاریخ اسلام

علی اکبر  فیّاض

-

دانشگاه تهران

فاطمیان درمصر

عبدا..  ناصری طاهری

-

پ. حوزه و دانشگاه

تشیّع در مسیرِ تاریخ

سیّدحسین  محمدجعفری

م. ت. آیت اللهی

نشرفرهنگ اسلامی

کلیّاتِ  تاریخ عمومی (ج۲)

حسینعلی مُمتَحِن

-

دانشگاه شهیدبهشتی

مجموعه تستهای تاریخ اسلام

مهدی وزین افضل

-

پوران پژوهش

 تاریخ جهان

عنوان

پدیدآورنده

مترجم

ناشر

تحوّلات اروپا درعهدِ رنسانس

داود اصفهانیان

-

دانشگاه تبریز

تاریخ  یونانِ قدیم

احمد بِهمنش

-

دانشگاه تهران

تاریخ  جهانِ نو (ج۱)

رابرت پالمر  روزوِل

ا. طاهری

امیرکبیر

تاریخ  جهانِ نو (ج۲)

رابرت پالمر  روزوِل

ا. طاهری

امیرکبیر

تاریخِ جهانی (ج۱)

ش. دولاندلِن

ا. بِهمنش

دانشگاه تهران

تاریخِ جهانی (ج۲)

ش. دولاندلِن

ا. بِهمنش

دانشگاه تهران

تاریخ جهانِ باستان ؛ یونان (ج ۲)

دیاکونُف

ص. انصاری

اندیشه

تاریخ جهانِ باستان ؛ روم (ج۳)

دیاکونُف

ص. انصاری

اندیشه

تاریخ  قرونِ وسطی

یِوگِنی کاسمینِسکی ؛ آلکسی یِویچ

م. ب. مومنی

اندیشه

تاریخ تحوّلات اروپا  درقرونِ جدید

نقی لطفی ؛ محمدعلی علیزاده

-

سَمت

تاریخ  قرونِ جدید

آلبرماله ؛ ژول ایزاک

ف. شادمان

ابن سینا

تاریخ  مللِ شرق و یونان

آلبرماله ؛ ژول ایزاک

ع. هَژیر

ابن سینا

کلیّاتِ  تاریخ عمومی (ج۱)

حسینعلی مُمتَحِن

-

دانشگاه شهیدبهشتی

کلیّاتِ  تاریخ عمومی (ج۲ ، بخش اول)

حسینعلی مُمتَحِن

-

دانشگاه شهیدبهشتی

کلیّاتِ  تاریخ عمومی (ج۲ ، بخش دوم)

حسینعلی مُمتَحِن

-

دانشگاه شهیدبهشتی

تحوّلات روابطِ بین الملل(ازکنگرة وین)

احمد  نقیب زادة  شهربابکی

-

قومِس

مجموعه تستهای تاریخ جهان

مهدی وزین افضل

-

پوران پژوهش

 جدول گرایش ها و ضرایب کنکور کارشناسی ارشد دانشگاههای سراسری و آزاد ( رشتة تاریخ )

ضرايب دروس

گرايش

زبان انگليسي         

زبان عربي

تاريخ ايران باستان

تاريخ اسلام

تاريخ جهان

تاريخ ايران دوره اسلامي

ايران دوران اسلامي

۲

۲

۱

۱

۱

۲

ایران باستان

۲

۲

۲

۱

۱

۱

تاریخ اسلام

۲

۲

۱

۲

۱

۱

تاریخ جهان

۳

۱

۱

۱

۲

۱

با آرزوی کامیابی و بهروزی برای دانشجویان گرامی

  دکتر عمادالدین فیاضی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 10:55  توسط عمادالدین فیاضی   | 

"نشان هاي طلا ونقره درعصر محمد رضا شاه "2

 

قسمت دوم "نشان هاي طلا ونقره درعصر محمد رضا شاه "

استنساخ اسناد

(سند شماره 1)

          شماره عمومی ....                 (نشان شهرداری تهران )       تاریخ ...........

          شماره خصوصی ......                                             پیوست .........

ریاست محترم تشریفات  کل شاهنشاهی

درشرفیابی به پیشگاه مبارک ملوکانه شاهنشاه آریامهر اجازه فرمودند بمنظور قدردانی از زحمات               وکوشش کسانی که درراه آبادانی شهر خدمات برجسته انجام دهند یا یا موجد ابتکارات شایان توجه واستثنائی باشند نشان مخصوص باسم "نشان شهر "درجه یک ودو تهیه شود که با تنظیم آئین نامه خاص ورعایت شرایط ویژه بآنان اعطاء گردد

  اینک طرح نشان مذبوربضمیمه اساسنامه تقدیم میشود متمنی است مراتب رابشرفعرض ]شرف عرض [

پیشگاه شاهنشاه آریامهررسانیده واوامر صادره به شهرداری پایتخت ابلاغ فرمایند/ج     

                                             شهردار پایتخت

                                                                       ]   امضا غلامرضا نیک پی[

                                          ]  تاریخ[  9/10/1348                              

..........................................................................................................................

(ضمیمه سند شماره 1)

       تاریخ ...........                                 (نشان شهرداری تهران )

       شماره....                                          شهرداری تهران

      پیوست ....                                        سازمان پارک ها

آئین نامه اعطای نشان شهر (مخصوص شهرداری تهران )

فصل اول :نوع ومشخصات نشان :

ماده 1- نشان شهر که بموجب این آیین نامه بافراد واجد شرایط اعطاء میشود دو نوع است که طبق شکل ضمیمه این آیین نامه بوده ومشخصات آن به شرح زیر است .

ماده 2- انواع نشان شهر :

الف-(نشان درجه یکم شهر )

وزن: 36گرم

شکل :برگ زیتون دراطراف نشان وآرم شهرداری دروسط وزمینه آن مینای آبی است .

جنس :برنزمطلاشده

رنگ : زمینه مینای آبی وبرگ زیتون دراطراف نشان وآرم شهرداری که دروسطاست طلایی

روبان : آبی نقره ا ی

ب: -(نشان درجه دوم شهر )

وزن: 36گرم

شکل :برگ زیتون دراطراف نشان وآرم شهرداری دروسط وزمینه آن مینای آبی است .

جنس :برنزباروکش نقره 

رنگ : زمینه مینای آبی وبرگ زیتون دراطراف نشان وآرم شهرداری که دروسطاست طلایی

روبان : آبی نقره ا ی

فصل دوم :شرایط اعطای نشان شهر

ماده 3- نشان درجه یک ودرجه دو به تناسب خدماتی که در پیشرفت اموورشهری انجام میشود ب هریک از ساکنان پایتخت اعم از ایرانی یا تبعه دولت خارجی اعطاء میگردد.

تبصره 1- نشان درجه یک درهرسال حداکثر ده و  نشان درجه بیست عدداعطاء میگردد.

ماده 4- فرمانهای نشان درجه یک1شهر پس از توشیح اعیلحضرت همایون شاهنشاه آریامهر از طرف تشریفات کل شاهنشاهی ابلاغ ونشانها نیز طبق نمونه موجود از طرف شهردار پایتخت بکسانی که مفتخر به بدریافت آن شده اند اهداء خواهد شد .

تبصره 1- نشان درجه 2با]به [ پیشنهاد شهردار پایتخت وتصویب ذات مقدس ملوکانه با ابلاغ شهردار انجام خواهد یافت .

ماده 5- پیشهناد های واصله حداکثر تا آخر آذر ماه هر سال ازطرف روسای مربوط ومقامات ذیصلاح بشهرداری ارسال ودرکمیسیونی که باین منظور درنیمه اول دیماه تشکیل خواهد شد مطرح ونتیجه مطالعات خود راتا اول بهمن ماه هر سال بشهردار پایتخت گزارش پس از بررسی وتائید ایشان صورت کسانیکه شایسته باشند تا پانزدهم بهمن ماه به تشریفات کل شاهنشاهی ارسال و بشرفعرض پیشگاه شاهنشاه آریامهر رسیده واراده سنیه ملوکانه تاپانزدهم اسفند ماه همان سال بشهرداری پایتخت ابلاغ وترتیب اهدای نشان ها داده خواهد شد .

فصل سوم: کمیسیون تصویب پیشنهاد نشان شهر

ماده 6- کمیسیون پیشنهاد نشان شهر زیر نظر شهردار پایتخت از اشخاص زیر تشکیل میشود.

1-     معاون اداری شهرداری پایتخت

2-     معاون امور اجتماعی وروابط عمومی شهرداری پایتخت

3-     یکنفر از مدیران شهرداری بانتخاب شهردار پایتخت

4-     نماینده انجمن شهر

فصل چهارم : مواد مخصوص

ماده 8- درکلیه پیشنهادهای نشان شهر باید نکات زیر درج شود . 

هویت شخص ازحیث (نام .نام خانوادگی )       سن .      شغل .

تاریخ شروع بخدمت ومدت آن (درصورتیکه کارمند باشد )

تاریخ ودرجه اعتبار نشان قبل

ذکر مواد این آئین نامه که برای پیشنهاد به آنها استناد گردیده است وشرح خدماتیکه به پیشنهاد نشان منتهی شده با ذکر دلایل .

ماده 9- فاصله پیشنهاد نشان درجه بالاتر نباید کمتر از پنج سال باشد .

ماده 10- نام کسانیکه بدریافت نشان مفتخر میشوند بترتیب درلوحه افتخار شهرداری ثبت خواهد گردید./ر

شهردارپایتخت

........................................................................................................................................................................

(سند شماره 2)

          شماره عمومی ....                 (نشان شهرداری تهران )       تاریخ ...........

          شماره خصوصی ......                                             پیوست .........

ریاست محترم انمن شهر پایتخت 

باکسب اجازه از  پیشگاه  شاهنشاه آریامهر مقرر است بمنظور قدردانی از زحمات و کوشش کسانی که درراه آبادانی شهر خدمات برجسته انجام داده یا  موجد ابتکارات شایان توجه واستثنائی باشند نشان مخصوص باسم "نشان شهر "تهیه وبا رعایت شرایط خاص اعطاء گردد،بنابراین باایفاد یک نسخه از آیین نامه مذکور ،خواهشمند است مراتب درانجمن شهر مطرح وضمن معرفی یک نفر نماینده برای کمیسیون نشان موافقت انجمن شهر نیز اعلام گردد./ج

                                               شهردار پایتخت

                                                                       ]   امضا غلامرضا نیک پی[

                                          ]  تاریخ[  24/2/1349 

...........................................................................................................................

(سند شماره 3)

 (نشان شهرداری تهران )                                               ]  تاریخ [ 5/3/1349

               آگهی

............................................

   باکسب اجازه از  پیشگاه  شاهنشاه آریامهر به کسانی که درراه آبادانی شهر خدمات برجسته انجام داده یا  موجد ابتکارات شایان توجه واستثنائی باشند نشان هر اعطاء میگردد   .ازاهالی محترم پایتخت تقاضا میشود هر آینه اقدامی استثنایی درجهت بهبود وضع شهر یا آبادی وعمران وزیبایی ودرختکاری وگل کاری وآمثال ان نموده اند مراتب را با ذکر مورد به شهرداری پایتخت اعلام فرمایند ./م

                                               شهردار پایتخت

                                                                       ]   امضا غلامرضا نیک پی[

                                                                          ]  تاریخ[  5/3/1349

................................................................................................................................................................

(سند شماره 4)

 (نشان شهرداری تهران )                                               ]  تاریخ [ 5/3/1349

دفتر شهردار

بخشنامه بشهرداران نواحی وروسای سازمانها ی شهرداری

......................................................................................

   باکسب اجازه از  پیشگاه  شاهنشاه آریامهر به کسانی که درراه آبادانی شهر خدمات برجسته انجام داده یا  موجد ابتکارات شایان توجه واستثنائی باشند نشان هر اعطاء میگردد انتظار دارد شهرداران نواحی و روسای سازمانها طوری عمل کنندکه بتوان برای بهترین آنان پیشنهاد نشان طلا وبرای نفر دوم نشان نقره تقدیم داشت .صورتی از خدمات هر شهردار ناحیه درکمیسیون مربوط بررسی خواهد شد /خ

                                               شهردار پایتخت]   امضا غلامرضا نیک پی[

................................................................................................................................................................

                                     (  سند شماره 5)

 (نشان شهرداری تهران )                                        محرمانه                                                                  

جناب آقای هرمز قریب رئیس تشریفات شاهنشاهی

عطف بهنامه شماره 601/ت- مورخ 26/10/50 برطبق آئین نامه مصوب نشان شهر مقرر است شهرداری پایتخت باتوجه بمفاد 3و4 آئین نامه اعطای نشان شهر برای ده نفر از اشخاصی ورجالی که خدمات برجسته انجام داده از پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر استدعای اعطای نشان طلا نماید وچون در سالجاری نه قطعه نشانم طلا به خدمتگزادران شهر اعطا گردیده ویک قطعه نشانی که به فرمان همایونی بسرکار علیه خانم فریده دیبا اهدا شده خارج از برنامه وپیشنهاد معمول بوده است بنابراین کمیسیون اعطای نشان استدعا نموده است یک قطعه نشان طلا ی بپاس همکاریهای ارزنده که جناب آقای دکتر اقبال هیئت مدیره ومدیر عامل شرکت ملی نفت ایران با شهرداری پایتخت مبذول فرموده اند بمعظم له اهدا گردد متمنی است مراتب را از شرفعرض پیشگاه مبارک ملوکانه گذرانده واراده همایونی را ابلاغ فرمایند .

 محرمانه                                                          شهردار پایتخت]   امضا غلامرضا نیک پی[

 (سند شماره 6)

 (نشان شهرداری تهران )                                               ]  تاریخ  1350 [

دفتر شهردار

صررتجلسه

نظر به خدماتیکه اشخاص زیر درپیشرفت امور مملکت نموده اند باستناد ماده 2آئین نامه اعطای نشان شهر پیشنهاد میشود از پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر استدعا شود ده نفر اول را باعطاء نشان طلا ی شهر وبیست نفر را باعطاء نشان نقره شهر مفتخر ومباهعی فرمایندد دلایل مربوط بهر یک درپیوست این صورتجلسه منعکس است .

نشان طلا ]  سال 50 [

1- جناب آقای امیر عباس هویدا نخست وزیر                                    نشان طلا

2- //   // //  حسن زاهد وزیر سابق کشورواستاندار خراسان                  // //  //

3- // // //   صفی اصفیا وزیر مشاور                                              // //  //

4- //   //  // عبدالمجید مجیدی وزیر کار وامور اجتماعی                     // //  //

5- //   //  // عبدالعلی جهانشاهی رئیس کل بانک مرکزی                     // //  //

6- //   //  //  حسین فرهودی رئیس انجمن شهر پایتخت                      // //  //

7- تیمسار ارتشبد غلامعلی اویسی فرماندهی ژاندامری کل شهربانی         //   //  //

8- //   //  //  نعمت الله نصیری معاون نخست وزیر                           //  //   //

9- سپهبد مرتضی یزدان پناه رئیس  بازرسی شاهنشاهی                       //  //  //

10- // // ناصر قلی صدر ی رئیس شهربانی  کل کشور                     //   //  //

.................................................................................................................................

1- جناب  آقای ابوالفتح نیرومند راد         قائم مقام شهردار               نشان نقره

2- //     //      هوشنگ سمیعی             معاون شهردار                  //       //

3- //      //    رضا شیخ بهایی              //          //                     //       //

4- //      //   جواد صالحی                  //         //                     //       // 

5- //      //  جهانگیر مظلوم                  //         //                      //     //

6- //        // خسرو ارداقی                  مشاور شهردار                   //     //

7-  تیمسار سر تیپ حریری                  //             //                    //      //

8- آقای کمالی زاده                     مدیر کل امور نواحی شهرداری      //     //

9- //   منصور معاونی                  مدیر کل شهرسازی شهرداری        //     //

10- //  کریمیان                         مدیر عامل سازمان نوسازی شهرداری  //   //

11- //  فرتاش                        مدیر عامل سازمان پارکهای شهرداری   //    //

12- // گرنوپل پولن                   مشاور شهردار                               //   //

13- آقای دکتر رشید یاسمی         نماینده مجلس شورای ملی               //    // 

14- //    عنایت بهبهانی             //                             //              //      //

15- // سعادت فرد                   //                             //             //         //

16- //  ناصر اولیاءشیرازی          //                               //             //       //

17- // حسین راضی                   مدیر عامل سازمان تربیت بدنی          //     // 

18- //  رادمهر                          رئیس اداره کل املاک                     //      //

19- // ابطحی                          شهردار ناحیه 6                             //       //

20- // سیدمحسن ویژه               رئیس شورای عالی انجمن های محلی               نشان نقره

.......................................................................................................................

(سند شماره 7)

 (نشان شهرداری تهران )                                               ]  تاریخ  1351 [

دفتر شهردار

صررتجلسه

نظر به خدماتیکه اشخاص زیر درپیشرفت امور مملکت نموده اند باستناد ماده 2آئین نامه اعطای نشان شهر پیشنهاد میشود از پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر استدعا شود نه نفر اول را باعطاء نشان طلا ی شهر و20 نفربعد  را باعطاء نشان نقره شهر مفتخر ومباهی فرمایند.

نشان طلا ]  سال 51 [

1- جناب آقای جمشید آموزگار              وزیر دارائی                      نشان طلا

2- //      //    مهرداد پهلبد                  // فرهنگ وهنر                  //     // 

3- //      //   منوچهر شاهقلی               //  بهداری                       //     //

4-//    خانم فرخ روپارسای                 //   آموزش وپرورش           //     //

5-//    آقای عبدالعظیم ولیان                 // تعاون وامور روستا           //     //

6-//    // ایرج وحیدی                        // آب وبرق                      //     //

7-//  هوشنگ انصاری                         //   اقتصاد                       //     // 

8-//  سناتور عباس مسعودی                  مدیر موسسه اطلاعات         //     //

9-//    //   مصطفی مصباح زاده              //   موسسه کیهان             //     //

]نشان نقره  سال 51 [

1- آقای عباس پور انصاری                    مدیر کل درآمد                نشان نقره

2-//    حسن حریری                          مدیر کلمکانوگرافی وامار     //      //

3- //   منوچهر احتشامی                      شهردار منطقه 9                 //      //

4- // مصطفی سلطانی دستگردی            مدیر کل موتوری                //      // 

5- //  هوشنگ یگانی                         شهردار منطقه 10                //        //

6- //  مهدی شمسایی                         مدیر کل اسفالت                 //       //

7-//   حسن خسرو شاهی                    مدیر کل امور مالی              //        //   

8-//  مصطفی مصطفوی                      مشاور حقوقی                     //         //

9-//  روح الله امینی              رئیس دادگاه گرانفروشان شهرداری منطقه2  //      //

10-// ابوالقاسم تفضلی                      نماینده انجمن شهر                نشان نقره

11-// علی سپهر                              //                 //                 //     //

12-// احمد یعقوبی                          //                 //                 //      //

13-//  علی اصغر پیرزاد                     //                 //                 //     //

14-// بوزرجمهر مهر                          //                //                 //     //

15-// هوشنگ سیحون                        نماینده سابق انجمن  شهر        //    //

16-// رسول دادگر               عضو هیئت مدیره شرکت واحد اتوبوسرانی  //     //

17- // محمد علی کرد مدیر کل روابط عمومی شهرداری                       //     // 

18- بانو اختر معدل عضو افتخاری هیئت مدیره بنگاه کانونهای کودک        //     //  

19-// زهرا نظام مافی             نیکوکار                                             //     //

20-آقای قوام الدین عدنانی     ذیحساب سازمان برنامه درشهرداری تهران   //     //                          

.......................................................................................................................

(سند شماره 8)

                                          (نشان شهرداری تهران )                        ]تاریخ  1352 [

سال   52] نشان طلا   [

آقای شریف امامی

آقای عبدالله ریاضی

آقای منصور روحانی

آقای هادی هدایتی

آقای منوچهر کلاهی

تیمسار صفاری

]نشان نقره  سال 52 [

1- جناب آقا ی حسین احمدی                    معاون وزیر مشاور                                      نشان نقره

2-سرکارخانم ایراندخت شیخ  نماینده انجمن شهر پایتخت وعضو هیئت مدیره سازمان تربیتی شهرداری  //  //            

3- //      //   طلعت الملوک سرایندی         نماینده انجمن شهرپایتخت                                //   //

4- //      //  تاج اعظم  شایسته                 //          //              //                                 //    //

5- //      // تاج الملوک سمیعی               //           //             //                                  //     //

6-آقای محمد تقی قاضی               //           //           //                            //   //   

7-//   داود   فلاح مقدم                  //          //           //                            //     //

8-خانم ضیاء اشرف نصر                نیکوکار                                                //    //

9-منیژه ملایری (امری)                  نیکوکار                                                  //   //

10-آقای ابراهیم خواجه نوری       عضو هیئت مدیره سازمان تربیتی شهرداری          //   //

11-خانم دولت اعتماد زاده           مشاور هنری هیئت مدیره کاخ جوانان               //   //

12-آقای کریم ضرغامی              مشاور حقوقی و عضو سازمان تربیتی شهرداری   //      //      

13-//  محمد تقی حاجی خانیان          شهردا ر منطقه سه                              //      //

14- آقای لطف الله عاملی     مدیر کل طرح وبرنامه ریزی شهرداری      نشان نقره

15-//    اسدالله خدابنده      مدیر کل ساختمان وعمران شهرداری         //      //

16-//  اسد الله رفعتی         مدیر کل قضایی شهرداری                       //     //

17-//  نصرالله ناظمی         مدیر امور آسفالت شهرداری                      //     //

18- //  محمد دهش          کارمند شهرداری پایتخت                         //       //

19-خانم  نیکتا شهروزی     رئیس قسمت مطالعات طرح وبرنامه ریزی شهرداری       //      //

20-  آقای بیژن طهماسبی  کارمند  شهرسازی شهرداری                        //       //                          

.......................................................................................................................

(ادامه سند شماره 8)

انجمن شهر پایتخت                                                شماره ..............

                                تاریخ .5/ 6/ 1352                                                

                         پیوست .........

جناب آقای شهردار محترم پایتخت  

                         پیرو مذاکره قبلی وموافقتی که فرمودید حضورتان یاد آوری میکند که آقایان :

1-     دکتر حسن کرباسی (  استاد فلسفه وعلوم اجتماعی ومشاور سرپرست سازمان اوقاف کشور )

2-     دکتر یحیی ذکاء ( مشاور دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانو ومشاور وزیر فرهنگ هنر )

3-     دکتر جمال رضایی (استاد دانشکده ادبیات تهران )

ازپنج سال قبل مرتبا درکمیسیون نامگذاری شرکت جسته ونهایت وظیفه شناسی ودقت ومراقبت را برای حسن انجام کار مبذول داشته واز هر جهت استحقاق عطف توجه رادارند وهرگاه جنابعالی برای آقایان مزبور بپاس خدمتگزاری بشهر تهران پیشنهاد اعطای نشان مناسب ودرخور شئون آنان را بفرمائید کاملا بجا است . موکول بمقتضیات رای آن جناب است .م

                                                                          با تقدیم احترام

                                                          علی سپهر نائب رئیس انجمن شهر پایتخت ونایب رئیس

                                                               کمیسیون نامگذاری

]                                                            امضا[

 ]مهر[شهرداری پایتخت

شماره 1358/م

تاریخ 8/6/1352

………………………………………………………………………..

(سند شماره 9)

]نشان پنجاهمین سال شاهنشهاهی پهلوی [                 (نشان شهرداری تهران )       تاریخ ...........

                                                                                                        پیوست .........

سال 53-]نشان[ طلا

محمد شهرستانی                                      نماینده مجلس شورا

سرتیپ سید حسن جزایری                         جانشین معاون اداری شهربانی

تیمسار سپهبد صمدیان پور                         رئیس شهربانی

.....................................................................................................................................................

(ادامه سند شماره 9)

]افرادی که درسال 1353 نشان نقره گرفتند[

1- تیمسار سپهبد قهار قلی شاهرخشاهی                              نماینده انجمن شهر

2- آقای مهدی حریری طلوع                                           //                 //

3- //   محمد علی محب خسروی                                      //              //

4- //  مرتضی طوسی                                                     //               //

5- //   امیر علی سیفی                                                    //                 //

6-  //  محسن کلانتری                                                    //                 //

7- //    باقر عاقلی                                                   مدیر عامل سازمان شهر و روستا

8- //   حسن کرباسی                                                 عضو کمیسیون نامگزاری

9- //  یحیی ذکاء                                                      //                    //   

10- // جمال رضایی                                                  //                     //

11- // یوسف بهینا                                                  قاضی دادگستری وعضو کمیسیون ماده 10

12- // پرفسور محمد حسین حاخبی            عضو هیئت مدیره کنیته رسیدگی بشکایات نخست وزیری

13- // سیروس ادیب                               مشاور طرح پل تاج

14- // صادق سرافراز                              مدیر کل بازرسی

15- // عباس مشهدی عزیر اله لسانی          مدیر کل طرح خدمات

16- // محمد حسین رستگاری رازی         رئیس قسمت کمیته رسیدگی بشکایات نخست وزیری

17- // محسن فخار پور                       رئیس قسمت کارگزینی ومعاون مدیر کل امور اداری

18- // حسین عظیمی نژاد خرم دره            رئیس قسمت پی گیری بازرسی

19- // عبدالرسو ل سیری                      معاون قسمت درآمد نوسازی وسرپرست اداره وصول

20- // سیاوش حریری                        معاون فنی سازمان خدمات موتوری

.....................................................................................................................................................

(سند شماره 10)

]نشان پنجاهمین سال شاهنشهاهی پهلوی [                 (نشان شهرداری تهران )       تاریخ ...........

                                                                                                        پیوست .........

سال 54-]نشان[ طلا

امیر قاسم معینی

جواد شهرستانی

تیمسار سپهبد بدره ای

.....................................................................................................................................................

(ادامه سند شماره 10)

]افرادی که درسال 1354 نشان نقره گرفتند[

1- آقای عباس روستا خراسانی                                نماینده انجمن شهرپایتخت

2- آقای خسرو نواب اکبری                                   رئیس اداره ممبزی اداره کل نوسازی

3- //  سرکار سرگرد محمد رضا درگاهی                   رئیس منطقه 6 راهنمایی

4- // صنیع پور                                                  شهردار منطقه 8

5- // ابولقاسم آرام                                            نماینده انجمن شهرپایتخت

6- سرکار خسرو مسگرا                                      کلانتر بخش 19 راهنمایی

7- آقای مرتضی گنجوئی                                    شهردار منطقه 6

8- // ابراهیم آقا زاده مسرور                               نماینده انجمن شهرپایتخت

9- سرکار سرهنگ قربانعلی ترابی                         شهردار منطقه 12

10-  آقای محمد طائفی                                    شهردار منطقه12 

11- // باقر خواجوی حبیب آبادی                       نماینده انجمن شهرپایتخت

12- // قبا د کریمی                                           مدیرکل وزارت دارائی

13-  // نعمت الله جهانبانوئی                               نماینده انجمن شهرپایتخت

14- سرکار سرهنگ پرویز افسری                          سرپرست راهنمایی ورانندگی تهران

15- محمد جمالی آشتیانی                                  نماینده انجمن شهرپایتخت

16- سرکار توانیکم اسرافیل عظیمی                      معاون بخش 12راهنمایی

17-  آقای خلیل ایرانی                                    نماینده انجمن شهرپایتخت

18- // فرهنگ فرهی                                           //                      //

19- // علی اکبررجائی                                        //                       //

20- // دکتر محسن معین فر                                   //                        //

.....................................................................................................................................................

(سند شماره 11)

]نشان پنجاهمین سال شاهنشهاهی پهلوی [      (نشان شهرداری تهران )         تاریخ 21/ 11/ 2535]1355[.

                                                                          شماره4090/ 6

                                                                          پیوست .........

محرمانه

ریاست کل تشریفات شاههنشاهی

عطف بنامه شماره 2138-4-350/م ت مورخ 16/ 11/ 35 درباره ذکر موارد خدمات کسانی که استدعای نشان طلا ونقره شهر برای آنها شده مراتب زیر را باستحضار میرساند .

نشان طلا – مقاماتی که استدعا گردیده مفتخر بدریافت نشان طلا شوند هریک بنحوی از انحنا با شهرداری همکاری ودراجرای برنامه های عمرانی مساعدت کرده اند قبلا دراجرای اوامر ملوکانه مقامات ارتشی با تعریض پادگان عشرت اباد واتصال خیابانهای مسیر غربی وشرقی بیکدیگر از طریق باغشاه کمال مساعدت وهمکاری را مبذول داشته اند وسازمان رادیو وتلویزیون ایران میتواند برنامه های فوق العاده جهت جلب همکاری مردم که خود بهترین عامل پیشرفت شده است اجرا نماید ومقدمات این کار نیز فراهم شده است ولی درمورد نشان نقره شرح مختصر از خدمات نامبردگان تهیه که بضمیمه تقدیم میگردد .ش

                             

محرمانه                                                          شهردار پایتخت]   امضا غلامرضا نیک پی[

(ادامه سند شماره 11)

      تاریخ ...........  ] 55  [ 13                    (نشان شهرداری تهران )

      شماره....                                            شهرداری پایتخت

      پیوست ....                                       

]  نشان[طلا سال 2535]1355[

 1- تیمسار ارتشبد رضا عظیمی                                وزیر جنگ

2- //            //   غلامرضا ازهاری                            رئیس ستاد مشترک بزرگ ارتشتاران

3- //             //  حسن فردوست                             رئیس بازرسی شاهنشاهی  

4-  جناب آقای حسینعلی مهران                                رئیس کل بانک مرکزی

5- //        //  رضا قطبی                                        مدیر عامل سازمان رادیو وتلویزیون ملی ایران     

..........................................................................................................................................

 (ادامه سند شماره 11)

]نشان پنجاهمین سال شاهنشهاهی پهلوی [      (نشان شهرداری تهران )         تاریخ ..........................

                                                                             شماره.........................

                                                                              پیوست .......................

ردیف یک آقای منوچهر فرمان آراء

درمورد همکاری باشهرداری پایتخت جهت ترمیم حفاریهای ناشی از انشعاب آب وهمچنی کمک به تامین آب پارکها ومناطق مختلف شهرداری

.........................................................

ردیف 2 آقای هدایت الله محمودی

همکاری با شهرداران  شرق تهران درامور عمرانی شهر وتشویق مردم به عمران وتخصیص زمین جهت ایجاد پارک ومدارس وتشکیل جلسات انجمن ها ی محلی وارشاد مردم به بهبود منطقه از هرجهت

.......................................................

 ردیف 3 اقای محمد رزاقی فر

همکاری با شهرداری پایتخت درتامین اعتبارانت لازم جهت امر عمرانی شهرداری مخصوصا ایجاد شاهراههای وآسفالت خیابانها

.............................................

ردیف 4 خانم فردوسی پور

تهیه نقشه های شهرداری وشرکت تعاونی وبزرگراهها وپارکینکها

......................................................

ردی5 آقای حسن اسکندری

اقدام دربهبود ترافیک وتهیه طرحهای پل هوایی واجرای برنامه های اصلاحی جهت ترافیک

...............................................................

ردیف 6 آقای محمد رجائی رضوی

اقدام دربهبود ترافیک وتهیه طرحهای پل هوایی واجرای برنامه های اصلاحی جهت ترافیک

......................................

ردیف آقای محمود فرهاد مجلسی

اقدام دربهبود ترافیک وتهیه طرحهای پل هوایی واجرای برنامه های اصلاحی جهت ترافیک

.................................................

ردیف 8 آقای محمود ابراهیم باستانی

فعالیت درتهیه بودجه وتنظیم طرحهای سازمان برنامه درجهت مصرف وجوه تخصیصی برای اقدامات عمرانی

..........................................................

ردیف 9 آقای کرمعلی اسعدیان چالشتری

ایجاد پارک وآسفالت معابر وفعالیت استثنایی درعمران منطقه 6(جنوب ) شهرداری

............................................

ردیف 10 آقای ابوالقاسم نظری

فعالیت درمانیزه کردن واحدهای شهرداری

.................................................

ردیف 11آقای احمد ناظر

فعالیت دروصول عوارض نوسازی از طریق مکانیزه بطوریکه با سال قبل درامد بیشتری عاید گردیده است .

...........................................

ردیف 12 آقای احمد بوربور قلعه نو

فعالیت دروصول درامد های عمومی بطوریکه با سال قبل درامد بیشتری عاید گردیده است .

........................................

ردیف 13 آقای میر قوام

فعالیت دروصول درامد های عمومی بطوریکه با سال قبل درامد بیشتری عاید گردیده است .

......................................

ریف 14 آقای مجید یکتایی

شرکت درکمیسیون نامگذاری واقدام درنامگذاری معابر شهرداری

............................................

ردیف 15 آقای ضیا ء الدین کیوان

فعالیت درکاخ جوانان

..........................

ردیف 16 آقای علی امینی

فعالیت وتلاش درمداوای فرزندان سازمان تربیتی

.............................

ردیف 17 سرگرد رجب نیک هو

فعالیت درامور راهنمایی ورانندگی

..........................

ردیف 18 سروان محمد آینه کنار

فعالیت درامور راهنمایی ورانندگی

...............................................................................................................

(سند شماره 12)

]سند مربوط دریافت نشان طلای شهر به خانم پروین غفاری معشوقه محمد رضا شاه[

     تاریخ ........... 2535 ] 1355[                   (نشان شهرداری تهران )

     شماره....                                                شهرداری پایتخت

     پیوست ....                                       

خانم پروین غفاری

فرزند                       جبار

شماره شناسنامه          884

تاریخ تولد               1330     

محل صدور              تهران

شغل فعلی ومحل آن                نماینده انجمن شهر پایتخت

...............................................................................................................

 

 

 

(سند شماره 13)

]سند مربوط به دریافت نشان نقره ی  شهردرسال 1353 به دکتر باقر عاقلی نویسنده شهیر کتاب روزشمارتاریخ ایران ازمشروطه تاانقلاب اسلامی [

     تاریخ ........... 2535 ] 1355[                   (نشان شهرداری تهران )

     شماره....                                                شهرداری پایتخت

     پیوست ....                                       

آقای دکتر باقر عاقلی

1- تاریخ تولد                                          1308

2- مدرک تحصیلی                              دکترا دراقتصاد ازدانشگاه تهران

3- تاریخ ورود بخدمت دولت                       1329

4- پایه                                                     حداکثر پایه

مشاغل عمده : نماینده مجلس موسسان ،استاد دانشگاه ، بازرس دولت درسازمان مسکن ،بازرس دولت درشرکت واحد ، عضو هیئات ] هیئت [ مدیره شرکت واحد، مدیرعامل شرکت واحد .

کاربرجسته : بهبود وضع اتوبوسرانی پایتخت

...............................................................................................................

    (سند شماره 14)

]سند مربوط به دریافت نشان طلای  شهردرسال 1350 به مستشار خارجی پرفسورپولن استاد شهرسازی ومشاورشهردار تهران[

     تاریخ ...........] 0[ 135                          (نشان شهرداری تهران )

     شماره....                                                شهرداری پایتخت

     پیوست ....                                       

تاریخ تولد                                         1920میلادی  

 مدرک تحصیلی                              پرفسور شهرسازی  

تاریخ ورود بخدمت شهرداری                       49 [13]

مشاغل عمده : مشاورشهردار

نشانها:

 مفتخر بدریافت نشان جشنهای دوهزاروپانصد ساله شاهنشاهی –نشان شهر –نشان درجه چهارم تاج

کاربرجسته

تهیه طرح پارک فرح آباد – تهیه طرح تفضیلی عباس آباد – تهیه طرح تفضیلی منطقه فرحزاد بمساحت یازده میلیون متر مربع – تهیه طرح سبزه میدان مقابل بازار –همکاری درتهیه طرح موزه سلسله پهلوی .

  پی نوشت ها :

1.      استادیار تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری

2. . دهخدا لغت نامه حرف ن.

3.   مشيري محمد « نشانها و مدالها ، ايران از آغاز سلطنت قاجاريه تا امروز » مجله بررسي هاي تاريخي سال ششم شماره 6 .ص 159

4. همانجا.

5.       شهيدي يحيي « نشان هاي دوره قاجار مجله بررسي هاي تاريخي‌، شماره 3 .ص 152..

6.   كسروي احمد مجموعه 78 رساله و گفتار از كسروي ، به كوشش يحيي ذكاء تهران 1352 شمسي  ص109.

7. همان،ص 109.

8. همان، ص 154

9. شهيدي « نشان ها، بررسي هاي تاريخي‌، ش 3 ص 152

10. همان، ص 154

11. مشيري ، « نشان ها » مجله بررسي هاي تاريخي سال 6 ش 6 ص 196.

12. عاقلي باقر ،روزشمار تاريخ ايران انقلاب اسلامي جلد دوم ص 32.

13. مفخم محسن ، نشانهاي رسمي كشور شاهنشاهي ايران ناشر كتابفروشي ايرانمهر تهران 1347 شمسي ، ص 1.

14. شعبانی رضا ، بررسی یک سند تاریخی عصر افشاریه، مجله تاریخ معاصر ایران، کتاب اول، موسسات پژوهشی و مطالعات فرهنگی، تهران 1368 . ص22.

15. نورایی مرتضی ،" معرفی ، شرح و تحلیل محتوای اسناد  FO 248"  مجله گزارش گفت وگو شماره 15/بهمن واسفند 1383 ، ص189-195.

16. سازمان اسناد ملي ايران ، وزارت کشور ،مجموعه اسناد شهرداري پايتخت، اسنادمربوط به نشان های طلا ونقره شهر (سال 1348- 1356.)،سندشماره1.

17. همانجا.

18. سازمان اسناد ملي ايران ، وزارت کشور ،مجموعه اسناد شهرداري پايتخت، اسنادمربوط به نشان های طلا ونقره شهر (سال 1348- 1356.)،سندشماره5.

19. مصاحبه نگارنده با دكتر باقر عاقلي،تهران دفتر کار ایشان ،بهار سال 1378.

20. همان

21. اسنادشماره 10 و11 درهمین مقاله

22. )اسنادشماره 10،11و12درهمین مقاله

23. (ضمیمه سند شماره 1 درهمین مقاله)

24.  (اسنادشماره 10،11و12درهمین مقاله)

پایان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 12:25  توسط عمادالدین فیاضی   | 

بررسی اسنادی از «نشان های طلا و نقره شهر» دردوره پهلوی قسمت اول

بررسی اسنادی از «نشان های طلا و نقره شهر» دردوره پهلوی ۱

دكتر عمادالدین فياضي1

مقدمه :  این مقاله به بررسی اسنادی درباره «نشان های طلا و نقره شهر» در دوره محمدرضا شاه می پردازد . یکی از جالب ترین اسنادی که در سازمان اسناد ملی نگهداری می شود، اسنادمربوط به بخشی از نشان ها در دوره محمدرضاشاه پهلوی است. نگارنده در این نوشتار کوشیده است که به تاریخچه نشان ها و شناخت انواع و اقسام آنها در عصر قاجار و پهلوی اشاره نماید و پس از آن به شرح و توضیح اسناد «نشان های طلا و نقره شهر» بپردازد.

   گذشته از ویژگی های این نشان ها، نکته حائز اهمیت این است که چه افراد وشخصیت هایی نامزد دریافت این نشان ها بودند و دلایل  دریافت آنها چه بوده است .

مفهوم نشان

نشان با مراتب گوناگون از قدیم الایام در تاریخ سیاسی کشورها مطرح بوده و به مرور زمان دگرگونی هایی در کم و کیف آنها به وجود آمده است.در گذشته نشان به دو معنی به کار برده می شد، نخست اینکه چون سران و پادشاهان پیامی برای کسی ارسال می کردند، به همراه رسول،  نشانی که دریاف کننده پیام را از صدق و راست گویی رسول مطمئن سازد، می فرستادند. مثلاً در ایران فرستادن انگشتری به عنوان نشان مرسوم بود و نزد اقوام تورانی نیز همان نشان مرسوم بود.  گاه به جای انگشتری چیزی دیگر به عنوان نشان برای تعیین و نماد سند و یا ابراز محبت و وابستگی به کسی داده می شد تا در هنگام ضرورت ارائه نماید. اما معنی دیگرنشان، علامتی بود که حکومت ها برای افتخار یا خدمت به کسی می دادند  2 در این مقاله منظور نگارنده، معنی و مفهوم دوم است .

هدف از اعطای نشان

   اعطای نشان، از قدیم الایام در ایران رایج بود. پادشاهان ایرانی از زمان هخامنشی به بعد سعی می کردند به گونه ای از افرادی که مصدر خدماتی بودند، قدردانی و تشکر کنند. این قدردانی به صور گوناگونی جلوه گر بود.مثلاً، گاه سلاح و جنگ افزاری همچون شمشیر، نیزه و خنجر و گاه خاتم و انگشتری و موارد دیگر هدیه می دادند. در تاریخ سیاسی ایران نیز بسیار دیده شده که با برقراری رابطه دوستانه با کشورهای دیگر، تمثال و تصویرهای پادشاهان بین دو طرف رد و بدل می شد گاهی نیز سکه و نشان هایی که ضرب آنها به مناسبت اعیاد مذهبی یا نوروز بود،به خدمتگزاران داخلی و امراء و سران خارجی اهداء می شد. از این رو امروز موزه های معتبر دنیا مملو از سکه ها و نشان ها و تمثال های پادشاهان عصر ساسانی یا بعد از اسلام ایران است3

  بیشترین اطلاعات قابل توجه درمورد اعطای نشان به مفهوم امروزین آن، مربوط به عصر قاجار می باشد. در اوایل قرن نوزدهم که دولت ایران روابط سیاسی و تجاری خود با کشورهای اروپایی را بسط و توسعه داد ، از طرف سلاطین کشورهای مزبور ضمن سایر هدایای ارسالی، مدال هایی نیز اهدا می شد که متقابلا می بایست از طرف ایران نیز در این مورد اقدام می گردیدبنابراین،  موضوع تهیه نشان از اینجا مورد توجه قرار گرفت و به تدریج این مسئله تحت ضابطه و ترتیب مشخص و معینی در آمد4 .

 در آیین نامه هایی که در مورد نشان ها و چگونگی اعطای آن وجود دارد، به خوبی هدف از اعطای نشان ها به افراد مختلف  روشن شده است ؛" اینکه در هر مملکتی پادشاه و سلطانی هست که اداره امور آن را به عهده دارد و برای انتظام امور ملک و ملت لازم است شخصی را که خدمت می کند با کسی که خدمتی انجام نمی دهد ،تفاوتی قائل باشد و مسلماً اگر فرقی بین آنها قائل نباشد، امر مملکت نظام نمی یابد و هیچ کس رغبتی به خدمت کردن نشان نخواهد داد. بنابراین، باید به شخص خادم مهر و التفات نمود و به شخص خائن قهر و سیاست ".

تفاوت های مذکور در سه مورد مشخص نمایان می شد:    اول : درمورد لقب و منصب    دوم : درمورد حقوق و مزایا   سوم : درمورد اعطای نشان و علامت ها -   واینکه هرکس این نشانها و علامت ها را ببیند، بداند که صاحب آن، شخصی است که خدمات قابل توجهی انجام داده است5.

-   بنا به مطالب فوق اعطای نشان در حقیقت نوعی تشویق و رتبه برای افراد محسوب می شد. از مواردی که اعطای نشان تعداد بیشتری داشت ، اعطای نشان به افراد نظامی بود و این از جهت حفظ و حراست مملکت از گزند اجانب و بیگانگان، اهمیت داشت. در واقع هر کس در برابر دشمن شجاعت و مردانگی نشان می داد، با اعطای نشان به او حرمت و امتیاز می دادند و چنانچه کسی در هر رتبه و مقام ، لیاقت و شجاعت از خود بروز نمی داد، نشانی به وی اعطا نمی گردید .

گفتنی است که در آئین نامه های مربوط به اعطای نشان های دولتی حتی تک تک موارد مختلفی که ممکن بود افراد از خود شجاعت و جان فشانی نشان دهند ، ذکر می شد . مثل اینکه فلانی در فلان شب به سپاه دشمن شبیخون زد و فلان شخص عده ای از مردان دشمن را به هلاکت رساند . البته، نشان هایی که به افراد مختلف داده می شد، شان و مرتبه گوناگون داشتند، که در این نوشتار در جای خود بدان پرداخته خواهد شد .

نقش نشان ها

 متداول ترین نقش نشان های ایرانی نشان شیر و خورشید بود. درباره علامت شیر و خورشید و تاریخچه آن ، احمد کسروی در مقاله ای به دلایل بسیار استناد کرده و با ذکر نمونه های متعدد آورده که هم خورشید و هم شیر به صورت تنها و جدای از یکدیگر در نزد مردمان مورد توجه بوده است; اما اینکه چگونه شیر و خورشید به هم پیوسته و نشانی واحد گردید و بعدها این علامت به عنوان نشان رسمی دولت ایران انتخاب شد، اظهار می دارد: شیر و خورشید از زمان های باستان باقی نمانده و شکلی خاص که معنا یا رازی را در برداشته باشد، نیست . چنانکه ابن عبری مورخ نقل می کند پیوستگی شیر و خورشید به عنوان یک علامت مشخص نتیجه دلباختگی کیخسرو سلجوقی به همسرش شاهزاده خانم گرجی بوده و کیخسرو قصد کرده که چهره شاهزاده خانم را روی سکه ها نقش کند ، اما از آنجا که پیکر نگاری در اسلام مورد مذمت بود با مخالفت اطرافیان مواجه شد و بنابراین  به پیشنهاد یکی از مشاوران خود پیکر شیری را روی سکه نگاشتند و بر آن رخساره همچون خورشید شاهزاده خانم را کشیدند که اگر کسانی که به جستجو برخاستند و پرسش هایی شد گفته شوداین نقش، نشان طالع پادشاه است که هنگام زاییده شدن او خورشید در برج اسد ( شیر) بوده است، چنین بود که این شکل پدیدار گشت . سپس دیگران بی آنکه به معنای اصیل آن واقف باشند آن را به کار بردند و بدینسان یکی از شکل های شناخته شده گردید و تا عهد فتحعلی شاه به همان عنوان به کار رفت. در زمان فتحعلی شاه به پیروی از دولت های اروپایی که برای خود نشان هایی جهت لژیونها داشتند ، دو گونه نشان ،یکی تصویر ذوالفقار و دیگری پیکر شیر و خورشید وجود داشت . در دوره محمد شاه باز هم به پیروی از اروپاییان بر آن شدند نشانه ای ویژه برای حکومت ابداع کنند ، پس آن دو شکل را با هم یکی کردند و ذوالفقار را بدست شیر دادند و با افزودن تاج بر بالای آن درنهایت شکل شیروخورشید(نشانه رسمی دولت ایران )پدید آمد6

پیشینه مقررات و آیین نامه نشان ها

  تا اواخر دوره فتحعلی شاه هیچ قانون مدون یا آیین نامه ای برای اعطای نشان های حکومتی وجود نداشت از آن به بعد یعنی در زمان محمد شاه قاجار تلاش هایی در این زمینه صورت گرفت که بر اساس آیین نامه های خاصی نشان ها را اعطا می نمودند و برای هر گونه خدمت نوعی خاص از نشان ها در نظر گرفته شد . در این باب رسالاتی با توضیحات مفصل و اشکال نشان ها تهیه و تکثیر شد و در اختیار مقامات ذیربط قرار گرفت تا مجری دارند ، از آن پس عدول از مقررات مخصوص نشان ها ، البته مستوجب عقوبت و خشم سلطانی و عزل و تنبیه و جریمه و مؤاخذه می گردید. 7  

 در دوره ناصرالدین شاه تغییراتی در اعطای نشان ها صورت گرفت. بجز نشان های دارای نقش شاه در ساخت بقیه نشانها جواهر به کار نمی بردند ، و باید تماماً از نقره ساخته می شد. رساله ای در این باب تنظیم نمودندو در آن تاکید کردند که هدف از اعطای نشان ارزش جنسی و مادی آن نیست که لزوماً به جواهر آراسته باشد بلکه هدف اصلی حصول افتخار برای صاحب نشان است و نیز اشاره گردید که دولت نباید متحمل هزینه های گزاف برای ساخت نشان هایی گردد که در آن جواهر به کار رفته باشد 8

انواع نشان ها در دوره قاجار و پهلوی

  ظاهراً نشان های رسمی و دولتی که در دوره قاجار و بعد از آن به افراد داده می شد، دارای مراتب و طبقه بندی خاصی بود. در نگاهی کلی به نشان های این دوره به دو دسته بزرگ و هر کدام از این دو دسته نیز  بنا به درجه اهمیت هر موضوع به مراتب مختلف تقسیم بندی می شد. دسته اول : شامل نشان های شمشیر بندان بود . تفاوتی در اینکه شمشیر بندان نظامی یا غیر نظامی بودند ، وجود نداشت . این نشانها دارای هشت مرتبه بود: 1- نشان نویان اعظم . 2- نشان امیر تومانی. 3- نشان سرتیپی. 4- نشان سرهنگی. 5- نشان یاوری. 6- نشان سلطانی. 7- نشان نایبی. 8- نشان وکیلی9

    برخی از نشان های مذکور به شکل حمایلی با نوارهای رنگین بود که در پایین آن مدالی با شکل شیر و خورشید آویزان می شد . درجه اهمیت مدال ها از روی رنگشان قابل تشخیص بود . رنگ آبی مختص پادشاه بود و رنگ های سبز به نویان اعظم، قرمز به امیر تومان و سرتیپ و سفید به سرهنگان مربوط می شد .

    دسته دوم، شامل نشان هایی بود که به ایلچیان، سفرای خارجی ، نویسندگان ، دبیران ، اشراف و روحانیون برجسته به تناسب خدمتشان داده می شد  هر کدام از انواع این نشانها خود به درجات مختلفی تقسیم می شد ، مثلاً نشان امیر تومانی شامل سه درجه بود که هر کدام ویژ گی های خاص خود را داشت و از سایر درجات تمیز داده می شد . گذشته از نیازهای مزبور ، ناصر الدین شاه قاجار در سفر فرنگ(1200 ه.ق) فرمان داد تا نشانی برای خانم ها درست کنند . این نشان با نام « آفتاب » و با نقش تصویر زنی ساخته شده از مینا در وسط و حلقه هایی از دانه های الماس درشت به دور آن بود . نشان فوق به همسران پادشاه ، شاهزاده خانم های مشخص و نیز به زنانی که خدمتی چشمگیر به دولت ایران می کردند ، داده می شد . در دوره ناصری نشان های مختلف علمی نیز ابداع و به افراد واجد شرایط اعطا گردید .

    در دوره مظفرالدین شاه، محمد علی شاه واحمد شاه نشان هایی به ترتیب زیر رایج بود: نشان تمثال همایونی، نشان شیر و خورشید، نشان آفتاب(که به ملکه ویکتوریاوملکه انیس الدوله سوگلی شاه داده شد)نشان توپخانه، نشان ده تومانی طلا، نشان نقره، نشان بمباران مجلس(در دوره مشروطه) نشان رشادت، نشان طلا با تصویر احمد شاه، نشان نظامی برنز، نشان افسران جزء، نشان طلا مخصوص امراء و بالاخره نشانهای مربوط به مشروطیت که با عکس احمد شاه و شیر و خورشید مزین شده بود10.

در دوره رضاشاه همچنان که در پانزدهم اردیبهشت 1304 خورشیدی قانون نسخ القاب و درجات نظامی سابق از مجلس گذشت11 ، مسئله اعطای نشان ها نیز تا حدود زیادی محدود شد، اما در دوره پهلوی دوم، بار دیگر، انواع و اقسام نشانها رایج گردید . در این دوره نشان های رسمی کشور شامل 3 دسته  نشان بود . 1- نشان پهلوی 2- نشان تاج ایران 3- نشان همایون 12

ریاست کمیسیون نشان های سه گانه با شخص شاه بود. نشان پهلوی که عالی ترین نشان کشوری بود مخصوص شاه، ولیعهد و منحصراً به سلاطین و روسای کشورهای خارجی اعطا می شد . هر کدام از نشانهای تاج و همایون دارای 5 درجه بود و به تفاوت درجات از طلا و نقره و برنز ساخته می شد. پیشنهاد اعطای نشان تاج برای مستخدمین دولتی ، از سوی وزارتخانه های مربوط داده می شد و پس از فوت شخص ، نشان تاج به دفتر کل نشانها مسترد می گردید ولی فرمان نشان نزد بازماندگان به یادگار می ماند. گاه نشان همایون به کارمندان دولتی که مدت 12 سال با لیاقت خدمت کرده بودند، داده می شد. علاوه بر اینها نشان های هفت پیکر و آریا مهر نیز مورد استفاده بود13

بررسی اسناد نشان های طلا و نقره شهر

اسناد شاید از مهمترین منابعی باشند که در پژوهش های تاریخی مورد استفاده قرار می گیرند و برای بازسازی مقرون به حقیقت گذشته یک فرد و یا جامعه به کار می آیند. تردید ی نیست که بررسی، تحلیل و طبقه بندی اسناد  بر حسب ارتباط با مسائل مختلف ، امری پیچیده و حساس است و نیاز به مراحلی از آگاهی  و تجربه و تخصص دارد، و در همان حال، در تبیین وقایع تاریخی هر دوره اعم از مسائل فرهنگی، سیاسی، نظامی، اقتصادی، مذهبی، اجتماعی وغیره ، و ارائه دقیق آنها نقش عظیمی بر عهده می گیرد 14.

 نزد مورخان ، از وجوه تمایز دوره معاصر با سایر دوره های تاریخی ، حجم تولید اسناد مکتوب است 15 از جمله اسناد جالب توجه که قابلیت بررسی ومداقه درزمان محمد رضا شاه را دارد اسناد مربوط به نشان های طلا ونقره شهراست .

این اسناد نشان می دهد که برای نخستین بار در اواخر سال 1348خورشیدی، شهرداری تهران با مجوزی که از شاه دریافت داشت، نشان های مزبور را رایج نمود . بر اساس آن مجوز مقرر شد به کسانی که در راه عمران و آبادی شهر تهران خدمات برجسته ای انجام داده یا موجد ابتکارات شایان توجه و استثنایی گردیده بودند ، نشان شهر اعطاء شود16 و در این خصوص برای بهترین کسان پیشنهاد نشان طلا برای نفر دوم نشان نقره تهیه گردد17 .. اهدای چنین نشانه هایی به کسانی که در آبادانی و عمران کشور نقش موثر داشتند، البته کار پسندیده و نیکویی بود، اما چه بسا همه افرادی که نشان دریافت می داشتند واقعاً مستحق آن نبودند . شایان ذکر است که در این خصوص نزدیکان و وابستگان درباری بدون ظابطه و خارج از برنامه های تعیین شده نشان هایی را تنها با یک توصیه کوچک دریافت می کردند18 .

جالب توجه اینکه گاهی افراد با نوشتن نامه های بلند بالا، با بزرگ نمایی خدمات خود و فهرست کردن آنها و در عین حال با اظهار عجز و چاپلوسی شهردار تهران، خواهان اجازه دریافت چنین نشان هایی از پیشگاه شاهنشاه می شدند تا با دریافت آن بتوانند در میهمانی و مجالس به آن تفاخر کنند. اعطای نشان بدین شیوه مسلماً از کارهای پرخرج و افراطی رژیم پهلوی محسوب می شد  بی هیچ سودی هزینه زیادی را بر خزانه مملکت به بیهودگی تحمیل می نمود . نخستین گیرندگان این گونه نشان ها، شاید اشخاصی مستعد و با لیاقت بودند اما به تدریج با کثرت دریافت کنندگان این وضعیت تغییر یافت و در این راستا سرسپردگان حکومتی صرفا به جهت ارتباط با دربار پهلوی این نشان ها را دریافت می داشتند19

 از آنجایی که حکومت پهلوی سلطنتی و اشراف گرا بود، داشتن این نشان ها برای افراد شان و منزلتی ایجاد می کرد به همین علت عده ای حاضر بودند که به هر قیمتی آن را نصیب خود کنند. بنا به آگاهی هایی که برخی از مطلعین در این زمینه ارائه نموده اند گاهی این نشان ها بوسیله رشوه دادن به دست اندرکاران اعطای نشان تحصیل شده و در حقیقت به افراد فروخته می شد،افرادی همچون هرمز قریب رئیس کل تشریفات شاهنشاهی و غلامرضا نیک پی شهردار تهران در پیدایی چنین مسائلی بی تاثیر نبوده­اند20

 با نگاهی به اسناد مربوط به گیرندگان این نشان ها ، نام هایی دیده می شود که ازمقامات امنیتی سابق بودند ، برخی از آنان حامیان  دیکتاتوری واستبداد رژیم پهلوی بودند. افرادی همچون، ارتشبد اویسی فرمانده ژاندارمری کل ، ارتشبد نعمت الله نصیری رئیس ساواک، ارتشبد غلامرضا ازهاری را می توان نام برد. 21

   البته این بدین معنا نیست که تمامی افراد گیرنده این نشان ها دارای سوابق منفی بودند وچنانکه از اسناد نیز هویدا ست درمیان اسامی گیرندگان نشان، برخی از شخصیت ها وجود دارند که باتوجه به خدمات مثبت شان به دریافت این نشان ها نائل آمده وچه بسا برخی ازآنان هنوز هم مشغول خدمت می باشند.22

   در مجموعه اسناد «نشان های شهر»، مشخصات این نوع نشان ها در آیین نامه ای مستقل به تفضیل آمده است. «نشان طلا» نشان درجه یکم شهر بود، وزن آن 36 گرم و از جنس برنز مطلا ساخته شده بود. در وسط آن نشان طلایی رنگ شهرداری با زمینه آبی وجود داشت که اطرافش را برگ زیتونی طلایی رنگ با روبانی آبی احاطه کرده بود. نشان درجه دوم شهر «نشان نقره» بود که همان مشخصات نشان طلا را داشت با این تفاوت که نشان شهرداری و برگ زیتونش روکش نقره داشت . هر ساله حداکثر 10 نشان درجه یک و 20 نشان درجه دو داده می شد . گیرندگان نشان های درجه یک تنها از طرف شاه تعیین و از طریق دفتر تشریفات شاهنشاهی به شهرداری تهران ابلاغ می شد . نشان درجه 2 به پیشنهاد شهردار تهران و تصویب شاه به افراد اعطا می گردید . کمیسیونی برای تصویب پیشنهادات نشانها تشکیل یافته بود و نام کسانی که به دریافت نشان مفتخر می شدند به ترتیب در لوحه افتخارات شهرداری تهران ثبت می شد 23

در پایان ذکر این نکته ضروری است که اسناد ضمیمه به ترتیب تاریخی تنظیم شده اند . اسناد این مجموعه به آغاز طرح تا تصویب آیین نامه نشان ها و اعطای آنها به افراد گوناگون، اشاره دارد. ترتیب تاریخی این اسناد از اواخر سال 1348 شروع شده و تاسالهای 55و56 ادامه می یابد. دقت در اسامی افرادی که این نشان ها را در طی سالهای فوق به دست آورده اند 24  درخور تامل است چراکه  نقش و موقعیت برخی از سردمداران رژیم پهلوی و ارتباط نزدیک آنها را با دستگاه دربار با توجه به مشاغل حساسی که بر عهده ایشان بود، بر اهل تحقیق بیش از پیش روشن می نماید.  

 نتیجه گیری

  از بررسی مجموع اسناد مطرح شده درخصوص نشان های طلای ونقره شهرمی توان دریافت   نخستین بار با ابتکار شهرداری تهران درسال 1348 شمسی، با مجوزی که از سوی شاه اخذ شده بود، نشان های مزبور رایج شد. بدون تردید اهدای چنین نشان هایی به اشخاصی که در جهت آبادانی و عمران شهر  نقش موثر داشته و یا با ابداعات و ابتکارات خویش دررفاه وآسایش بیشتر ساکنان شهر تهران گام برمی داشتند، امری شایسته بزرگداشت و درخور تقدیر فراوان بوده است.

  اسناد نشان می دهد، برخی از افرادی که این نشان را دریافت داشتند اقدامات مهمی در جهت رفع مشکلات شهر تهران برداشتند دراین باره می توان به  مسائلی مانند بهبود ترافیک تهران ازطریق اجرای برنامه های اصلاحی،ایجاد فضاهای آموزشی و پارک ها وغیره اشاره کرد.

   اما نکته درخور توجه درخصوص اعطای نشان ها این بوده است که به تدریج قاعده ارائه خدمات ودریافت نشان تغییر یافت. با نگاهی به  فهرست بلند بالای اعطای نشان درسال های مختلف می توان دریافت که ممکن است  همه افرادی که نشان دریافت می داشتند، شاید مستحق آن نبودند، گاه نزدیکان و وابستگان به دربار  بدون هیچ ضابطه و خارج از برنامه های تعیین شده، تنها با یک توصیه کوچک ازمقامات بالا این نشان ها را دریافت می کردند. به عنوان نمونه سندی در دست است که نشان می دهد، خانم پروین غفاری معشوقه محمد رضا شاه، از دریافت کنندگان این نشان ها بوده است و جالب توجه اینکه گاهی افراد با نوشتن نامه های بلند بالا، با بزرگ نمایی خدمات خود و فهرست کردن آنها و در عین حال با اظهارتملق و چاپلوسی به شهردار تهران، خواهان اجازه دریافت چنین نشان هایی می شدند تا با دریافت آن  بتوانند در میهمانی ها  و مجالس آنچنانی به آن تفاخر کنند .

 این مقاله درمجله  بهارستان..(فصلنامه اسناد ، مطبوعات ومتون) ودرتاریخ  1388/12/27 انتشار یافت.

 ادامه دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 12:22  توسط عمادالدین فیاضی   | 

ملی شدن صنعت نفت ایران و ایتالیایی ها 3

توقیف کشتی ایتالیایی میریلا و پیروزی ایران در دادگاه ونیز

از جمله شرکت های دیگر ایتالیایی که در بحران اقتصادی و سیاسی پس از ملی شدن صنعت نفت ایران بود اقدام به خرید نفت از ایران کرد شرکت ایتالیایی "سوپور"[1] به مدیریت دکتر " موریتلارو" بود.

این بار نیز دست توطئه گر انگلیس نفت کش ایتالیایی «میریلا» متعلق به شرکت "سوپور" که نفت ملی شده ایران را در بیست و پنجم بهمن سال 1331 به ونیز برده بود توقیف و در دادگاه ونیز اقامه دعوی علیه دولت ایران کرد.

در این زمان دولت ایران یک بار در ماجرای کشتی روزماری از این انگلیسی ها ضربه خورده بود به سرعت دست به اقدام زد و به صلاحدید دکتر مصدق نخست وزیر وقت و دکتر سید حسین فاطمی وزیر امور خارجه یک دیپلمات و حقوق دان کارکشته ایرانی به نام دکتر جلال عبده را که در آن زمان عضو نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل متحد بود از نیویورک فراخواندند تا راهی بندر ونیز برای دفاع و احقاق حقوق حقه ایران از پرونده فوق شود. وی نیز بلافاصله از نیویورک به ونیز رفته ضمن تماس و مشورت با " دکتر موریتلارو" مدیر شرکت سوپور و وکیل آن شرکت به نام " تالو" با استناد بر احکام دادگاههای فرانسه، بلژیک و هلند در موارد مشابه و نیز با تکیه بر قطعنامه مورخ 23 دسامبر سال 1952 مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دائر بر حق ملل در استفاده از منابع طبیعی خود و نیز رفع موانع حقوقی دیگر[2] بالاخره توانست موجبات متقاعد شدن دادگاه ونیز مبنی بر حقانیت ایران را فراهم نماید و دادگاه در تاریخ 11 مارس سال 1953 برابر با 20 اسفند سال 1331 رای خود را به نفع شرکت "سوپور" صادر کرد و درخواست شرکت سابق نفت انگلیس مبنی بر توقیف محموله نفت کشتی "میریلا" را که در اسکله بندر ونیز پهلو گرفته بود ناوارد و مردود دانست.[3]

پیروزی ایران در این محکمه  بلافاصله در مطبوعات سراسرجهان بازتاب  گسترده ای یافت و بار دیگر استعمار انگلیس در برابر مبارزات حقه ملت ایران طعم شکست را چشید. در حقیقت پس از مطرح شدن حقانیت ایران در مجمع عمومی شورای امنیت سازمان ملل متحد این دومین موفقیت قضایی و حقوقی و بین المللی ایران به شمار می رفت. صدور این رای همچنین در ایتالیا انعکاس بسیار وسیعی یافت. رادیو و تلویزیون و جراید این کشور ضمن نقل پر آب و تاب جریان این محکمه به اولیاء شرکت "سوپور" و مقامات ایرانی برای این پیروزی تبریک گفتند. از سوی دیگر خبرنگاران زیادی راهی سفارت ایران در رم شده و سفیر ایران در این هنگام یک جلسه مطبوعاتی با حضور دکتر جلال عبده وکیل مدافع ایران در این پرونده، تشکیل داد این مصاحبه مطبوعاتی اثر شگفت آسایی در تمام محافل ایتالیایی از خود به جا گذاشت و تیتر اول روزنامه های ایتالیایی را به خود اختصاص داده بود.[4]

پس از اشاعه خبر پیروزی ایران در این دادگاه موجی از شعف نیز درد اخل کشور به راه افتاد و بلافاصله نائب نخست وزیر و وزیر دارایی دولت اعلام کردند دولت به منظور قدردانی از عملیات شرکت ایتالیایی "سوپور" در نظر دارد برای مدت شش ماه در قیمت نفت خریداری شده توسط این شرکت پنجاه درصد تخفیف دهد.[5]

جالب اینکه بعد از این واقعه از طرف شرکت "سوپور" نفت کش دیگری به نام "آلبا" به ظرفیت 11 هزار تن نفت در آبادان بارگیری کرد و وارد بندر "لیوونی" شد و نیز کشتی دیگری به نام "سالسو" پس از بارگیری نفت در آبادان به مقصد ایتالیا حرکت کرد.

به دنبال این ماجرا بار دیگر دولت انگلیس تحت پوشش شرکت سابق نفت تقاضای توقیف محموله های نفت را کرد. و در اینجا دکتر عبده با همکاری وکیل شرکت "سوپور" «کارنه لوتی» و نیز با استناد به قرار دادگاه ونیز، تقاضای رد دادخواست وکیل شرکت نفت انگلیس را کردند و قاضی دادگاه در بندر " لیوونی"  نیز تقاضای شرکت نفت انگلیس را رد کرد. به این ترتیب بار دیگر ضربه محکمی به موضع حقوقی دولت انگلیس و شرکت نفت انگلیس وارد شد.[6]

 

عدم صدور تحصیل پروانه نفت برای شرکت های ایتالیایی توطئه ای دیگر از سوی دولت انگلیس

دولت انگلیس با توجه به مباحث پیشین با وجودی که در دیپلماسی خود علیه ایران شکست خورده بود اما با اینهمه همچنان از تحت فشار قرار دادن ایران دست بردارنبود.  این بار دولت انگلیس وقتی نتوانست در دادگاهها مستقیما کارش را پیش برد بر آن شد که بر دولت ایتالیا فشار وارد کند تا به اهداف خود برسد. در این زمان دولت ملی دکتر مصدق از نظر اقتصادی سخت تحت فشار بود و با وجودی که وی شخصا موافقت کرده بود که صدور نفت در مقابل هر نوع کالا، حتی کالاهای غیرمجاز و خارج از سهمیه مقرر، مجاز شمرده شود اما به علت کارشکنی های انگلیس و فشار سیاسی این دولت، دولت ایتالیا مانع صدور پروانه ورود نفت به آن کشور شد و محموله های نفت در بنادر ایتالیا همچنان متوقف شده بود و شرکت "سوپور" نمی توانست بهای کالاهای تهاتری را به مقصد ایران با فروش نفت بپردازد.

در این زمان به گفته دکتر «مورتیلارو" مدیرعامل شرکت "سوپور" دولت ایتالیا از دادن پروانه ورود نفت ملی ایران به ایتالیا تعلل کرده و موجبات تنگنا و مشکلات و مشکلات عدیده ای برای شرکت سوپور فراهم شده بود. بعلاوه اینکه جای دادن و خالی کردن آنهمه  محموله های نفتی نیز امری دشوار و مشکل برای شرکت "سوپور" شده بود چرا که بنا به اظهارات "مورتیلارو" شرکت سابق نفت انگلیس تمام سعی خود را معطوف به این داشته بود که انبارهای موجود نفتی در ایتالیا را در اختیار خود گرفته و مانع استفاده شرکت "سوپور" شود.[7]

وقتی مقامات وزارت امور خارجه ایران از مقامات وزارت خارجه ایتالبا علت تعلل در صدور مجوز نفت به شرکت های ایتالیایی پرسیدند آنان پاسخ دادند که دست دولت ایتالیا به جهات مختلف، از جمله اختلاف ایتالیا و یوگسلاوی پیرامون شهر"تریست" زیر ساطور انگلیس هاست و چاره ای ندارد جز اینکه در مقابل خواسته آنها تسلیم شود.[8]

به هر حال ادامه این وضعیت ضرر سهمگینی را به شرکت "سوپور" وارد می کرد. در گزارش خیلی محرمانه ای که سفیر ایران در رم دراین باره به وزارت خارجه ارسال داشته که در آن به توطئه های عوامل دولت انگلیس به خوبی اشاره دارد و حقایق جدیدی را برای محققین این مقطع تاریخی روشن می سازد.

سفیر ایران در تاریخ بیست و نهم فروردین سال 1332 در گزارش محرمانه خود از قول دکتر "مورتیلارو" می نویسد : « طبق اطلاعاتیکه رسیده چرچیل که فعلا عهده دار وزارت خارجه انگلستان است شخصا از طریق سفارت ایتالیا در لندن پیامی برای دگاسپاری نخست وزیر [ایتالیا] فرستاده و از او تقاضا کرده است که از اعطای پروانه ورود نفت ملی ا یران به ایتالیا خودداری نماید و روزی نیست که مقامات سیاسی انگلستان در رم بدین منظور به دولت ایتالیا فشار نیاورند و نیز متذکر گردید که انتظار مشارالیه [منظور مورتیلارو است] این است که در این مبارزه دولت ایران او را تنها نگذارد و به هر نحوی که می تواند در این باره کمک نماید.»[9]

سفیر ایران می افزاید که "مورتیلارو" از ما تقاضا دارد که از طرف سفارت ایران در رم نامه ای مبنی بر شرحی به مشارالیه نوشته شود حاکی از اینکه دولت ایران به محصولات ایتالیا از طریق تهاتر در مقابل نفت احتیاج فوری دارد. منظور "مورتیلارو" این بود که با ارائه چنین نامه ای دولت ایتالیا را متوجه نماید که با ادامه سیاست فعلی بازار ایران را صنایع ایتالیا از دست خواهد داد و نتیجتا روش کنونی به ضرر منافع مسلم صنایع ایتالیا تمام خواهد شد.

سفیر ایران در گزارش محرمانه خود ادامه می دهد که به "مورتیلارو" گفتم دادن چنین نامه ای منوط به اجازه  رسمی از دولت ایران است اما چون "مورتیلارو" متذکر شد که تحصیل اجازه از دولت ایران به زمان زیادی نیاز است نمی توان در این خصوص صبر کرد و اینکه قرار است در 28 فروردین ماه سال 1332 با آقای "فراری" رئیس کل صنایع ایتالیا که نیابت نخست وزیر را در امور اقتصادی دارد ملاقات کند و نفوذ او نیز روی شخص نخست وزیر آقای "گاسپاری" زیاد است برای گرفتن چنین نامه ای پافشاری کرد. در نهایت سفیر ایران با مشورتی که با دکتر عبده می کند و با توجه به حسن نیت شرکت "سوپور" و اینکه نوشتن این نامه تعهدی برای ایران نخواهد داشت و ممکن است احیانا امر صدور پروانه نفت ملی ایران را توسط دولت ایتالیا تسهیل نماید چنین نامه ای را با امضای نماینده اقتصادی و مهر سفارت تسلیم "مورتیلارو" کرد[10].

 

 

درگیری شرکت ایتال پترول با شرکت سابق نفت ایران و انگلیس

پس از ملی شدن صنعت نفت در ایران همانگونه که اشاره شد ایتالیا از جمله کشورهایی بود که بیش از سایر کشور حاضر به خرید نفت ایران شده بود به همین دلیل شرکتهای زیادی به ایران آمدندالبته شرکت نفت ایران وانگلیس نیزتا آنجا که می توانست بصورت آشکار و پنهان برضد این شرکت توطئه می کرد.

یکی دیگر از مواردی که در این زمان مطرح است، درگیری است که با شرکت ایتالیایی «ایتال پترول» یافته بود. این درگیری در سال 1331 چنان ادامه دار شد که «مرتضی قلی بیات» مامور فوق العاده دولت در خوزستان و شرکت ملی نفت به مهندس «چرخنده» رئیس کمیسیون فروش نفت که در این زمان در رم مشغول مذاکره با سایر شرکت های ایتالیایی بود دستور داده شد که به اتفاق کمیته ای از اعضای سفارت ایران در رم درباره دعوای شرکت "ایتال پترول" و شرکت نفت انگلیس پی گیری نموده و چنانچه جریان این دادگاه به ضرر ایران است به نحو مقتضی عمل نمایند.[11]

به هر حال پس از تشکیل کمیسیون مشترک بین نمایندگان ایران و شرکت "ایتال پترول" صورت جلسه ای تنظیم شد که طی آن مشخص گردید شرکت ایتال قبل از این ماجرا در تهران با کمیسیون فروش نفت وارد مذاکره شد و بدون اینکه ترتیب قطعی در باب معامله خرید نفت داده شده باشد به عنوان اینکه ازطرف نمایندگان شرکت سابق اخطاریه ای دریافت نموده که حق انجام معامله با شرکت نفت ندارد، در دادگاه حقوقی رم اقامه دعوا علیه شرکت نفت انگلیس مقیم رم نموده و از دادگاه تقاضا کرده است که بطلان اخطاریه مزبور را اعلام نماید.

اما دادگاه رم ایراد وکیل شرکت نفت سابق را که شرکت نفت انگلیس مقیم رم ربطی به شرکت نفت مقیم لندن ندارد، را وارد تشخیص داده و قرار عدم توجه دعوا صادر نمود. از سوی دیگر شرکت ملی نفت ایران هم تعقیب چنین دعوایی را به صلاح ندانسته چرا که علاوه بر این که شرکت ایتال مدارک کافی جهت اثبات مدعای خود نداشته و از این گذشته ایران با اتکا به حقانیت کامل خود در فروش نفت هیچگونه نفعی در اینکه چنین موضوعی در یک دادگاه خارجی مطرح شود نمی برد بلکه به ضرر ایران هم بود و از این رو به نمایندگان شرکت ایتال اعلام شد که موافق ادامه چنین دعوایی نیستند.

اما نمایندگان شرکت ایتال اصرار کردند که ابلاغیه جدیدی به لندن ارسال و دعوا را تعقیب می کنند و نمایندگان ایران نیز صراحتا به آنان تذکر دادند که دولت ایران خود را کاملا در فروش نفت محق می داند و به هیچ وجه حاضر نیست برای تایید حق مزبور به هیچ دادگاهی مراجعه کند و یا اجازه دهد دیگران از طرف شرکت ملی نفت یا دولت ایران یا به تصدی تامین منافع دولت ایران مراجعه به هیچ دادگاهی بنمایند.[12]

در نهایت شرکت "ایتال پترول" اصرار به پی گیری ماجرا داشت و آخرین حرفی که به نمایندگان ایرانی زدند این بود که «ما قصد داریم نفت ایران را یا مستقیما از خود شما یا غیرمستقیم از امریکاییها بخریم و به این جهت حتی اگر شما هم نفت به ما نفروشید ما برای حفظ منافع تجارتی خود لازم است اقدامی که صلاح می دانیم به عمل آوریم.» از این نکته ممکن است استنباط کرد که اصرار شرکت "ایتال پترول" برای توجیه اقدامی که به عمل آورده ناشی از ملاحظات خارجی بوده است. [13]

شاید بتوان اینگونه تحلیل کرد که شرکت "ایتال پترول" به نوعی در زمانی که این دعوی را دنبال می کرد هنوز آمریکا و انگلستان هنوز به یک اجماع قطعی درباره دولت دکتر مصدق و نفت ایران نرسیده بود و شاید بتوان گفت آمریکایی ها شرکت ایتال را تحریک می کردند که بر ضد انگلیسی ها اقامه دعوی کند حتی با دلایل غیرمستند، اما در این نکته هم نمی توان تردید کرد که به هر حال انگلیسی ها هر شرکت ایتالیایی که قرار بود از ایران نفت خریداری کند به نوعی با وی درگیر می شد و در این ماجرا هم نخست شرکت نفت انگلیس بود که به شرکت ایتالیایی ایتال پترول اخطاریه مبنی بر اینکه حق معامله با ایران را ندارد، صادر کرد.

تحلیل ایتالیایی ها از اختلافات گروههای مختلف با دکتر مصدق

در اوایل سال 1332 زمانی که دولت ملی دکتر مصدق هم از سوی انگلیسی ها تحت فشار قرار داشت و هم عناصر و گروههای داخلی شروع به مخالفت با وی می کنند، محافل رسانه ای ایتالیا گویا از هر زمان دیگری مسائل ایران را بیشتر مورد کنکاش و موشکافی قرار می دادند. اکثر تحلیل گران سیاسی ایتالیا علاوه بر ذکر اهمیت ایران در منطقه خاورمیانه به کنکاش و برای  گروههای مخالف یکدیگر در ایران     می پرداختند.

مجله ایتالیایی «ESTERI» در همین زمان مقاله ای تحت عنوان «ایران کلید خاورمیانه» نگاشته بود که در واقع تحولات ایران را از دیدگاه اروپایی ها و بخصوص ایتالیایی ها کاملا روشن می سازد بعلاوه قضاوت های نویی در خصوص اوضاع حساس ایران در آن زمان ارائه نموده که قابل توجه است.

در قسمتی از این مقاله درباره اهمیت ایران چنین سخن رفته است که عدم علاقه ملل اروپایی نسبت به وقایع ایران بی مورد است زیرا مسلم است که تصرف خاورمیانه باید از راه ایران انجام شود. در این مقاله همچنین تسریع شده که احتمال حمله به ایران از سوی روسیه وجود دارد چرا که ایران 1900 کیلومتر مرز مشترک با روسیه دارد و اظهارات «ژنرال الکسی مارکو» وابسته نظامی روسیه درباره ایران نشان می دهد که احتمال تصرف ایران وجود دارد و در این صورت نه فقط نفت ایران بلکه خلیج فارس نیز مختص به کشتی های روسی خواهد شد. به این طریق نه تنها راههای دریایی انگلستان به هند و استرالیا مسدود خواهد شد بلکه روسیه حتی کانال سوئز را نیز در تصرف خواهد گرفت.

از دیدگاه نویسنده مجله ایستریا ایران یکی از مهمترین نقاط دنیاست و مهمترین نقطه سیاست غرب آسیا و آمریکا می باشد.

شصت سال  رقابت و فشار سیاسی  اقتصادی از طرف روسیه و انگلیس اوضاع کنونی ایران را ایجاد نموده و در افکار عمومی شرایطی فراهم نموده است که بیشتر متکی به حیثیت و استقلال و تعصب مذهبی است تا حقایق اقتصادی نویسنده مقاله مجله ایستریا سپس به اختلافات گروههای مختلف در ایران اشاره کرده و به علل این اختلافات پرداخته و نتیجه گیری می نماید. ایستریا  در این خصوص می نویسد: «اختلافات بین مصدق و شاه، بین آیت الله کاشانی و مصدق، بین فداییان اسلام و توده ای ها، بین مجلس و دربار، بین محصلین ملیون و کارگران صنایع در حقیقت ظواهر مختلفی از یک موضوع واحد است: عدم لیاقت و ناتوانی در درهم شکستن آخرین موانعی که از آزادی کامل سیاسی و استقلال اقتصادی حقیقی جلوگیری می نماید.»[14]

نویسنده مقاله سپس به قضاوت درباره آیت الله کاشانی می پردازد و می نویسد: «یک مثال کامل از سرگردانی برای بسیاری از ایرانیان مثال آیت الله کاشانی است که پس از پشتیبانی و تحمیل از راه قدرتی که مقام مذهبی باو داده است از شخص و سیاست مصدق پس از آنکه در مواعظ خود اهمیت شاه را درهم شکست در این اواخر رفتاری چنان متضادی پیش گرفته که حدس زده می شود کینه انگلیسی ها او را متوجه توده ایها نموده است و بین کمونیستها متفقینی برای مغلوب ساختن انگلیسی ها و امریکاییها که به عقیده او به وعده ای که درابتدای نزاع با شرکت نفت داده بودند وفا نکرده اند، جستجو می کند.

نویسنده ادامه این مقاله می افزاید: «کاشانی دعوت سناتور «برلینگر» [رهبر حزب کمونیست ایتالیا] را برای اعزام نمایندگانی از طرف خود به وین به منظور تشریک در کنگره طرفداران صلح پذیرفته است این احساس توجه او را به توده [حزب توده] نزد بسیاری اشخاص تایید نموده است. معهذا حقیقت چیز دیگری است کاشانی که مسلمان و متعصب می باشد «اصولا» ضدکمونیست است و بنابراین رفتار مترقیانه او در حقیقت نوعی از تاکتیک می باشد. مذاکرات او با مصدق را نه فقط غرور شخصی اوکه می خواهد اولویت و حیثیت خود را محفوظ دارد تعیین می نماید بلکه یاس او از صداقت آمریکا نیز می باشد و می خواهد روابط را قطع نماید و ایجاد نیروی سومی بنماید.»

مجله ایستریا آنگاه به فشارهای انگلیس و آمریکا به مصدق برای سازش با انگلیس اشاره می کند و می افزاید: «معذالک مصدق در روش خود خوب استقامت می نماید و آخرین اخبار امیدی نمی دهد که بین شاه نخست وزیر اصلاح شود.»[15]

روزنامه معروف «ایل ماساژرو»  نیز در تاریخ دهم تیرماه سال 1332 برابر با دوم ژوئیه 1953 م درباره اختلافات دکتر مصدق و آیت الله کاشانی و برکناری آیت الله کاشانی از ریاست مجلس نوشته است : «آیت الله کاشانی که مدتها بنای مخالفت را گذاشته است با یک ضربه غیرمنتظره از ریاست مجلس برکنار گردید. قبل از جلسه مزبور جمع کثیری از مردم در میدان بهارستان مجتمع شده و پیوسته فریاد می کشیدند زنده باد مصدق. این تصمیم مجلس کلیه محافل سیاسی تهران خاصه ناظرین خارجی را متعجب ساخته است ولی برای آنها که به رموز جریانات پارلمانی آشنا هستند تعجبی تولید ننموده اکنون که آیت الله کاشانی از ریاست مجلس افتاده است طبعا دسته مخالف پارلمانی دولت ضعیف می شوند و مصدق خواهد توانست گزارش هیئت هشت نفری را راجع به محدود ساختن اختیارات شاه از مجلس بگذراند و می توان گفت تغییر رژیم مصر از سلطنتی به جمهوری در این جریانات بی تأثیر نبوده است.

با این تفاوت که ژنرال نجیب در مصر متکی به قوای نظامی و مصدق در ایران متکی به قوای ملی است و یقین است این فتح سیاسی و جدید مصدق مقدمه وقایع جدیدی در ایران به شمار خواهد رفت.

سپس روزنامه مزبور وارد تاریخچه اختلاف میان آقایان دکتر مصدق و آیت الله کاشانی شده و در خاتمه مقاله قسمتی از اظهارات بسیار تندی را که آیت الله کاشانی پس از جلسه  تیرماه سال 32 مجلس نسبت به دکتر مصدق کرده نقل نموده است.»[16]

نگرش ایتالیایی ها به وضعیت دولت دکتر مصدق پس از برکناری آیت الله کاشانی جالب توجه به نظر می رسد در عین حال که معتقد بودند دکتر مصدق به کمک قوای ملی توانسته است که به یک فتح سیاسی برسد، آن را مقدمه تحول و وقایع جدیدی در ایران به شمار آوردند. جالب اینکه این تحلیل تقریبا یکماه قبل از کودتای 28 مرداد ارائه شده و شاید پیش بینی درباره تحول که وقایع جدیدی در ایران رخ خواهد داد چندان دور از واقع نبوده است و بطور غیرمستقیم شاید بتوان کودتای 28 مرداد را همان تحول و واقعه جدیدی برشمارد که روزنامه ایل ماساژرو پیش بینی کرده بود.

 

فرار شاه به رم پس از کودتای نافرجام 25 مرداد سال 32

ایتالیا بار دیگر به خاطر فرار شاه به رم پس از کودتای نافرجام 25 مرداد با وقایع ملی شدن صنعت نفت و حکومت ملی دکتر مصدق ارتباط می یابد. شاه پس از اینکه مقدمات کودتای 25 مرداد سال 32 را که برای شکست دولت ملی دکتر مصدق تدارک دیده بود به شمال و رامسر می رود اما به محض اطلاع از شکست کودتای 25 مرداد بلافاصله با یک هواپیمای پیچ کرافت به عراق و بغداد رفت و از آنجا و به همراه سرگرد خاتمی و آتابای آجودان خصوص خود با یک هواپیمای اجاره ای به سوی رم پرواز کردند.

اینجا این سوال مطرح می شود که چرا شاه ایتالیا را برای فرار انتخاب کرد؟ چند دلیل مشخص تمایل شاه را برای رفتن به ایتالیا نشان می دهد: نخست اینکه ایتالیا از جمله کشورهایی بود که پس از جنگ جهانی دوم حتی قبل از پایان یافتن رسمی جنگ با ایران روابط سیاسی و اقتصادی گسترده برقرار کرده بود و طبیعتا این سطح مطلوب روابط  تمایل رفتن شاه به ایتالیا را به نسبت سایر کشورهای اروپایی بیشتر می کرد. دیگر اینکه شاه قبل از فرار به ایتالیا سفرهای زیادی به این کشور داشته است، برای نمونه اینکه وی در تاریخ بیست و هشتم آبانماه سال 1328 زمانی که قرار بود به آمریکا رفته و با رئیس جمهور آمریکا و با "ترومن" مذاکراتی داشته باشد، در مسیر راه در رم اقامت گزید و "محمود جم" سفیر کبیر ایران در رم انعکاس سفر شاه به رم و سپس آمریکا را از دیدگاه محافل مطبوعاتی ایتالیا به طور کامل به وزارت خارجه ایران گزارش کرده بود.[17]

جالب اینکه شاه در سفارت ایران در رم یک اتومبیل مخصوص به خود داشته است که آن را برای زمانی تدارک دیده بود که به رم می رفت.

شاید یکی از مهمترین دلایلی که محمدرضا را به رفتن به رم ترغیب می کرد احساس دوستی و نزدیکی بود که با سفیر ایران در رم یعنی آقای «غلامعلی نظام خواجه نوری» داشت. خواجه نوری به حدی مورد لطف و محبت محمدرضا بود که مدتی رئیس کل تشریفات دربار شده بود[18] او و مظفر اعلم که سفیر بغداد بود هر دو از سناتورهای انتخابی شخص شاه بودند و شاید شاه به نزدیکی و وفاداری آنان بیش از هر کس دیگری مطمئن بود و از این رو بهترین مکان برای فرار را رم تشخیص داده بود.

دراین زمان دکتر مصدق و وزیرخارجه او دکتر فاطمی به سفرای ایران در کشورهایی که ممکن بود شاه به آنجا برود دستور داده بود از استقبال و نزدیک شدن به او شدیدا خودداری کنند به همین خاطر همانگونه مظفر اعلم سفیر ایران در بغداد به استقبال محمدرضا نمی رود خواجه نوری نیز به دیدار محمدرضا نمی آید و از اعضاء سفارت تنها یک نفر وابسته اقتصادی به نام "صادق" در هتل محل اقامت او در رم به دیدار شاه می رود، محمدرضا که در این زمان در هتل اکسلیپور اقامت کرده بود به صادق می گوید، اتومبیلی که همیشه در رم داشت را از خواجه نوری بگیرد و بیاورد. خواجه نوری تلفنی از مصدق کسب تکلیف می کند و مصدق دستور می دهد: «ندهید. ندهید!» و اتومبیل را نمی دهند.[19] خواجه نوری نه تنها اتومبیل را نمی دهد بلکه پیغام فرستاد که شاه و ثریا حق آمدن به سفارت را ندارند.

مرحوم مظفرفیروزدرکتابی که علیه محمدرضا دراروپا منتشرساخت می نویسد: «حکومت سلسله پهلوی تمام سجایای اخلاقی مردم ایران را زدود، او سپس به انتقاد از اعلم و خواجه نوری سفیران شاه در بغداد و رم می پردازد و می گوید: «این دو نفر را شاه به این مأموریت فرستاده بود و از نظر سیاسی، ولو مشکلی برایشان فراهم می آمد، باید به دیدن شاه فراری خود می رفتند.»[20]

مظفر فیروز عملکرد خواجه نوری را با یکی از رجال دوره رضاشاه به نام مسعود (صارم الدوله) مقایسه می کند و می گوید با وجود اینکه رضاشاه در 23 خرداد 1308، وی را از والیگری فارس عزل کرد و در 29 خرداد همان سال وی را دستگیر و زندانی کرد، هنگامی که رضاشاه مستعفی، در شهریور 1320 به قصد ترک ایران در اصفهان توقف کرد و هیچکس سراغ او نرفت، صارم الدوله به دیدار او رفت و کلیه احترامات ویژه یک پادشاه را نسبت به او انجام داد.[21]

به هر حال با پیروزی کودتای 28 مرداد و بازگشت شاه به ایران بلافاصله اشرف پهلوی به رم رفت و خواجه نوری را با خفت و خواری از کار برکنار کرد و به دستور دولت، تمام نشان ها و امتیازات را از او گرفتند. سالها در اروپا اقامت داشت و از ترس انتقام و مجازات جرأت نداشت به کشورش بازگردد هر بار عریضه ای سراپا ندامت و شرمساری می نوشت و تقاضای عفو می کرد، مورد قبول نمی شد و بارها قدمای وزارت خارجه از جمله دکتر اردلان شفاعت او را کردند، پذیرفته نشد بالاخره مادر شاه را شفیع قرار داده و سرانجام به او اجازه بازگشت داده شد. وی پس از مراجعت به ایران به باغ ییلاقی خود در گلندونک رفت و با وجودی که بسیاری از کسان و منسوبین او به دربار رفت و آمد داشتند، نتوانستند آب رفته به جوی را بازگردانند. وی بالاخره در سال 1340 در تهران درگذشت.[22]

از دکتر اردلان شنیده شد که گفته بود: « زمانی که وزیر امور خارجه و در حضور شاه بودم، رضایت خود را از خدماتم ابراز کرد و فرمود: "پیرمرد چیزی از من بخواه" عرض کردم تنها استدعایم عفو (نظام) است. شاه به طور ناگهانی متغیر شد و قیافه بشاش او عبوس گردید و پس از سکوت چند دقیقه ای اظهار کرد این تقاضای شما اجابت نمی شود، او از خانواده من بود، دیدی با من چکار کرد؟[23]

آخرین گزارش نظام خواجه نوری که در تاریخ سی و یکم مرداد ماه سال 1332 یعنی درست 3 روز پس از پیروزی کودتای 28 مرداد و قبل از برکناریش به وزارت خارجه ارسال شد حاکی از توجه رسانه های داخلی ایتالیا به سفر شاه و ثریا به رم و مسائل ایران داشته است در این گزارش آمده است « در این هفته روزنامه های ایتالیا و رادیوی رم علاقه و توجه فوق العاده به جریانات و وقایع را با حروف درشت و عکس های مختلف برای مردم توضیح می دادند. تشریف فرمایی اعلیحضرت ذات همایونی در رم و تماس دائمی که میان ذات شاهانه و خبرنگاران ایتالیا و رادیو رم بر اهمیت وقایع تهران چندین برابر افزوده بطوریکه درج وقایع و عکس های مربوط به اخبار تهران در مطبوعات اینجا هم عرض مطالب سیاسی درجه اول داخلی ایتالیا قرار گرفته است. سفارت کبری اخبار مندرجه در جراید و اخبار منتشره از رادیوی رم را با دقت تحت مطالعه قرار می دهد تا هرگاه مطالب خلاف واقعی منتشر شود آن را فورا تصحیح نماید.»[24]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

ملی شدن صنعت نفت و روشن شدن مواضع ایتالیایی ها نسبت به این مسئله بدون تردید یکی از نقطه های عطف روابط  تاریخی ایران و ایتالیا محسوب می شود‘ احساس همدلی ایتالیایی ها نسبت به مبارزات ملی شدن صنعت نفت در ایران، خواه ناخواه این دیدگاه را مطرح می سازد که دولت و مردم ایران در این مبارزه تاریخی تنها نبودند، بدون تردید همه ملت های آزاده جهان درآن مقطع تاریخی از این دستاورد بزرگ ملت ایران یعنی ملی شدن صنعت نفت حمایت می کردند. اما نکته اینجاست که از کشوری همچون ایتالیا که وابستگی عمیقی به ایالات متحده و بلوک غرب داشته است انتظار چنین حمایت همه جانبه ای نمی رفت.

نکته جالب دیگر اینکه ایتالیایی ها تنها در حرف و شعار از ایران حمایت نکردند بلکه عملا نیز این حمایت خود را از طریق خرید نفت ملی شده ایران به نمایش گذاشتند. و جالب تر اینکه حتی پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 نیز داوطلب خرید سهم آزاد نفت ایران به قیمت عادلانه شدند و همچنین چند سال پس از قرارداد کنسرسیوم نفتی، قراردادی با ایران در خصوص نفت به امضاء رساند که مغایر با قرارداد کنسرسیوم بوده و عملا سود بیشتری عاید ایران می کرد. به این ترتیب که قرارداد کنسرسیوم معروف به 50 – 50 بود یعنی 50 درصد از عایدات نفتی بر اساس کنسرسیوم به ایران تعلق می گرفت در حالیکه در قرارداد با ایتالیا 75 درصد از عایدات نفتی به ایران تعلق می گرفت.


پی نوشت ها :



[1] . Supor

[2] . خاطرات جلال عبده، ص 373 – 372.

[3] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 41، پرونده 11، سال 1331. (موضوع: پرونده محرمانه نفت).

[4] . همان، (گزارش سفیر ایران در رم).

[5] . آرشیو روزنامه کیهان 21/12/1331.

[6] . خاطرات جلال عبده، ص 374.

[7] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 41، پرونده 11، سال 1331، (موضوع : پرونده محرمانه نفت).

[8] . خاطرات عبده، ص 374.

[9] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 41، پرونده 11، سال 1331 (موضوع: پرونده محرمانه  نفت، گزارش خیلی محرمانه سفیر ایران به وزارت خارجه مورخ 29/1/1332).

[10] . همان.

[11] . Ital Petroli

[12] . همان.

[13] . همان.

[14] .مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 41، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 23، سال 1332 (موضوع: نشریات جراید ایتالیا راجع به ایران، ترجمه مقاله چاپ شده در مجله ایستریا توسط حسین فردهودی رایزن فرهنگی سفارت ایران در رم ، مورخ 21/1/1332)

[15] . همان.

[16] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 41، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 23، (موضوع: نشریات جراید ایتالیا راجع به ایران).

[17] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 9، بخش کار 2، جزء کار 20، پرونده 17 – 200 (موضوع پرونده:  انتشارات و تبلیغات راجع به ایران در ایتالیا ، گزارش محمود جم سفیر ایران به وزارت خارجه، مورخه 28/8/1328).

[18] . حسین فردوست، خاطرات ارتشبد حسین فردوست، ظهور سقوط پهلوی، ج 1، تهران: انتشارات اطلاعات سال 1369، ص 179و178.

[19] . همان.

[20] . لویی والانتن، کاخ تنهایی، خاطرات ثریا اسفندریاری بختیاری، تهران: انتشارات البرز، چ نهم، سال 1377، ص 232 پاورقی.

[21] . همان.

[22][22] . باقر عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، جلد 1، تهران: انتشارات نشر علم و نشر گفتار، سال 1380، ص 639 و638.

[23] . همان.

[24] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 41، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 23، سال 1332 (موضوع: پرونده نشریات جراید ایتالیا راجع به ایران، گزارش سفیر ایران نظام خواجه نوری به وزارت امور خارجه مورخه 31/5/1332).

 فهرست منابع

1-     روزنامه کیهان 12/8/1330.

2-     روزنامه کیهان 7/11/1331.

3-     روزنامه کیهان 21/12/1331.

4-     عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران، جلد 1، تهران: انتشارات نشر علم و نشر گفتار، سال 1380.

5-  عبده، جلال، خاطرات دکتر جلال عبده (چهل سال در صحنه)، ویرایش و تنظیم از مجید تفرشی، چاپ دوم، تهران: انتشارات موسسه خدمات فرهنگی رسا، سال 1378.

6-  فردوست، حسین، خاطرات ارتشبد حسین فردوست (ظهور و سقوط پهلوی)، ج 1، تهران: انتشارات اطلاعات، سال 1369.

7- مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 50، بخش کار 2، جز کار 19، پرونده 25، سال 1330 (موضوع نشریات راجع به ایران)

8-     مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 40، پرونده 17، سال 1330. (موضوع: مسافرت دکتر مصدق در رابطه با نفت).

9-     مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 50، بخش کار، جز کار 19، پرونده 25، سال 1330، (موضوع: نشریات راجع به ایران در ایتالیا، قسمت دوم، پرونده سوم، گزارش سفیر ایران در رم به وزارت امور خارجه، 18/3/1330)

10- مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 41، پرونده 11، سال 1331 (موضوع: محرمانه نفت)

11- مرکز اسناد وزارت امور خارجه ، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 41، پرونده 11، سال 1331، (موضوع: پرونده محرمانه نفت، گزارش خیلی محرمانه سفیرایران به وزارت امور خارجه، مورخ29/1/1332).

12-  مرکز اسناد وزارت خارجه، کارتن 41، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 23، سال 1332 (موضوع پرونده: نشریات و جراید ایتالیایی راجع به ایران، تجرمه مقاله چاپ شده در مجله ایستریا توسط حسین فرهودی رایزن فرهنگی سفارت ایران دررم

13- مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 9، بخش کار 2، جزء کار 20، پرونده 17-200 ، (موضوع پرونده: انتشارات و تبلیغات راجع به ایران در ایتالیا، گزارش محمود جم سفیر ایران در رم به وزارت خارجه، مورخ 28/8/1328).

14-  مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 41، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 23، سال 1332، (موضوع پرونده: نشریات و جراید ایتالیا راجع به ایران، گزارش سفیر ایران در رم به وزارت امور خارجه ، 31/5/1332)

15-  نجاتی، غلامرضا، جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای 28 مرداد، چاپ هفتم، تهران: انتشارات شرکت سهامی انتشار، 1373.

16-  والانتن لویی، کاخ تنهایی، خاطرات ثریا اسفندیاری بختیاری، تهران: انتشارات البرز، چاپ نهم، سال 1377.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 20:39  توسط عمادالدین فیاضی   | 

ملی شدن صنعت نفت ایران و ایتالیایی ها 2

مقدمه:

یکی از مهمترین وقایع بعد از جنگ جهانی دوم در ایران ملی شدن نفت و بحرانی است که منجر به قطع روابط سیاسی ایران و انگلیس شد. به همين جهت  نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران را می توان آغاز فصل نوینی در روابط ایران و ایتالیا به حساب آورد و شاید در یک نگاه بتوان آن را نقطه عطفی برای روابط طرفین قلمداد کرد.

روابط ایران و ایتالیا را در این دوران پرتنش می توان در موارد و مراحل اساسی زیر مورد بحث و بررسی قرار داد.

نخست بحث ملی شدن صنعت نفت و نظرات و دیدگاههای دولت و مردم این کشور در برخورد با این موضوع است. در واقع این قسمت را می توان یکی از قابل توجه ترین بحث های ملی شدن نفت ایران و عکس العمل یک دولت و ملت اروپایی در قبال این موضوع دانست. ایتالیایی ها گویی که از استعمار پیر انگلیس در طول تاریخ خاطرات نامطلوبی داشتند که اینگونه با اشتیاق تمام از مبارزات مردم ایران در مبارزه با استعمار انگلیس حمایت کرده و احساس همدردی و همدلی خود را به صورت رسمی و غیررسمی ابراز داشتند.

در مرحله دیگر ایتالیایی ها با پیشنهاد خرید نفت ایران عملا وارد دعوای ایران و انگلیس بر سر فروش نفت شدند و در این درگیری کار به دادگاههای بین المللی نیز کشیده شد. در این زمان چند کشتی نفت کش ایتالیایی که نفت ملی شده ایران را حمل می کردند توسط عمال انگلیسی توقیف شد و هر بار نیز ایران درصدد احقاق حق خویش برآمد و در برخی موارد نیز توانست شرکت نفت انگلیس را دردادگاههايي كه دراين خصوص تشكيل شد ‘شکست دهد.

تحلیل ایتالیایی ها نسبت به درگیری گروههای مختلف پس از ملی شدن صنعت نفت در ایران، مانند درگیری های توده ای ها، مصدق و کاشانی از جمله مسائلی است که در این نوشتار به آن پرداخته شده است، از آنجایی که ایتالیایی ها این درگیری ها را از خارج ازا یران نگریسته و تحلیل و قضاوت کردند شايد بتواند برای محقق جالب توجه بوده و برخی واقعیات را روشن نماید.

و بالاخره آخرین بحثی که وقایع ملی شدن صنعت نفت را با ایتالیایی ها پیوند می زند فرار شاه به ایتالیا و حوادث و مسائلی است که شاه در دوران فرار خود در ایتالیا داشته است.

ویژگی اساسی این مقاله این است که از اسنادی استفاده شده است که تاکنون در مباحث روابط خارجی بحث ملی شدن صنعت نفت مورد استفاده قرار نگرفته و برای نخستین بار پرده از مواضع یک کشور اروپایی نسبت به ملی شدن صنعت نفت ایران  برمی دارد.

 


ملی شدن صنعت نفت و عکس ا لعمل دولت و ملت ایتالیا

پس از ملی شدن صنعت نفت در ایران به علت حساسیت ویژه ای که این مسئله در سیاست داخلی و خارجی ایران ایجاد نمود دکتر مصدق نخست وزیر وقت به کلیه سفارتخانه های ایران در خارج از کشور دستور اکید داده بود چنانکه روزنامه ها و محافل تبلیغاتی کشورهای مختلف مطالب سوء و مضری که بیشتر از سوی شرکت سابق نفت ایران و انگلیس تبلیغ می شود منتشر کردند نهایت سعی و تلاش خود را جهت روشن شدن حقایق و توضیح به افکار عمومی جهان بنمایند. بر اساس چنین دستورالعملی وزارت امور خارجه به کلیه سفارتخانه ها از جمله سفارت ایران در رم دستور مراقبت کامل در این خصوص صادر کرد.

گزارشی در این باره از سوی معاون وزارت امور خارجه ایران «فضل الله نبیل» به دکتر محمدمصدق نخست وزیر وقت در تاریخ 23/7/1330 درباره عملکرد سفارت ایران در رم و بروکسل به همراه انعکاس نظرات دو سفیر ایران ارسال داشت اینک اصل متن این سند به قرار زیر است:

«  جناب آقای نخست وزیر [دکتر محمد مصدق]

بطوریکه خاطر عالی مستحضر است پس از ارجاع مسئله نفت ایران شورای امنیت از طرف دولت انگلیس ضمن تلگرافی به کلیه مامورین شاهنشاهی امور خارجه پس از تشریح وحدت کلمه ای که در این موقع نسبت به [دولت] که در بین عموم طبقات و دستجات کشور ایجاد گردیده دستور داده شد در مقابل تبلیغات سوء و مضر شرکت سابق نفت وظیفه ماموریتی و وطن پرستی خود [را] انجام و شب و روز مراقب رفع سوء تفاهمات و تکذیب و توضیح اخبار مغرضانه و کشف حقایق بر افکار عمومی دنیا باشند. اینک متن جوابی که سفارتکبرای شاهنشاهی رم و سفارت ایران در بروکسل واصل گردیده است. ذیلا جهت مزید استحضار معروض می گردد

[مهر وزارت خارجه]

[امضا] معاون وزارت امور خارجه

فضل الله نبیل »[i]

جالب اینکه در ضمایم همین سند تلگرافی از سفیر ایران در رم آقای «علی منصور» وجود دارد که نشاندهنده این است که در افکار عمومی ایتالیا و محافل ژورنالیستی این کشور نسبت به ملی شدن صنعت نفت نه تنها نگاه منفی وجود ندارد بلکه اخبار مغرضانه و تبلیغات سوء دولت انگلیس در این کشور اثری نداشته است. علی [ii]منصور از رم در گزارش خود در این باره می نویسد: « در این زمینه مراقبت های لازم شده و می شود در مطبوعات مهم و محافل اینجا با وجود ملاحظاتی که ایتالیا در سیاست بین المللی خود دارد احساسات مساعد نسبت ایران مشهود و تبلیغات سوء اثری نبخشیده است.

[امضاء] منصور [سفیر ایران در رم] »[1]

مواضع رسمی دولت ایتالیا درباره ملی شدن صنعت نفت ایران که توسط نخست وزیر این کشور در پارلمان ایتالیا اظهار شده بود، نشانه اوج همدردی و همدلی با ملت و دولت ایران در این زمینه است. به گزارش سفیر ایران در رم نطق آقای "دوگاسپری"[iii]  در مجلس سنای ایتالیا که راجع به مواضع دولت ایتالیا نسبت به مسائل خاورمیانه و مخصوصا کشورهای عرب و ایران نشان می دهد که ایتالیا نسبت به ایران در ماجرای ملی شدن نفت و درگیری با شرکت نفت ایران و انگلیس نظرمثبت داشته است.[iv]  روزنامه ایتالیایی «ایل ماساژرو» در همین تاریخ نطق کامل دوگاسپری را در مجلس سنا به چاپ رساند.

از این رو دکتر مصدق از این موضوع بسیار خرسند شده و در حالی که در این زمان در واشنگتن برای سخنرانی در خصوص احقاق حقوق ایران در شورای امنیت سازمان ملل حضور داشته از همانجا فورا بوسیله تلگراف رمزی که در تاریخ چهارم آبانماه سال 1330 برای علی منصور سفیر ایران در رم ارسال داشته است از وی خواسته است فورا مراتب تشکر و تقدیر وی را از نخست وزیر ایتالیا اعلام نماید. اصل متن این تلگراف به قرار زیر است:

« 4/8/30[13]  تلگراف رمز

جناب آقای منصور

خواهشمند است فورا نخست وزیر ایتالیا را ملاقات و از طرف اینجانب از اظهاراتیکه در جلسه مجلس درباره ایران ایراد کرده اند صمیمانه تشکر فرمایید.

[امضاء] دکتر مصدق »[v]

ظاهرا سفیر ایران به ملاقات نخست وزیر ایتالیا رفت و شخصا پیام دکتر مصدق را ابلاغ نمود جالب اینکه در ایران هم سفیر کبیر ایتالیا در کاخ مرمر نزد شاه رفت و مدت نیم ساعت با او گفتگو کرد. بر اساس گزارش روزنامه های آن زمان، منابع مطلع ملاقات سفیر ایتالیا را با شاه بی ارتباط با ملاقات منصور سفیر ایران در رم با نخست وزیر ایتالیا ندانستند و حدس زده شده بود که در دیدار سفیر ایتالیا با شاه سفیر ایتالیا از طرف دولت متبوع خود برای وساطت در امرمسئله نفت مامور شده باشد.[vi]

گذشته از نخست وزیر ایتالیا چند تن از نمایندگان مجلس ایتالیا و برخی مقامات عالیرتبه دولت ایتالیا به طور رسمی از نهضت ملی شدن صنعت در ایران حمایت کردند «آقایان «امبرتوتریسینی[vii]» سناتور و «آچیلی کورنا[viii]» وکیل مجلس مبعوثان ایتالیا به همراه دو مقام عالیرتبه دولت ایتالیا به سفارت ایران در رم رفته و احساسات خود و ملت ایتالیا را در خیرخواهی و تایید حقانیت ایرانیان نسبت به مبارزه ای که در جریان بود حضورا تذکار دادند.»[ix]

اما گذشته از مواضع رسمی دولت مردان ایتالیا، اینک مواضع ملت ایتالیا را نسبت به ملی شدن صنعت نفت ایران مورد بررسی قرار می دهیم.

در بحبوحه این جریان تاریخی عده زیادی از مردم ایتالیا  از طریق حضور مستقیم در سفارت ایران در رم و یا بوسیله ارسال نامه احساسات خود را نسبت به ملی شدن صنعت نفت در ایران بروز دادند، در تاریخ ششم مهرماه  سال 1330 سفیر کبیر ایران در رم نامه یک نفر ایتالیایی را به وزارت امور خارجه ارسال نمود که در آن احساسات عمیق وی را نسبت به قضیه نفت ایران نشان می دهد.

اینک عین ترجمه این نامه آورده می شود « مقصود از نوشتن این نامه تخفیف یا تحقیر شهامت و غرور ملت ایران نیست بلکه فقط  نتیجه کینه حقه ایست که نسبت به انگلیسی ها دارم. من و دوستانم که همیشه بر علیه این دشمن که با بکار بردن هرگونه وسیله در زندگانی تقریبا تمام ملل دنیا ایجاد مزاحمت نموده است جنگدیده ایم، خود را در اختیار شما می گذاریم تا بر علیه انگلیس برای دفاع از حقوق بشما بجنگیم . ما حاضریم هرگاه دولت شما احتیاج به افراد مصمم داشته باشد حرکت نموده و کار آقایان انگلیسیها را یک باره بسازیم.

چنانچه وقایع استعمال نیرو را الزام نماید ملت ایران حق دفاع از خود را دارد و وظیفه ماست که به کمک او بیاییم من در هندوستان به عنوان اسیر جنگی بوده ام و بسیاری از دوستانم در آفریقا جنگ کرده اند بنابراین از آب و هوای نترسیم به علاوه در ما نیرویی قوی تر از همه وجود دارد و آن اراده مبارزه با انگلستان دشمن می باشد که خیر ملل را نخواسته بلکه آنها را استثمار می نماید.

انتقام صدمه هایی را که به میهن من وارد نموده اند باید بهر نحوی شده است از آنها بکشیم من و دوستانم از پیراهن سیاهی که در 1940 دربرداشتیم سیاه تریم. چنانچه وقایع رخ دهد دولت ایران باید بداند که اگرچه عده ما کم است ولی حاضریم که به همراهی شما بجنگیم با امید به اینکه به این کاغذ توجه مبذول خواهند داشت ادعیه عمیق ما را برای شما با امید توفیق کشور خود بپذیرید.

[امضاء]  جوکسی جیووانی »[x]

نامه دیگری نیز به سفارت ایران رسیده بود که حاکی از احساسات عالی مردم ایتالیا نسبت به ایرانیان در ملی شدن صنعت نفت بود.

« جناب آقای سفیر کبیر

می خواهم تقدیر پرحرارت و صمیمی و محقر خود را به دولت و ملت ایران از برای ثبات دلیرانه ای که علیه انگلستان متکبر نمایش داده اند ابراز نمایم.

این سرمشق برجسته ای که ایران می دهد بطور حتمی روح ملل جهان را که هنوز زیر دسائس شوم  استثمار بیرحم استعمارچیان بریتانیا بسر می برند تقویت می نماید.

[امضاء] سی. دونگری»[xi]

به نظر می رسد حرکت قهرمانانه ملت ایران در مبارزه با استعمار انگلیس موجب شور و شوق و تحسین همه ملت های آزاده جهان از جمله مردم ایتالیا شده است. جالب اینکه در این زمان برخی ازروشنفکران و نویسندگان ایتالیایی نیزآثاری دراین باره   نگاشته اند. خانم  «آنتونیتا چیوکی»[xii] در سال 1330 ش کتابی تحت عنوان " Persia inlotta " «ایران در مبارزه» نگاشت که به طور مبسوطی به سیر ملی شدن صنعت نفت و مبارزات مردم ایران بر ضد انگلیس سخن می راند. این کتاب با وجود اهمیت و جذابیتش هنوز در ایران ترجمه نشده است. در همان زمان روزنامه ایتالیایی L' unita ارکان حزب کمونیست در شماره مورخه بیست و هفتم فوریه سال 1952 ضمن انتشار نکات برجسته کتاب مزبور تقریظی بر آن نوشته است.[xiii]

در تاریخ چهارم مهرماه سال 1330 دکتر مصدق در سفری برای شرکت در شورای امنیت سازمان ملل و پاسخ به شکایات شرکت نفت ایران و انگلیس توقف کوتاهی در فرودگاه رم داشت در طی همین توقف کوتاه بود که عده کثیری از مردم ایتالیا ورسانه ها و مطبوعات ایتالیا به استقبال وی رفتند و ابراز احساسات نمودند. سفیر ایران علی منصور در این باره می نویسد: « [ساعت] سیزده و ربع وارد شدند اعضاء سفارت حاضر بودند محل مخصوصی برای استراحت و صرف نهار تهیه شده بود ولی در طیاره ناهار صرف نموده بودند جناب نخست وزیر بواسطه خستگی [از هواپیما] پیاده نشدند فقط به تقاضای جمع کثیری [از] مخبرین و عکاسان چند دقیقه پایین آمده مختصر بیانی در امتنان از احساسات حاضرین نمودند. امان الله خان پادشاه سابق افغانستان با همسرشان و وزیر مختار پاکستان که همانوقت در انتظار مسافرین خودشان در فرودگاه بودند و همچنین رئیس تشریفات وزارت خارجه [ایتالیا] را در هواپیما پذیرفته ساعت چهارده و نیم عزیمت فرمودند.»[xiv]

 

درگیری های ایتالیا با انگلیس بر سر خرید نفت ملی شده ایران

 دلایل پاسخ مثبت ایران به تقاضای ایتالیا مبنی بر خرید نفت:

-  پس از ملی شدن صنعت نفت ایران تقاضاهای متعددی برای خرید نفت ملی شده در نیمه دوم سال 1330 به تهران رسید و بنا به گزارش شرکت ملی نفت تا اواخر دی ماه همان سال نزدیک به 268 فقره درخواست خرید نفت ملی شده رسیده بود که در خصوص آنها مشغول بررسی بودند، اما در عمل معامله ای انجام نگرفته بود، دولت های افغانستان، مصر، هند و ترکیه متمایل بودند نفت از ایران خریداری نمایند. درخواست هایی از پاره ای از کشورهای اروپای شرقی نیز رسیده بود، اما در عمل مداخله انگلستان و شرکتهای عضو کارتل و اشکالی که برای دست یافتن به وسایل حمل و نقل نفت در پیش بود، مانع عملی شدن این معاملات می گردید. بعلاوه پاره ای از تقاضاها اساسا قابل توجه بنظر نمی رسید. در مورد معامله با کشورهای اروپای شرقی هم دولت ایران، بنا به ملاحظات سیاسی به ویژه بازتاب منفی که ممکن بود در خط مشی دولت آمریکا بوجود بیاید، تردید به خود راه می داد. سرانجام پس از اینکه در چند مرحله مذاکرات با دولت و شرکت نفت انگلیس به نتیجه نرسید، دولت ایران به فکر افتاد که موضوع فروش نفت ملی شده به متقاضیان را مورد توجه قرار دهد.[xv]

چنین بود که تقاضای ایتالیایی ها مورد بررسی قرار گرفت از سوی دیگر نیازهای دولت ایتالیا در این زمان به نفت ایران نیز قابل توجه بود، مهندس «چرخنده» رئیس کمیسیون فروش نفت خارجه در مصاحبه ای که در تاریخ بیست و هفتم آبان ماه سال 1331 با روزنامه های آن زمان انجام داده بود درباره میزان احتیاج  ایتالیایی ها به نفت و علت تهیه آن از ایران معتقد بود «ایتالیا در حدود 4 تا 5 میلیون تن مواد نفتی در سال مصرف می کند و اخیرا ناچار شده است تمام نیازمندی نفتی خود را فقط در مقابل دلار تهیه کند و چون فاقد دلار کافی است احتمال می رود که در مضیقه افتد مگر این که درباره آن ارفاق شود. بنابراین واضح است که اگر دولت ایتالیا معامله تهاتری با ایران را در برابر نفت برقرار سازند ایتالیا خواهد توانست فعلا لااقل 2 میلیون تن نفت از ایران بگیرد و ایران هم تمام پول آن را در برابر اجناس مورد نیاز خود در ایتالیا خرج کند.»[xvi]

- درباره نیاز ایتالیا به نفت ایران یکی از نمایندگان کمپانی ایتالیایی «ایتال پترول» به نام مهندس «لوتیچی لامپوتیانی» در مقاله جالبی که تحت عنوان «نفت ایران و نفوذ آن در اقتصاد ایتالیا» برای روزنامه کیهان ارسال می دارد دلایل جالب توجهی در خصوص دلایل نیازمندی ایتالیا به نفت ایران ذکر می کند وی معتقد است علت افزایش تقاضا برای مواد سوختی در سال 1951 را تقلیل موجودی مواد تصفیه شده نفتی در بازارهای جهانی بر اثر تعطیلی پالایشگاه آبادان می داند. به این ترتیب

1- تخفیف دربهای مواد تصفیه شده پالایشگاههای ملی

2- از بین رفتن یکی از علل تنزل ارزش دلار[و بدنبال مشکل کمبود دلار برای ایتالیایی ها]

3- افزایش صادرات کالاهای مالیاتی

4- ورود ایتالیا در بازار ایران

5- ازدیاد مصرف مواد سوخت در ایتالیا

6- نگهداری بازار از طرف دولت ایتالیا می تواند از جمله دلایل دیگر ایتالیا برای دست یابی به نفت ایران باشد.»

در نهایت مهندس لامپونیانی نتیجه می گیرد در صورتی که شرکت نفت وسائل لازم را برای حصول نتیجه آماده نماید بطور حتم می تواند تمام بازار ایتالیا را بدست گیرد از طرفی دولت ایتالیا هم باید کمال سرعت را بخرج دهد و نگذارد فرصتی را که پیش آمده از دست بدهد و باید به دستگاههای ملی که اجازه عملیات نفتی دارند پروانه ورود بدهد.[xvii]

به هر حال با چنین مقدماتی که گفته شد نیازهای طرفین به یکدیگر یعنی نیاز ایرانیها برای فروش نفت و نیاز ایتالیایی ها به نفت ایران روشن گردید. اما اینک روند معاملات و داد و ستد و اختلالاتی که این انگلیسی ها برای برهم زدن این معاملات ایجاد می کنند مورد بحث قرار می گیرد.

 

توطئه های انگلیس و درگیری با ایتالیایی ها

اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران و خلع ید از شرکت سابق نفت ایران و انگلیس، برای انگلستان هم از جنبه سیاسی و بین المللی و هم از جنبه اقتصادی مصیبت بار بود. از جنبه سیاسی دولت کارگری بریتانیا نخست دچار بحران می گردد و از لحاظ بین المللی موجب به حرکت درآوردن جنبش های آزادیخواهانه و ضد استعماری در سراسر آسیا و افریقا می شود و مبارزات ملتها برای رهایی از قیود استعمار انگلیس شدت می یافت.

از نظر اقتصادی کمپانی نفت یکی از مهمترین درآمدهای ارزی دولت بریتانیا بود و مهمتر اینکه شرکت سابق قسمت مهمی از نیازمندی های سوخت کشور و نیروی دریایی و ارتش بریتانیا را به بهار بسیار ناچیزی تأمین می کرد.[xviii]

در هر صورت با توجه به چنین مسائلی، انگلیس به هر قیمتی که بود می خواست با تحت فشار قرار دادن ایران آب رفته به جوی را بازگرداند. از این رو وقتی که ایتالیایی ها داوطلب خرید نفت ملی شده ایران می شوند انگلیسی ها  لحظه ای از توطئه دست برنمی دارد. در این خصوص گزارش جالبی از دکتر مرزبان دبیر اول سفارت ایران در رم در دست است که درباره اقدامات عمال شرکت نفت ایران و انگلیس تهیه نموده که به مقامات وزارت خارجه ایران و هیئت مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران ارسال داشته است.

دکتر مرزبان در گزارش خیلی محرمانه خود که در تاریخ بیست و هشتم مهرماه سال 1321 تهیه شده، می نویسد: «به طوریکه از بعضی دوستان خبرنگار خود شنیده ام مدتی است که عمال شرکت سابق نفت با پشتیبانی مقامات موثر انگلیسی درصدد برآمده اند که دولت ایتالیا را وادار نمایند در اقدامات موسسات ایتالیایی که می خواهند وارد مذاکره برای خرید نفت ایران گردند، کارشنکنی نموده به بهانه های مختلف از عملیات آنها جلوگیری نمایند. تا بحال وکلای شرکت سابق نفت با نامه های تهدیدآمیزی که مشتریان احتمالی نفت ایران می نوشتند تا اندازه ای از اشتیاق و رغبت آنها در انجام معامله میکاستند [می کاستند].

سفارت هم با وجودی که وسایل کافی دراختیارنداشت بادرج اعلانات درروزنامه ها خریداران را جلب مینمود (جریان این قضایا مکررا باطلاع وزارت متبوع و هیئت محترم مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران رسیده است).

پس از اینکه مشاهده کردند اقدامات وکلای شرکت سابق نفت انگلیس و ایران آنطور که باید موثر واقع نشد اخیرا در نظر گرفته اند نزد مقامات موثر دولتی اعمال نفوذ و توطئه ای چیده اند که بین یک موسسه خریدار نفت و شرکت سابق مرافعه برپاساخته و سپس آن مرافعه را [به] مقامات قضایی مراجعه و در محاکمه خریدار را محکوم و حقوق مسلم شرکت ملی نفت ایران را باطل قلمداد و تبلیغات دامنه داری در اینباب بنمایند. البته اگر خدای نکرده محاکم قضایی که محققا تحت نفوذ دولت [انگلیسی] و بالنتیجه عوامل خارجی هستند رائی بدهند لطمه بزرگ و جبران ناپذیری بشرکت ملی نفت ایران خواهند زد که اگر در سایر کشورها اثر نداشته باشد بدون تردید دست مشتریان ایتالیایی را بکلی خواهد بست...»[xix]

 

توقیف کشتی ها ی نفت کش ایتالیایی توسط انگلیسی ها

انگلیسی ها وقتی نتوانستند از طریق دلسرد کردن شرکت های نفتی ایتالیا آنان را از خرید نفت ملی شده ایران منصرف کنند و قراردادهایی با ایران برای خرید نفت بستند انگلیسی ها دست به توطئه ای جدید دست زدند. کارشکنی جدید دولت انگلیس این بود که کشتی های ایتالیایی را که نفت ملی شده ایران را خریداری کرده بودند و بسوی ایتالیا در حرکت بودند توقیف کند.

در این راستا دو کشتی مهم یکی روزماری و دیگری مریلا بود که در آن زمان توقیف این کشتی ها در ایران و ایتالیا سر وصدای زیادی به راه انداخت و فصل جدیدی از رویارویی ایران و انگلیس را در برابر یکدیگر گشود.

 

توقیف کشتی روزماری

در بهمن ماه سال 1330 یک نفر ایتالیایی بنام «کنت دولازنکا» شرکتی به نام «اپیم» تاسیس کرد و به دولت ملی دکتر مصدق پیشنهاد کرد 400 هزار تن نفت خام در سال 1952 و سالی دومیلیون تن به مدت ده سال از سال 1953 به بعد به قیمت تنی 8 دلار و به صورت تهاتر با قند و قماش و تراورس[xx] خریداری نماید و حال آنکه قیمت رسمی در آن تاریخ تنی 13 دلار بود. اما خوب ایران چاره ای نداشت چون سخت در این زمان نیازمند به فروش نفت حتی بصورت تهاتر بود. هم زمان خریدار مشغول اقدام به منظور تحصیل پروانه ورود نفت ملی شده ایران به سرزمین ایتالیا بود. معامله در خرداد ماه سال 1331 سرگرفت و کشتی کوچکی به نام «رزماری» از بندر معشور با محموله ای در حدود 600 تن نفت خام به ایتالیا رهسپار شد، اما پس از سه هفته کشتی رزماری مسیرکانال سوئز را ترک کرد و رهسپار بندر عدن واقع در یمن جنوبی که در آن زمان از مستعمرات انگلیس بود، شد و به درخواست شرکت نفت انگلیس محموله آن در هفدهم ماه مه 1952 توقیف گردید. در تحقیقات به عمل آمده معلوم شد به دستور مالک کشتی و بر اثر تهدید و تطمیع شرکت نفت انگلیس قراداد کرایه کشتی را مالک کشتی به آن شرکت انتقال داد و کاپیتان کشتی که می بایستی به ونیز برود بنا به دستور شرکت نفت انگلیس آن را به عدن برد و دادگاه عدن نیز در تاریخ دهم ژانویه سال 1953 رای به نفع شرکت نفت انگلیس صادر کرد و محموله کشتی را در اختیار شرکت سابق قرار داد.[xxi]

بلافاصله پس از توقیف کشتی رزماری " کنت دولازونکا " رئیس شرکت "اپیم" که با ایران قرارداد نفتی بسته بود طی تلگرافی به دکتر محمدمصدق یادداشتی ارسال داشته و با ملت ایران احساس همدردی کرد وی در یادداشت خود نوشت «پس از چهار روز بی خبری از ناخدای کشتی رزماری حامل نفت ایران خریداران شرکت E.P.M که از بندر معشور بارگیری و به مقصد ایتالیا رهسپار بود طبق اطلاع واصل از خبرگزاری انگلیس از 17 ژوئن ساعت 12 شب یک فروند هواپیمای انگلیسی به معیت یک یدک کش کشتی روزماری را اجبارا به طرف عدن (بندر تحت الحمایه انگلیس) هدایت کرده و در آنجا کشتی مذبور از طرف مامورین پلیس مسلح انگلیس توقیف میشود.

از این رفتار خوسرانه و خلاف رویه و بی سابقه که لطمه به استقلال ملت ایران وارد آورده و همچنین از جهد و کوشش ما جهت آزاد ساختن نفت ایران جلوگیری به عمل امده [آمده] بینهایت متاثریم.

امیدواریم که احساسات و ارادت های ما را برای فتح نهایی در بدست آوردن حق مسلم ایران قبول خواهید فرمود.

[امضاء کنت دولازونکا] »[xxii]

موضوع توقیف کشتی رزماری و صدور رای دادگاه عدن به نفع انگلیس انعکاس وسیعی در ایتالیا داشت به طوری که در آن زمان این موضوع نقل مجالس و محافل سیاسی ایتالیا شده بود و جراید همه روز مطالب بسیاری پیرامون آن می نوشتند و موجی از انتقاد را به سوی انگلیس روانه می کردند. روزنامه  " ایل ماساژرو" از جمله روزنامه های قدیمی و کثیرالانتشار ایتالیا بود که طی مقاله مبسوط نوشت «گرچه دولت ایتالیا روابط بسیار صمیمانه و حسنه با دولت انگلیس دارد لیکن ملت ایتالیا نمی تواند اقدامات اخیر انگلیسیها را در خصوص اخراج معدنچیان ایتالیایی از انگلستان و موضوع تریست را فراموش کند به همین دلیل علاقه خاصی به موضوع نفت ایران داشته و امیدوار است که ایران بتواند در مبارزه اخیر خود بر مشکلات فائق آید.»[xxiii]

پس از توقیف کشتی رزماری برخی کشورها مانند مصر نیز با ایران همدردی نمودند. آقای «محمدعبدالعزیز بدر بیک » سفیر کشور مصر در رم به ملاقات سفیر ایران در رم رفته و اظهار داشت مصر از هیچگونه همراهی برای عبور نفت کشهای حامل نفت ایران از ترعه سوئز خودداری ننموده و تسهیلات لازمه را همواره مبذول خواهند داشت.[xxiv]

توقیف و مصادره محموله رزماری ضرر و زیان زیادی را به شرکت ایتالیایی "اپیم" زد " کنت دولازونکا" رئیس این شرکت در مصاحبه ای اختصاصی با روزنامه کیهان اعلام کرد بر اثر توقیف و مصادره محموله رزماری بالغ بر 000/150 دلار خسارت متوجه شرکت "اپیم" شد.[xxv]



 



[i] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 50، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 25، سال 1330. (موضوع : نشریات راجع به ایران در ایتالیا، قسمت رم).

[ii] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه ، همان.

 Mr. Degasperi.[iii]

[iv] .

[v] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 40، پرونده 17، سال 1330. (موضوع: مسافرت دکتر مصدق در رابطه با نفت).

[vi] . روزنامه کیهان 12/8/1330.

[vii]. Umberto Terracini

  Achille Corna.[viii]

[ix] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 50، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 25، سال 1330 (موضوع: نشریات راجع به ایران در ایتالیا قسمت سوم ، پرونده سوم، گزارش سفیر ایران در رم به وزارت خارجه 18/3/1330 درباره آمدن اشخاص به سفارت ایران در رم).

[x] . همان.

[xi] . همان.

[xii]. M.Antonietta Macciocchi

[xiii] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 50، بخش کار 2، جزء کار 19، پرونده 25، سال 1330 (نشریات راجع به ایران در ایتالیا قسمت دوم، نامه کاردار ایران در رم به وزارت امور خارجه مورخه 10/12/1330).

[xiv] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 40، پرونده 17، سال 1330. (موضوع: مسافرت دکتر مصدق در رابطه با نفت).

[xv] . جلال عبده، خاطرات دکتر جلال عبده (چهل سال در صحنه)، ویرایش و تنظیم از مجید تفرشی، ج 1، چاپ دوم، تهران:انتشارات موسسه خدمات فرهنگی رسا، سال 1378،  ص 369.

[xvi] . روزنامه کیهان، 27/8/1331.

[xvii] . آرشیو روزنامه کیهان، 25/3/1332.

[xviii] . غلامرضا نجاتی، جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای 28 مرداد 1332، چ هفتم، تهران: انتشارات شرکت سهامی انتشار، 1373، ص 172 و171.

[xix] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، کارتن 41، پرونده 11، سال 1331 (موضوع: محرمانه نفت).

[xx] . traverse : تخته های ضخیم که در راه آهن در پهنای جاده در زیر ریل ها کار می گذارند. فرهنگ فارسی عمید، جلد اول.

[xxi] . جلال عبده، خاطرات، ص 370.

[xxii] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 41، پرونده 12، سال 1331 (موضوع: نفت  (روزماری) ).

[xxiii] . همان.

[xxiv] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، اسناد دفتر نمایندگی رم، کارتن 41، پرونده 11، سال 1331. (موضوع: محرمانه نفت).

[xxv] . آرشیو روزنامه کیهان، 7/11/1331.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 20:35  توسط عمادالدین فیاضی   | 

ملی شدن صنعت نفت ایران و ایتالیایی ها

ملی شدن صنعت نفت ایران  و ایتالیایی ها

 دکترعمادالدین فیاضی

 چکیده :

ملی شدن صنعت نفت در ایران علاوه بر اینکه یکی از مهمترین مسائل تاریخی معاصر ایران به حساب می آید تاثیرات عمیقی نیز بر روابط خارجی با برخی از کشورها از جمله ایتالیا برجانهاده است. دیدگاهها و نظریات دولت و مردم ایتالیا درباره ملی شدن صنعت نفت در ایران‘ درگیری های مستقیمی که ایتالیایی ها بر سر خرید نفت ملی شده ایران با شرکت نفت ایران و انگلیس می یابند و موانعی که انگلیسیها در این خصوص ایجاد می کنند‘ نهایتا تحلیل ایتالیایی ها از اختلافات گروههای مختلف در این زمان و فرار شاه به ایتالیا در کودتای نافرجام 25 مرداد سال 32 همگی جز مسائلی است که ایتالیا را به نوعی با دولت ملی دکتر مصدق و مباحث ملی شدن نفت در ایران پیوند می دهد و در  مقاله حاضر با تکیه بر اسناد نویافته، همگی موارد ذکر شده مورد بررسی قرار گرفته است.

 کلید واژگان: ملی شدن، صنعت نفت، ایران، مصدق، ایتالیا و...

 Excerpts:

Nationalization of Iran's oil industry is regarded as one of the most important historical issues in Iran's contemporary period, it has left very profound impacts on relations with some of the foreign countries including Italy.

Views of Italians and the government about nationalization of  Iran's oil industry, direct conflicts the Italians were engaged for purchasing Iran's oil with Iran's nationalized oil company and Britain and the obstacles created by Britain to this end and finally Italian analysis about dispute among various groups in Iran and departure of Iran's deposed shah to Italy under pressure from popular uprising which was suppressed by (US-backed) military takeover in 1953 which on 28 mordad 1332.

However, Italy got somewhat acquainted with the process of nationalization of Iranian oil industry and the matters surrounding the US-backed coup de'etat which brought down Mossadeq nationalist government from power.

This article with reliance on the newly found documents have taken into consideration all above-mentioned points.

Slug-key words: Nationalization, oil Industry, Iran, Mossadeq, Italy...

 


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 20:31  توسط عمادالدین فیاضی   | 

ایتالیا و جنبش مشروطه در ایران

 ایتالیا و جنبش مشروطه در ایران

 دکتر عمادالدین فیاضی استاد یار دانشگاه  

 چکیده :

جنبش‌هاي مشروطه‌خواهي، ملت‌گرايي و استقلال‌جويي در اروپاي نيمه دوم سده ‪ ۱۹به اوج خود رسيد . اين جنبش‌ها ملت‌هاي گوناگوني را درگير كرد.اين نكته كه همه اين جنبش‌ها به همراه انقلاب ‪ ۱۹۰۵روسيه بر انقلابيون مشروطه‌خواه ايراني تاثيرات شگرفي داشته است تقريبا مورد اتفاق  نظر همه محققين برجسته تاريخ مشروطيت است. اما به نظر می رسد يك جنبش است كه كمتر درباره تاثيرات آن در انقلاب مشروطه ايران سخن رفته و آن جنبش وحدت‌خواهي و استقلال‌طلبي ايتاليا است.

 در این پژوهش  برای ورود به بحث اصلی نخست شمه ای از روابط ایران وایتالیا درعصر قاجار آوردیم  و سپس  تاثیر جنبش وحدت‌خواهي و استقلال‌طلبي ايتاليا بر انقلاب  مشروطیت ایران را دنبال   نمودیم  .در این راستا ضمن بررسی چگونگی  الهام گرفتن برخی از اندیشمندان صاحب نام مشروطیت ایران از این جنبش ، به این مساله پرداخته شده است که بزرگترین منبع تئوریک ومورد وثوق  مدافعین مشروطه خواه  یعنی کتاب مشهور «تنبیه الامه و تنزیه الامه» آیت الله نایینی تماما با یک واسطه از اندیشه های  یکی از برجسته ترین اندیشه گران  ایتالیایی ، به صورت گسترده ای  متاثر بوده است  ..

 کلید واژه ها :  ایتالیا ، جنبش ، مشروطیت ، ایران

 - نگاهی به پیشینه روابط ایران وایتالیا درعصر قاجار

با حمله افغانها و اغتشاشات بعدی که در ایران بوجود آمد نمایندگی های تجارتی اروپایی در ایران تعطیل شد و در زمان نادرشاه نیز روابط با برخی از کشورهای اروپایی مانند انگلیس تا حدودی ادامه داشت، اما خبری از ارتباط دولت شهرهای ایتالیایی با ایران نیست.

پس از آنکه کریمخان زند به قدرت رسید و صلح و آرامش برقرار شد دوباره پای اروپاییان به ایران باز می شود، در این دوران روابط بین ایران و کشورهای اروپایی بیشتر با هلند و انگلستان بود و با دولت شهرهای ایتالیایی در این زمان روابطی وجود ندارد.[1]

روابط خارجی ایران در پایان قرن هیجدهم که زد و خورد بین جانشینان کریمخان ادامه داشت بازهم حضور انگلیسی ها را بیشتر در خلیج فارس داریم. در اواخر قرن 18 و اوایل قرن نوزدهم ایران و خلیج فارس از نظر انگلیسی ها به صورت حصار و حفاظ سرحدات هند درآمد.

 به همین جهت از این تاریخ سیاست خود را بر حفظ استقلال و تامین وحدت ایران زیرنفوذ و نظارت خودشان قرار دادند، تا سدی در برابر سایر کشورهای اروپایی باشد.[2]

روابط ایران و ایتالیا در اوایل دوره قاجار از آنجایی که دولت شهرهای پراکنده ایتالیایی هنوز به وحدت و استقلال نرسیده بودند قابل توجه نبود. تنها در عصر فتحعلیشاه از آنجایی که ناپلئون به ایتالیا حمله کرده بود و قسمت هایی از آن را به تصرف خود درآورده بود در قراردادی که فتحعلیشاه با ناپلئون تحت عنوان قرارداد «فین کن اشتاین» می بندد در ماده 1 آن اسمی از ایتالیا و پادشاه ایتالیا به این صورت می آید « در ماده 1 قید شده که صلح و دوستی و اتحاد دائم میان اعلیحضرت امپراطور فرانسویان و پادشاه ایتالیا و اعلیحضرت امپراطور ایران برقرار خواهد شد.»[3]

در واقع می توان آغاز روابط جدی ایران و ایتالیا را در عصر قاجار از زمان ناصرالدین شاه به بعد دانست.

در زمان ناصرالدین شاه نخستین بار در سال 1856 م سفیری به دربار انگلیس اعزام می دارد. این سفیر در سر راه خود اولین عهدنامه دوستی و بازرگانی را با دولت ایتالیایی ساردنی که در شمال ایتالیا وجود داشت امضاء کرد.[4]

درست در زمان ناصرالدین شاه قاجار است که دولت شهرهای ایتالیایی با جریاناتی به اتحاد می رسند. به همت «کنت کاوور» و «جوزپه گاریبالدی» و سایر میهن پرستان ایتالیایی و با سالها مبارزه و کشمکش و بالاخره وحدت دولت شهرهای ایتالیایی در سال 1861 م عینیت یافت و «ویکتور امانوئل» پادشاه «ساردنی» در همین سال 1861 م به عنوان پادشاه ایتالیا شناخته شد، بلافاصله سفیری به نام «بارون مارچلو چروتی» از سوی دولت نوپای ایتالیا به تهران اعزام گردید که بر همین اساس نخستین عهدنامه مودت و تجارت میان دو کشور در تاریخ 29/6/1862 م / 1279 ه.ق با «میرزا سعید خان» وزیر امور خارجه وقت ایران امضاء کرد.[5]

ناصرالدین شاه در سال 1873 م به هنگام مسافرت به اروپا به دعوت «ویکتور امانوئل دوم» سفری به ایتالیا می کند و از شهرهای «تورینو»، «میلان» و «پولونیا» دیدن می کند از این زمان به بعد است که هیئت هایی از ایتالیا به ایران و بالعکس روانه کشورهای یکدیگر شدند و موجبات آشنایی بیشتر مردم دو کشور با یکدیگر را فراهم کرد.[6]

در سال 1886 م (1293 ه.ق) دو دولت اقدام به تاسیس سفارت در پایتخت های یکدیگر نمودند. دولت ایران «نریمان خان قوام السلطنه» را به رم فرستاد و ایتالیا نیز «بارون آلساندرورناتو» را به عنوان وزیر مختار به تهران اعزام داشت و از این پس روابط براساس موازین متداول بین المللی رو به گسترش نهاد و روزبروز بر گرمی و صمیمیت آن افزوده شد.[7]

 

در حقیقت آغاز روابط سیاسی میان ایران و ایتالیا را باید سرآغازی نو برای توجه دو کشور به فرهنگ و ادب یکدیگر تلقی کرد، شاید مهمترین نتیجه فرهنگی گسترش این روابط بزرگترین کار ادبی است که تاکنون درباره ایران در مغرب زمین صورت گرفته بود و آن ترجمه کامل شاهنامه فردوسی به شعر ایتالیایی است. این اثر بی نظیر حماسه ایرانی توسط ادیب و دانشمند بزرگ ایتالیایی به نام «ایتالو پیزا»[8] صورت گرفت.

 

این ترجمه در فاصله سالهای 1886 تا 1889 در هشت مجلد در شهر تورینوی ایتالیا به انضمام چند اثر دیگر فارسی به چاپ رسید. ایتالو پیزا در این 8 مجلد آثار دیگری تحت عنوان جُنگ فردوسی و حماسه ایرانی، راهنمای ادبیات ایران و دستور زبان فارسی و لغت نامه فارسی به چاپ رساند.[9]

 

گسترش روابط اقتصادی منجر به توجه بیشتر دانشمندان ایتالیایی به ایران شد. از این رو در سال 1878 م چهارمین کنگره بین المللی خاورشناسان که قسمت مهمی از مطالب مورد گفتگوی آن به ایران و عظمت فرهنگ و تمدن ایرانی اختصاص داشت در شهرزیبای فلورانس تشکیل شد همچنین کنگره دیگری از خاور شناسان در سال 1899 در رم منعقد شد که به مسائل ایران توجه خاصی گردید.[10]

ایتالیا وجنبش مشروطیت ایران

جنبش‌هاي مشروطه‌خواهي، ملت‌گرايي و استقلال‌جويي در اروپاي نيمه دوم سده ‪ ۱۹به اوج خود رسيد و اين جنبش‌ها ملت‌هاي گوناگوني را درگير كرد.

اوج چنين جنبش‌هايي در نيمه دوم قرن‌نوزدهم آشكار شد. در انگليس يك رشته قوانين اصلاحات تنظيم شد كه درسالهاي ‪ ۱۸۶۷و ‪ ۱۸۸۴ميلادي تغييراتي را درباره حق آزادي انتخابات و كرسي‌هاي پارلماني اين كشور بوجود آورد و در نتيجه جنگ، سه جنگ خونين كه درسالهاي ‪ ۱۸۶۴و ‪ ۱۸۷۱توسط آلمان، دانمارك، فرانسه و اتريش صورت گرفت چهاركشور مشروطه ايجاد شد .

دانمارك در ‪ ، ۱۸۶۴اتريش ومجارستان در ‪ ،۱۸۶۹آلمان در‪ ۱۸۷۱و جمهوري سوم فرانسه در ‪ ۱۸۷۵ميلادي همچنين در سال ‪ ۱۸۷۶آزادي‌خواه نامدار ترك "مدحت پاشا" قانون اساسي كشور خود را تنظيم كردند.

اين نكته كه همه اين جنبش‌ها به همراه انقلاب ‪ ۱۹۰۵روسيه بر انقلابيون مشروطه‌خواه ايراني تاثيرات شگرفي داشته است تقريبا مورد اتفاق همه محققين برجسته تاريخ مشروطيت است. اما يك جنبش است كه كمتر درباره تاثيرات آن در انقلاب مشروطه ايران سخن رفته و آن جنبش وحدت‌خواهي و استقلال‌طلبي ايتاليا است.

. صاحبنظران تاریخ مشروطه مانند استاد فقید دکتر «عبدالهادی حائری» معتقد است که جنبش های اروپایی، آسیایی و آفریقایی که در این دوران صورت می گیرد به عنوان عوامل خارجی در ایجاد زمینه های فکری میان روشنفکران و مردم ایران در بوجود آمدن جنبش مشروطیت حائز اهمیت  است.[11] ا

ايتاليا در آن زمان به ‪ ۷بخش تقسيم شده بود و پس از يك رشته شورش درسالهاي ‪ ۱۸۷۰ -۱۸۵۹درست در نیمه دوم قرن نوزدهم به همت افرادی مانند «کنت کاوور» و «گاریبالدی» وحدت ملی خود را از راه آزادی و استقلال بازگرفت و در جمع ملل آزاده جهان سنت باستانی همکاری خویش را در پیشرفت تمدن و مدنیت بشری تجدید کرد. بدون تردید جنبش آزادخواهی وحدت یابی ایتالیا بر روشنفکران ایرانی در رهایی از استبداد وایجاد روح آزادی طلبی بی تأثیر نبوده است.

تاثیر جنبش وحدت طلبی ایتالیا در نهضت مشروطیت ایران را می توان در چند محور مورد بررسی قرار داد.

نخست اینکه در این دوران علاوه بر اینکه ایتالیایی ها نسبت به مسائل فرهنگی ایران توجه خاص داشتند ایرانیان هم چندین سال قبل از دوران مشروطه با ایتالیا و برخی نویسندگان این کشور آشنا بودند. برای نمونه برخی روشنفکران بوشهری جز آن دسته ازایرانیانی بودند که با نویسندگان مشهور ایتالیایی آشنایی داشتند، در یکی دو سال پیش از مشروطیت «احمدخان دریابیگی» حکمران معارف پرور و مترجم کتاب « دکامرون»[12] اثر نویسنده معروف ایتالیایی «ژان بوکاچیو»[13] از متن ترجمه فرانسه آن به زبان فارسی ترجمه و ابتدا در روزنامه «مظفری» چاپ بوشهر به صورت داستان مسلسل منتشر کرد و سپس در سال 1325 ه. ق در مطبعه مبارکه «مظفری» بوشهر به طبع رسید.[14]  در داستانهای دکامرون بار انتقادی شدیدی نسبت به کشیشان و دولتمردان وجود دارد.  روح آزادگی در ایرانیان و وجود سایه سیاه استبداد قاجاری موجب شد که روشنفکران ایرانی تشنه آثاری از این قبیل باشند به همین خاطر از ترجمه دکامرون بسیار استقبال شد.

از دیگر موارد تأثیرات جنبش وحدت خواهی ایتالیا نقش برخی روشنفکران ایرانی است که افکارشان برای جنبش موثر بود و این روشنفکران به نوعی تحت تاثیر جنبش وحدت طلبی ایتالیا قرار داشتند.

روشنفکرانی همچون میرزا ملکم خان که در مشروطیت نقش وافری داشت از جمله این افراد است.

بیشتر محققان معتقدند ملکم خان از شخصیت هایی است که سعی بلیغ در این داشت که ریشه های فکری مشروطیت و بنیادهای فکری مشروطه گری را در افکار عمومی مردم ایران جا بیندازد[15] وی مدتها به عنوان سفیر از سوی ناصرالدین شاه در ایتالیا خدمت می کرد.[16]

هر چند زمان خدمت او در سفارت ایتالیا مدتی پس از جنبش وحدت یابی و استقلال طلبی مردم ایتالیا بود معهذا تاثیرات فکری لازمه را ازاین جریان اخذ کرد.

با وجودی که از ملکم خان تا به امروز با اتهاماتی چون «شارلاتان»، «فرصت طلب» و «کاسبکار سیاسی» یاد می شود اما روزنامه ای که او تحت عنوان قانون منتشر کرد تا حدود زیادی متاثر از آزادیخواهان اروپایی و بویژه فرانسوی و ایتالیایی بود در تحول فکری جامعه ایرانی و رواج اندیشه قانون خواهی نقش بزرگی بر عهده داشت.

از دیگر مواردی که می توان به تاثیر جنبش وحدت طلبی ایتالیا در مشروطه ایرانی اشاره کرد، این است که دکتر عبدالهادی حائری متخصص تاریخ مشروطیت ایران از دو تن از ایرانیان به نام های «میرفتاح گرمردودی» و «آجوانباشی» یاد می کند که در هنگام جنبش وحدت طلبی ایتالیا در این کشور حضور داشتند و از نزدیک شاهد این جنبش بودند. «گرمردودی» سفرنامه ای تحت عنوان چهار فصل دارد که از مشاهدات خود در این سفرنامه آورده است.[17]

بالاخره آخرین مورد و در واقع مهمترین موردی که می توان درباره تاثیر جنبش وحدت طلبی ایتالیا ذکر کرد این نکته است که حائری درباره ریشه های فکری انقلاب مشروطه در کتاب خود «تشیع و مشروطیت در ایران» به آراء و افکار آیت الله نائینی به عنوان بزرگترین مدافع تئوریک جنبش مشروطیت در جناح روحانیون می پردازد.

وی با بررسی دقیق کتاب «تنبیه الامه و تنزیه الامه» اثبات می کند نوگریان عرب بر افکار فقیه بزرگ تاثیر داشته است.

به گفته حائری وی مشخصا تحت تاثیر اندیشه های «سید عبدالرحمان کواکبی» بوده است. کواکبی که کتاب معروفی تحت عنوان «طبایع الاستبداد و مصارع الاستعباد» دارد. کواکبی در کتاب خود توجه بس ویژه به زیانها و کاستی های استبداد مبذول دارد و در آخرین فصل کتاب خود درباره حکومت قانون و دادگری و شیوه درست حکومت مطالب ارزنده ای آورده است.[18]  جالب اینکه در بحث خود پیرامون استبداد نه تنها از بسیاری از اندیشه های کواکبی در طبایع بهره گرفته بلکه حتی عین واژه ها و اطلاعات به کار برده شده در طبایع را در تنبیه الامه بکار برده است.[19]

اما نکته مهم و مورد بحث ما درا ین نوشتار این است که اندیشه های سیاسی کواکبی بدانگونه که در طبایع الاستبداد آمده از کجا سرچشمه گرفته است؟ کواکبی در کتاب خود نامی از «الفیاری المشهور» می برد منظور کواکبی همان «ویتوریو آلفیری (Vittorio Alfieri)» (1803 – 1749) همان اندیشه گر ایتالیایی که «گودنس مگارو» (Gaudence Megaro) وی را پیشرو ناسیونالیسم ایتالیا می خواند.[20] از این گذشته همسانی گفتار کواکبی و آلفیری شاید صاحبنظران را بدین باور برساند که بیشتر محتوای کتاب طبایع از نوشته های آلفیری گرفته شده است. احمد امین صاحب نظر دنیای عرب در سال 1948م نوشت که بیشتر آراء بحث شده در طبایع از آلفیری ریشه گرفته است.

همچنین محققی به نام «ولی سیلویاجی حییم» با پژوهش های خود ثابت کرد بخش های بزرگی از کتاب طبایع الاستبداد کواکبی عین همان مطالب الفیری است که در کتاب کوچکش بنام «دلاتیرانیده» (Della Tirannide) که به زبان ایتالیایی به معنی «استبداد» می باشد آمده است.[21]

الفیری اندیشمند نامدار ایتالیایی مجذوب و مشعوف مونتسیکو بود و کتابهای وی را از آغاز تا پایان دوبار می خواند. الفیری دشمن شماره یک و بزرگ استبداد به شمار می رفت. وی خود درباره برداشت خویش از مساله استبداد چنین می آورد: «نیرومندترین شور و هیجان و میل من نفرت از استبداد است، تنها هدف من در اندیشه ها، گفتارها و نوشته هایم این است که همواره با استبداد که بهر شکل ملایم یا سخت یا حمقانه اش خودنمایی کرده و یا پنهان شود سخت بجنگم.» خلاصه کلام اینکه کواکبی نه تنها از طرح و شیوه کتاب الفیری پیروی کرده بلکه بطور گسترده نیز تحت تاثیر متن کتاب او بوده است و نائینی نیز با استفاده از کتاب کواکبی در تدوین مفهوم استبداد و نظام استبدادی مستقیما از این کتاب بهره برده است.

کتاب تنبیه الامه نائینی بزرگترین متدولوژی آراء مشروطه خواهان محسوب می شود و در واقع این کتاب را می توان نماینده اصلی اندیشه های همه علما مشروطه گر دانست و اینکه در طیف وسیعتر تئوری مشروطه را از دیدگاه شیعه بیان و اثبات می کند.[22]

از این رو دارای اهمیت فوق العاده ای است بنابراین می توان نتیجه گرفت این بزرگترین منبع وثوق مشروطه خواهان تماما با یک واسطه از اندیشه های بزرگترین اندیشه گر ایتالیایی که اندیشه هایش بعدها در اتحاد ایتالیا نقش حائز اهمیت داشته، کاملا تاثیر پذیرفته و با این تحلیل نقش ایتالیا و آراء روشنفکران و دانشمندان در جنبش مشروطیت ایران را از پیش بر ما روشن و آشکار می کند.

 پی نوشت ها:

[1] . عبدالرضا ، هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم  ص 180.

[2] . همان، ص 191.

[3] . غلامرضا ورهرام، نظام های سیاسی و سازمان های اجتماعی در عصر قاجار، ص 230.

[4] . مجله فردا،” پیشینه روابط ایران و ایتالیا”، 7/4/77. ص5

[5] . هوشنگ مهدوی، روابط خارجی ایران، ص 325.

[6] . ایتالیا، (نظری اجمالی به کشورها، شماره 22)، ص 230.

[7] . هوشنگ مهدوی، روابط خارجی ایران، ص 324.

[8] . Italo Pizzi

[9] . شجاع الدین شفا، بیست قرن رابطه فرهنگی، ص 10792.

[10] . مرکز اسناد وزارت امور خارجه، دفتر نمایندگی رم، کارتن شماره 70، پرونده 3-E ، سال 1351موضوع پرونده: روابط فرهنگی ایران و ایتالیا، (گزارش سفارت ایران درباره خلاصه فعالیت های ISmeo از جهان آرا باهر (خراسانی) متصدی کتابخانه سفارت ایران دررم و استاد زبان فارسی موسسه ISmeo).

[11] . عبدالهادی حائری، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، ص 73 – 11.

[12] ، نقی، لطفی و محمد علی علیزاده.تاریخ تحولات  اروپا در قرون جدید:ازسقوط قسطنطنیه تا انقلاب کبیر فرانسه (1453- 1789)،، ص48 .

[13] . بوکاچیو به سال 1313 میلادی متولد و در سال 1375 م درگذشت از آثار معروف او« دکامرون» است که از کتابهای مهم ادبی ایتالیا به شمار می رود و حاوی داستانهای عشقی و انتقادی است. (به نقل از دایرةالمعارف مهرداد مهرین، جلد اول،   ص 724.)

[14] . سید قاسم یاحسینی، «ایتالیایی ها در بندر بوشهر»، هفته نامه نسیم جنوب به نقل از سایت اینترنتی               http://fa.wipedia.org/wiki 

[15] . جزوه تاریخ مشروطیت، عبدالهادی حائری ، دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، سال 1369.

[16] . غلامرضا ورهرام، نظام سیاسی اجتماعی ایران عصر قاجار ص 305.

[17] .  حائری.، جزوه مشروطیت

[18] . حائری، تشیع و مشروطیت ص 221.

[19] . همان، ص 223.

20-Pasca Noether Emiliana, PH.D. Seeds of Italian Nationalism 1700-1815.New Jersey collage for women,New York Columbia university press,p-226

 [21] ، حائری،. تشیع و مشروطیت ص 224.

[22] . همان.

منابع وماخذ :

-  ایتالیا، (نظری اجمالی به کشورها، شماره 22)، تهران: انتشارات موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، بی تا.

 - حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، چاپ دوم، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1364

- ---------تاریخ  مشروطیت، ، جزوه درسی ، دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، سال 1369

- شفا، شجاع الدین ، مجموعه مقالات تاریخی" بیست قرن رابطه فرهنگی ایران و ایتالیا " ، از مجموعه آثار شفا، جلد 22 .

 

-        نقی، لطفی و محمد علی علیزاده.تاریخ تحولات  اروپا در قرون جدید: ازسقوط قسطنطنیه تا انقلاب کبیر فرانسه (1453- 1789)،  تهران: انتشارات سمت، سال1381.

--   مرکز اسناد وزارت امور خارجه، دفتر نمایندگی رم، کارتن شماره 70، پرونده 3-E ، سال 1351موضوع پرونده: روابط فرهنگی ایران و ایتالیا، (گزارش سفارت ایران درباره خلاصه فعالیت های ISmeo از جهان آرا باهر (خراسانی) متصدی کتابخانه سفارت ایران دررم و استاد زبان فارسی موسسه ISmeo).

 

-- مهرین، مهرداد، (به نقل از دایرةالمعارف) جلد اول، چاپ دوم، تهران: انتشارات سازمان انتشارات جاویدان، ، سال 1363

-                 ورهرام، غلامرضا، نظام های سیاسی و سازمان های اجتماعی در عصر قاجار، تهران: انتشارات معین، سال 1367

-                 هوشنگ مهدوی، عبدالرضا ، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، چ هشتم تهران: انتشارات امیرکبیر،  سال 1381.

 

-Pasca Noether Emiliana, PH.D. Seeds of Italian Nationalism 1700-1815.New Jersey

 collage for women,New York Columbia university press.

 ---  یاحسینی، سید قاسم «ایتالیایی ها در بندر بوشهر»، هفته نامه نسیم جنوب به نقل از سایت اینترنتی          http://fa.wipedia.org/wiki

 

Dr. Emadeddin Fayazi

“Italy & Constitutional  movement in Iran”

Abstract: 

The Constitutional movement, Nationalism and independence-seekers reached the peak in the Europe of the late half of 19th century. These movements involved varied nations. Nearly; all the researchers about the history of constitutionalism, had the same opinion about the fact that all the mentioned movements, along with the revolution of Russia (1905), had a deep influence on the revolutionaries of the constitutionalism. But it seems that there is a one special movement which is underestimated in considering the constitutionalism, and that is the union-believing and independence-praising movement of Italy, for sure.

In this monograph for entering into the main subject, first of all; partly; the relations between Iran and Italy in Ghajar era is considered and then the effect of Italian movement of union-believing and independence-praising on the Iranian revolution of the constitutionalism  is followed in detail.

As the essay goes ; besides studying the fact that how well-known, thoughtful figures of the Iranian constitutionalism were inspired by this movement; this matter is also taken into consideration that the greatest theoretical resource and the most trusted one indeed; from the constitutionalism supporters point of view; – which is the famous book of Ayatolah Naeeni : "Tanbihatol Ayeme va Tanzihatol Ayeme"-    is greatly affected somehow by the thoughts of one of the Italian most outstanding thinkers.

Key words: Italy- Constitutionalism -  movement - Iran

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 0:51  توسط عمادالدین فیاضی   | 

بمناسبت بزرگداشت روز معلم واستاد

بمناسبت بزرگداشت روز معلم واستاد  

...................................................

 

معلم چو کانوني از آتش است        همه کار او سوزش و سازش است
بسوزد ، بسازد، بکاهد روان              که روشن کند محفل ديگران

 ای استاد عزیز این توبودی که انسانها  را ازظلمات جهل رهانیدی  ودر  سردترین لحظات  دردناک زندگی ،  گل امید را  همچون  زلال سپيد سحر  درکام آنان ریختی واز فراز قله های  سترگ توست که امروز  فرشتگان دوستی ومهر بر اوج نیلگون آسمان به پرواز درآمده اند و وحتی  اگر این وارثان آدم  پا دراعماق زمین داشته باشند  درپرتومهر تو سر برآسمانها می سایند.

معلمّي،  مهر و محبتی وصف ناشدنی  است که از آغاز  گویی با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي، رهنمون شوند.

معلم واستاد  طلايه دار عشق ، ادب ، اخلاق و عاطفه  است . هر حرکت او از چشمان تيزبين و شاگردان ودانشجویانش پنهان نخواهد ماند  استاد پیوسته باید  مظهر آزاداندیشی ، وقت شناسي ، وفاي به عهد ، اعتماد، مهر و صفا و راستگويي باشد، تا انسانهایی آزاده ،پرتسامح  شجاع ، مودب ، راستگو  ، میهن پرست و  دوستار مردم  مظلوم وتحت ستم  پرورش دهد .بدون تردید درشت گویی ،ياوه سرایی ، شعاری برخورد کردن ،سخنان زشت وناروا  و شوخي هاي خارج  از ادب و معرفت  در شان ومقام یک استاد یا  معلم نيست . هرچند که متاسفانه  شاید  برخی گزینش های سهل گیرانه  و نفوذ های سیاسی باعث شده باشد که بعضی ها  تنها ازاستادی نام آن را  به یدک بکشند  وحقیقتا از ارزش های واقعی آن تهی باشند ، در برخی از دانشگاهها ومراکز آموزش عالی بی هیچ ظابطه ای تنها بایک اشاره فلان نماینده مجلس  یا فلان مدیر، افرادی رابه عنوان استاد  دراین مراکز  مشغول می کنند ، درواقع باید گفت اغلب چنین افرادی هستند که موجب شدند برای استاد ومعلم هیچ حرمتی باقی نماند ، زمانی که متولیان امر ومسولین آموزشی کشور اینگونه عمل می نمایند  دیگر چه انتظاری از دانشجو  یا دانش آموزش  می توان داشت ، امروز متاسفانه دردانشگاههای ما  دانشجویانی وجود دارند که هیچ حرمت واحترامی برای استاتید خود قائل نیستند  واگر پای درد دل اساتید بنشینی دلی پر خون از ناهنجاری های اخلاقی دانشجویان نسبت به خود دارند .

   اما با وجود این همه  جفا که درحق معلم واستاد می شود ، باز هم معلم واستاد واقعی دراین مرز بوم  در رعایت ویژگی های مثبت  که پیشتر اشاره  شد، همواره الگوهایی بزرگ برای جامعه بوده وهستند  .

     معلم با  نور وروشنی  دانش و آگاهي به مبارزه جدی با جهل و جمود  و خرافه پرستي مي رود چرا که  ناداني ، تحجر و خرافات دشمنان هميشگي انسان ها درطول تاریخ بوده و هستند  این معلمان هستند که درهزارهای تو درتوی تاریخ ، تمدن  بشري را از گزند طوفانهای سهمگین  مصون داشته اند و  همواره برغنای   آگاهي ها  و  نو آوري های تمدن بشری افزوده اند .

 

 الحق و والانصاف  اگر جامعه ای امروز به  مزيت ها و پيشرفت های فوق العاده ای دست یافته است همه وهمه  مرهون و مديون تلاش های بی وقفه معلمان و استاداني است كه عمر عزیز خود را در راه تعليم و تربيت فرزندان و نسل نوپاي آن جامعه گذاشته اند.

روزبزرگداشت معلم واستاد به عنوان روز تجليل از  صاحبان انديشه و قلم بايد مورد توجه همگان قرار گيرد وسراسر  جامعه  با بپا داشتن  آيين هايي پرشکوه مقام این منادیان عشق و آگاهی را گرامي بدارند.

ودر واقع درهرجامعه‌اي كه قدر و شان معلم به خوبي شناخته شود و در جايگاه وا قعي خود قرار داشته باشد  از درون چنین جامعه ای است که  افراد فرهيخته  و دلسوز وآزاداندیش بيرون خواهد آمد.

 اماباین همه که  در سرزمین  ما همه به جايگاه و نقش معلم و استاد و تاثيرگذاري عمیق آنان  بر نسل جوان و آينده ساز کشور به خوبي واقفند اما باکمال تاسف وتاثر تاكنون به حقوق و شان اين قشر آ ن گونه كه بايد و شايد توجه نشده است. به رغم فعاليت جانكاه اين قشر فرهنگي ، متاسفانه تاكنون از لحاظ حقوق و مزايا مورد بي‌مهري قرار گرفته‌اند و ندا های حق طلبانه آنان دراحقاق حقوق حقه خویش همواره بی پاسخ مانده است . ما همه دربرابر این منادیان علم وفرهنگ مسوولیم وچه زیبا درمتون دینی ما ،درباره این گروه  سفارش شده است 

« حق معلم بر تو آن است که همواره، با ديده  تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني ».

حتی از فاتحان بزرگ تاریخ نیز می توان آوای تکریم وبزرگداشت معلم راشنید

آورده اند که اسکندر به معلّم خويش احترام بسياري مي گذاشت. از او پرسيدند: چرا معلّم خود را بيش از پدر تعظيم و احترام مي کني؟ گفت: به سبب آن که پدرم، مرا از عالم ملکوت به زمين آورده و استاد، مرا از زمين به آسمان برده است.

معلمی یک رسالت دائمی است آنچه همیشه برمعلم واستاد  فرض است مطالعه ي مستمر  است امروزه  جهان با سرعتي باور نکردنی  و سر سام آور به سوي مرزهاي ناشناخته ي دانش به پيش مي رود  . معلم نمي تواند در اين مسیر پر مخاطره وحساس  ساکن و بي تفاوت وصم وبکم باقي  مانده و با دستانی خالی به کلاس رود . حداقل انتظاری که می توان داشت این است که در رشته اي که تدريس مي کند  به دانش وعلم روز مجهز باشد.

معلم واستاد بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود.  بايد قوه ابتکار  وخلاقیت او را زنده کند؛عشق به علم را دراو برانگیزاند ،ودر یک کلام ، کار معلم بنا به آن ضرب المثل مشهور به جا ی"ماهی دادن" "ماهی گیری" یاد دادن  است.

 امید که درچنین روز مقدسی هم متولیان امور تمشیتی معلمان  وهم  استادان ومعلمان عزیز    به رسالت ومسوولیت سنگینی که بردوش آنان نهاده شده بیشتر واقف شده ودرجهت ارتقای علم وفرهنگ این سرزمین بیش از پیش کوشا باشند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 17:27  توسط عمادالدین فیاضی   | 

به مناسبت سالروز تحریم تنباکو نخستین طلیعه جنبش مشروطیت

به مناسبت سالروز تحریم تنباکو نخستین طلیعه جنبش مشروطیت  

...........................................................................................................................

از: دکتر عمادالدین فیاضی استادیار تاریخ دانشگاه

   روزبیست وچهارم اردیبهشت سالروز نخستین حرکت اعتراض آمیز مردم ایران در برابر استبداد مطلقه داخلی و استعمار خارجی است ، محققین تاریخ معاصر ایران ، این حرکت را ازجمله مهم ترین زمینه های انقلاب  مشروطیت برشمرده اند.

   اساسا عشق به آزادیخواهی و رها شدن از بندها ی استبداد و استعمار پیشرفت واستقلال  اقتصادی از ویژگی های برجسته ملت ایران درطول تاریخ حیات خود بوده است .

      در تاريخ 12 شعبان 1306 ه  مطابق با 1889 م  ناصرالدين شاه  چهارمين پادشاه سلسله قاجاريه  در پي سفر سوم خود به انگلستان  برای تامین کسري بودجه سفرتصميم مي گيرد امتيازي در زمينه كشت، توزيع و فروش توتون  و تنباكو به يك نفر انگليسي به نام «ماژور تالبوت» واگذار مي نمايد.

  دراین سفر . شاه به اتفاق ميرزا علي‌اصغرخان امين‌السلطان صدراعظم درلندن مورد  استقبال مقامات انگليسي قرار گرفت، در يكي از اين ميهاني ها كه در شهر برايتون برگزار شد ناصرالدين شاه با يكي از دوستان نخست‌وزير انگليس به نام  تالبوت آشنا می شود .

     بنابه روایت محققین  تالبوت  با همكاري امين‌السلطان موافقت شاه را نسبت به كسب امتياز توتون و تنباكو و صدور انحصاری دخانيات در ايران جلب كرد.[1]

     پس از بازگشت ناصرالدين شاه و همراهان به ايران، تالبوت جهت تأسيس شركت (كمپاني رژي) براي انحصار امتياز توتون و تنباكو به تهران می آید.

    بنابه روایتی  امين‌السلطان صدراعظم به شاه اظهار داشت كه بابت امضاي قرارداد بيست و پنج هزار ليره پاداش خواهد گرفت و نيز هر سال پانزده هزار ليره هم عايدش خواهد شد، در اين زمينه امين‌السلطان و كامران ميرزا نايب‌السلطنه نیز رشوه‌هاي كلاني دريافت کردند.[2]

دکتر فووريه فرانسوی که در آن هنگام به عنوان طبيب مخصوص ناصرالدين شاه مقيم دربار ايران بوده است در اين باره چنين می نويسد :

(( يک امتيازی که ايران را تهديد به انقلاب می کند ، به يک شرکت انگليس تفويض شده است و آن ، امتياز دخانيات است ، .... اين امتياز دخانيات که بدون يک رشوه کلان در حدود دو ميليون به دست نيامده در 21 مارس 1890 م ( 28 رجب 1307 ق به امضاء رسيده است )) .[3]

      بنابر اين درنهایت. امتياز توتون و تنباكوي ايران به مدت 50 سال در اختيار تالبوت و شركاي او قرار گرفت.توتون و تنباکو را مادة مصرفی . روزمرة کمابيش يک چهارم جمعيت مملکت ایران درآن زمان تخمين زده بودند و جمعیت ايران را در آن زمان  از 9 تا 10 ميليون نفر بر آورد کرده بودند .

    در گزارش کنسول انگليس ، رقم مصرف کنندگان دخانيات دو ميليون و نيم نقل شده ((. . اما انکار پذير نيست که قرار نامي رژی در زندگی جمع کثيری از مردم خواه توليد کننده ، خواه کاسب و سودا گر و خواه مصرف کننده  توتون و تنباکو ، تأثير منفی و محسوس داشت . )) [4].

     دولت از همان لحظه اول نغمة اعتراض انگيز تجار را به گوش کمپانی رساند و مخالفت سه طبقة زارع و تاجر و مصرف کنندة تجارت با رژی ، بين دولت و کمپانی به ميان کشيده شد . خاصه رژي توجه يافت که با مقاومت تجار ، رژی سر نخواهد گرفت. از اين رو در پی خنثی نمودن مخالفت آن بود .

   کمپانی بی درنگ کار را به دست گرفت و کارگزارانی به گوشه و کنار کشور فرستاد . آنها به همة روستاها و به همة خانه ها رخنه کردند ، تنباکوی موجود را به حساب گرفتند و ستانيدند و با کردار زورگويانه خويش ، آتش خشم و نفرت را بر انگيخته و خون مردم رابه جوش آوردند .        کارگزاران کمپانی از ميان با نفوذترين افراد بر محل برگزيده شده و از کمپانی مستمری دايم می گرفتند . نمايندگان کمپانی از مناطق اسامی توتون کاری بازديد می کردند و از عمال خود اطلاعاتی دربارة محصول توتون می گرفتند ، کسانی که می خواستند پيش پرداختی برا ی محصول بگيرند ، می بايست تعهد نامه ای کتبی امضاء کنند .

    مرحوم دکتر عبدالهادی حائری متخصص تاریخ  قاجار و مشروطه معتقد است که دراین زمان بین علما وبازرگانان همکاری نزدیکی بوجود آمد  وی مینویسد" این همکاری نزدیک علما بابازرگانان درامور بازرگانی درسالهای قبل از انقلاب مشروطه نشانه سود مشترک آن دو گروه و وابستگی آنها به یکدیگر و در نتیجه بوجود آمدن یک مسولیت مذهبی برای علما و از یکسو و برای بازرگانان ازسوی دیگر درامر مبارزه بانفوذ اقتصادی خارجی بود .

علما خواسته های بازرگانان را در مبارزه بارژیم کاملا مطابق شرع اسلام میدیدند زیرا این خواسته ها رابه سود مسلمانان  می دانستند مسلمانانی که حمایتشان از روحانیت ملی بمعنی نیرومندی مذهب اسلام بود "[5]

ناظم الاسلام کرمانی درکتاب تاریخ بیداری ایرانی معتقد است " مخالفت علما با اعطای امتیاز به کمپانی رژی ، بر شدت اعتراض تأثیر مهمی گذاشت . دلیل علما برای مخالفت با این امتیاز، افزون بر جنبة تجاری آن و اختلال در نظام بازرگانی کشور، نگرانی از نفوذ تدریجی و سلطة کامل بیگانگان بر ایران بود "[6]

 دراینجا گروهی ازروشنفکران به رهبری شخصیت های روحانی به مخالفت بااین امیتیاز پرداختند

سيد جمال الدين اسدآبادي معروف به افغانی عمدتاً او را اولين مصلح و احياگر ديني در سال اخير مي دادند  سید در ایران آن زمان متهم به بابیگری و به اتهام باورهای ناهنجار در ترکیه ،افغانستان و هندوستان دچار مشکلات و رنج های فراوانی شد او در طی مبارزه بر سر ماجرای امتیاز تنباکو پیوندی عمیق ودوستانه بامیرزا حسن شیرازی یافت وی  با درك عميق وضيعت آن دوران با ارسال نامه اي به مرحوم آیته الله ميرزاي شيرازي  از او براي ريشه كن كردن اين امتیاز یاری خواست . [7]

به گفته محمدرضا زنجانی درکتاب تحریم تنباکو معتقد است "     سیدجمال الدین اسدآبادی که در بصره در تبعید بود، از طریق فال اسیری نامه ای در بارة مظالم شاه به میرزای شیرازی نوشت و در آن مسئولیت بزرگی را که علمای دین در دفاع از حقوق مسلمانان دارند، یادآور شد"[8] بنابراین عقیده اکثریت براین است که  این نامه در اقدام میرزای شیرازی و تلگرام به شاه و حتی صدور حکم تحریم مؤثر بوده است البته برخی از محققین مانند ذبیح اللّه محلاتی درکتاب  مآثر الکبراء فی تاریخ السامراء معتقدند که نامه پس از حکم میرزا مبنی بر تحریم استعمال تنباکو به دست میرزای شیرازی رسیده است[9]

  ازسوی دیگر برخی محققین مانند پرفسور حامدالگار درکتاب دین و دولت درعصر قاجار نقل می کنند  "نوادگان آقامنیرالدین بروجردی نیز بعدها مدعی شدند که مقابلة صریح او با امتیاز تنباکو در برانگیختن میرزای شیرازی مؤثر بوده است"[10] به هرحال  آيت الله حاج ميرزا محمد حسن  شيرازى که  از علماى عاليقدر شيعه درزمان خود بود ميرزاي شيرازي در تاريخ 19 ذي الحجه 1308 ـ 17 ماه پس از امضاي قرارداد تلگرافي را به نزد شاه مي فرستد و مخالفت خود را با قرارداد ابزار مي نمايد. اما با بی اعتنايي شاه مواجه مي شود از سوي ديگر عده اي مردمان آزاده مازندران دست به شورش زدند وعمال  شاه با سركوب و كشتن آنان زمينه را براي تحريم و فتواي ميرزاي شيرازي فراهم کرد درست درهمین زمان است که فتوای کوتاه و تاریخی میرزا صادر می شود "اليوم استعمال توتون و تنباكو باى نحو كان در حكم محاربه با امام زمان عجل الله فرجه است"

برخی درصحت این حکم هم درهمان زمان و هم بعدها شک کردند اما با توجه به اسناد ومنابع متقن درآن شکی نمی ماند .

   بنا به گفته ناظم الاسلام کرمانی  در اینجا  مردم و علما برای کسب اطمینان از صحت حکم ، تلگرامها و نامه هایی به سامرا فرستادند. در پاسخ آنان میرزا حسین نوری اهل نور مازندران  (متوفی 1320ه .ق )، محدّث و فقیه مشهور که از شاگردان و معتمدان میرزای شیرازی بود، در تلگرامی برای داماد خود شیخ فضل اللّه نوری صحت حکم و صدور آن را تأیید کرد. متعاقب آن شیخ فضل اللّه نوری در نامه ای به میرزای شیرازی از وی در باب بقای حکم پس از الغای امتیاز سؤال کرد و میرزا در پاسخ صریح خود تأکید نمود که در صورت لغو امتیاز (به تعبیر وی : اختصاص )، رفع حکم نیز بلامانع است  این سند تاریخی عملا  نشان می دهد  صدور حکم صحیح  بوده و  مبنای علما در پایان دادن به تحریم دخانیات پس از لغو امتیاز بود.
اسناد  دیگری نیز دلالت بر  صحت صدور حکم مذکور دارد، به گفته ناظم الاسلام کرمانی  پاسخهای متعدد میرزای شیرازی به تلگرامهای علما، از جمله میرزای آشتیانی و امام جمعة تهران و علمای تبریز و علمای اصفهان ، پس از لغو امتیاز است . آنان از میرزا کسب تکلیف کرده بودند و او در پاسخ ، با تأکید بر اینکه استعمال دخانیات را پیش از این تحریم کرده (مانند این عبارت : «بلی ، حکم کرده ام »)، شرط لغو حکم را «رفع ید فرنگی بالمرّه از داخله و خارجه » قرار داده و گفته بود تا برای خود او «به طریق تحقیق معلوم نشود، حکم منع ، باقی ] و اجتناب از استعمال دخانیات [ لازم ] است، و رخصت نیست »
[11] .

  شاه روش ‍ خشونت آميزى  دربرابر مردم وعلما در پيش مى گيرد تا  بلکه تصمیم  علما  و مردم را عوض کند اما نتيجه اي نمي گيرد و مجبور می شود که اعلام نماید : " امتياز داخله را كه برداشته بوديم حال امتياز از خارجه را هم برداشتيم و مردم مجبور به كشيدن قليان نيستند تا حكم از جانب ميرزاى شيرازى برسد. "

  در نهایت  اعلاميه اى دائر بر لغو امتياز تنباكو منتشر شد.و میرزا نیز حکم تحریم را لغو کرد و به این ترتیب جنبش و مقاومت مردم و وحدت بین روشنفكران ديني و علمای دینی با پيروزي ملت ايران خاتمه يافت.

  درتحلیل این واقعه باید گفت  غربی ها  از نظر برخورد و رفتار با مردم ايران از آغاز رفتاری مانند رفتار فئودالها ورعیت داشته اند ، آنها  ايرانى ها را رعيّت خود دانسته و ازهرگونه  هتك و هرزه‏گويى به آنها  ابا نداشتند. در اين ميانه افرادى از ايرانيان نيز به‏خوش خدمتی ومزدوری برای آنها می پرداختند، برخی نیز به چاپلوسی و عدّه‏اى نيز از راه تشبّث و خود بزرگ‏بينى، خود را به جماعت فرنگى می چسباندند[12].
اين گونه  برخوردها  با ايرانى‏ها به منظور تحقير شخصيّت ،  تسليم و به زانو درآوردن آنها در برابر غربى‏ها صورت مى‏گرفت تا قدرت ايستادگى و جرأت وجسارت طغیان و قيام را از آنان گرفته وتبدیل به عناصر مزدوروفرمانبردار شوند . كربلايى از معاصران واقعه تنباكو در اين باره مى‏نويسد:
... بالجمله درجه ذلّت و ضعف مسلمانان و پايه اقتدار فرنگيان در ايران جز كه بالعيان مشهود شود وگرنه گفتار و بيان در شرحش وافى نتواند بود. در اين پايتخت بزرگ اسلام در موقع ايستگاه «شاهزاده عبدالعظيم» در محضر جمعى از مسلمانان، يك نفر فرنگى از عمله‏هاى ماشين، يكى از مسلمانان را كه سمت چاكرى دولت را هم داشت چنان سيلى سختى بر او زد كه كلاه از سر مسلمان به چندين قدم آن سو افتاد و در ميان گل و لاى كوچه فرو شد. «فرنگى ماشينى» از آن غرور كه در سر داشت بدين قناعت نكرده در حضور اين همه خلق، زبان به هرزه‏گويى باز كرد: «حالا برو زن فلان پدر فلان به هر كه مى‏خواهى شكايت كن». مسلمان بيچاره كه مى‏دانست با كدام حريف درافتاده، خورده دَم نكشيد. اينها هم به كنار، اين همه خلق فرنگستان كه در ايران گرد آمده بودند به روى هم رفته هر يكى براى خدمت و كار، چندين نفر زن و مرد مسلمان را عمله و خدمتكار گرفته، خاصه زنان را كه براى خدمت خانه و دايگى اطفال به تطميع شهريه و مواجب‏هاى  گران و گزافى به خانه برده بودند»
[13].

   بنابراين امتيازتنباکو  تنها يك مساله  سياسى-اقتصادى نبود، بلكه تبعات فرهنگى زیان بخش و بسیار مخرّبى درپی داشت و در قالب يك قرارداد اقتصادى، عملا استراتژى تحقیر فرهنگی مردم  به اجرا گذاشته مى‏شد وبه همین جهت  درنهایت واگذاری این امتیاز موجب واكنش شديد مردم و علماى مذهبى شد و نتیجه اساسی که  ازاین حرکت حاصل شد این بود که اين خود پيروزي بزرگي براي مردم به پشتوانه روحانيت بود، و ناصرالدين شاه به اهميت جايگاه روحانيت در بين مردم پي برد و از آن پس مردم جرئت دخالت در تعيين سرنوشت خويش را پيدا نمودند. اين حركت زمينه‌ساز حركتهاي بعدي به ويژه مشروطيت بود و بالاخره این ماجرا میتواند درس بزرگی برای فرهیختگان  و بویژه علما باشد واینکه  حضورآنان  درتاریخ جنبش های معاصرهمواره  به پشتیبانی وحمایت از حقوق حقه مردم بوده وهرگز گرفتار سیاست بازی  ومنافع طلبی هایی که منجر به از بین رفتن وجه آنها واتهام انحصار طلبی می شود،نمی شده اند . 

پایان



[1]- ابراهیم تیموری ، تحریم تنباکو: اولین مقاومت منفی در ایران ، تهران 1361ش ،ص 11ـ 22 .

[2] - همان .

3- ژوانس فووریه ، سه سال در دربار ایران ، ترجمة عباس اقبال آشتیانی ، تهران 1363   ش،  ص 220. -

[4] -   اسناد سیاسی دوران قاجاریه ، تألیف ابراهیم صفائی ، تهران 1346ش،ص45.

[5] -   عبدالهادی حائری ،تشیع ومشروطیت ،تهران انتشارات امیرکبیر،چ 2 ، سال 1364،ص 132.

[6]  --  ناظم الاسلام کرمانی ، تاریخ بیداری ایرانیان ، به کوشش وچاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی ، تهران 1362ش ؛، ج 1، ص 19.

[7] - حائری ،تشیع ومشروطیت ،ص 59.

[8]  -  محمدرضا زنجانی ، تحریم تنباکو ، تهران 1333ش ؛ص 127.

[9] -  ذبیح اللّه محلاتی ، مآثر الکبراء فی تاریخ السامراء ، نجف 1368؛ص 104

[10]   - حامد الگار، دین و دولت در ایران : نقش عالمان در دورة قاجار، ترجمة ابوالقاسم سری ، تهران 1369ش ؛ ص 234.

 

[11]  - ناظم الاسلام کرمانی ، ج 1، ص 44ـ46

-  يعقوب آژند، قيام تنباكو، تهران .1364 ص‏65. [12]

[13]  -  -  حسین بن علی اصفهانی کربلایی ، تاریخ دخانیه ، یا، تاریخ وقایع تحریم تنباکو ، چاپ رسول جعفریان ، قم 1377ش ، ص‏26.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 17:22  توسط عمادالدین فیاضی   | 

مدارصفردرجه"، برداشتي متفاوت از روايت و اقتباس تلويزيوني



                 

       

مدارصفردرجه"، برداشتي متفاوت از روايت و اقتباس تلويزيوني

..............................................................................

 دکتر عمادالدین فیاضی 

    مجموعه تلویزیونی « مدار صفردرجه» دو شنبه شب ها و  با ساختاری کاملا جدید و متفاوت از سایر سریال های تلویزیونی که تاکنون شاهد نمایش آن بوده ایم  ودرعین حال نزدیک ترین مجموعه تلویزیونی با استانداردهای جهانی، تقریبا از اوایل سال جاری  بطور مرتب از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران  درسی قسمت پخش شده است

   نظر به اهمیت این  مجموعه و مسائل تاریخی وسیاسی مطرح شده در آن  دیدگاههای مختلفی را  دربین عموم مخاطبان به همراه داشته است ، از این رو شایسته است اینک کهمدتی است این مجموعه اتمام یافته است مورد ارزیابی  ، دقیق وکارشناسانه ازجنبه های مختلف بویژه دیدگاههای سیاسی وتاریخی قرار گیرد.

دراین  گزارش نیز سعی شده است با نگاهی کاوشگرانه ، نقادانه و بر مدار دایره انصاف به نقاط قوت وقابل تامل درآن پرداخته شود

 

اهمیت ساختن سریال های تاریخی

 

            تاریخ، چراغ روشنی است برای دیدن آینده و حلقه اتصال گذشته به حال و آینده است، هیچ سیر و سیاحتی دل انگیزتر و مهییج تر از صعود به قله تاریخ نیست.  در پرتو نگاه عالمانه و نقادانه به تاریخ و رخدادهای گوناگون آن می توان از تجارب دیگران به راحتی استفاده کرد و از گذشته برای حرکت در آینده بهره گرفت.

تاریخ ملت ها در واقع سند اعتبار و گنجینه هویت آنها است. همه رویدادها، فراز و نشیب ها،پیروزی ها، شکست ها، شرمساری ها و... در لابلای سطور تاریخ حضور دارند. تاریخ یک جریان مستمر است و همچون رودخانه ای خروشان است که از قرون و اعصار گذشته به حرکت درآمده و توالی خود را به زمان "حال" پیوند می دهد و همچنان به پیش می رود

هر چند که تاریخ هرگز عینا تکرار نمی شود، اما شباهت های مسائل تاریخی و زندگی انسانی می تواند راهنمایی های لازم را برای اینکه انسان به سوی کمال انسانی در  پیش پای انسان قار بدهد .

  هرکه ناموخت از گذشت روزگار        هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

با توجه به چنين  ضرورتي است که ساختن مجموعه های تاریخی در تلویزیون حائز اهمیت فوق العاده می شود، تلویزیون به منزله یک دانشگاه عمومی است و بیشترین مخاطبان را در سطح کشور دارد بنابراین بر حسب رسالت تاریخی و اجتماعی خودمی بایست  همواره نسبت ساخت چنین مجموعه هایی توجه خاص داشته باشد که البته اخیرا این موضوع بیش از گذشته  مورد توجه این رسانه ملی قرار گرفته است .

    اقدام سیما در ساخت مجموعه تلویزیونی مدار صفر درجه"  که به یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر ایران  می پردازد  نتایج مثبتی را  به ارمغان آورده است  .

    بدون تردید ارائه مباحث تاریخی چه  به صورت علمی و  نظری و چه در قالب فیلم و سریال با اهداف آشنایی مردم، بویژه جوانان با مقاطع حساس تاریخی  امری قابل اعتنا ودرخور توجه است .

 پرداختن به نكات مبهم ، كليدي، حساس و جذاب  تاريخ معاصر ایران  همراه با روایتی داستانی   و از همه مهمتر مسائلی که مبتلا به جهان امروز نیز می باشد ، اهمیت مساله  را در نزد اهل نظر دو چندان می کند  .درسریال مدار صفر درجه به یکی از حساس ترین مسائل تاریخی یعنی پیدایش رژیم صهیونیستی پرداخته می شود و در واقع می توان گفت  دراماتیزه شدن وقایع سیاسی و تاریخی  با توجه به آن ‌كه ایدئولوژی صهیونیسم، هم اکنون بعنوان  بخش فكری میلیتاریسم جهانی است و خطر بزرگی برای دنیا محسوب می‌شود،  افشاگری درباره‌ی گذشته و حال آن نه تنها امری ضروری بلکه یک رسالت بزرگ تاریخی است .

 

نکات قوت تاریخی (7نکته )

اهم نقاط قوت تاریخی

1-       انتخاب مقطع مناسب تاریخی در داستان فیلم

     مقطع تاریخی  مورد بحث در این مجموعه یکی از دوران های حساس و مهم  تاریخی است . از یک طرف چهره ایران  به جهت گرایش به نوسازی ومدرنیزاسیون به شدت روبه دگرگونی است و درخلا ل همین دوره است که دولت خودکامه ونوپای رضا  شاهی از کاهش سلطه مستقیم بریتانیا بهره گیری کرده ودست به توسعه صنعتی و زیر بنایی زده ودر عین حال به تقویت ونفوذ و کنترل دولت  برتمامی سطوح جامعه می پردازد .این فرایند البته باتضادهای سیاسی ،اقتصادی وایدئولوژیکی همراه بود ومخالفت  ومقاومت های شدیدی را بوجود آورده بود  از این رو شاهد فعالیت طیف های سیاسی مختلف در مبارزه با  حکومت هستیم  شکل گیری گروههایی مانند 53 نفر دقیقا به همین دوران بازمی گردد .

   این کشمکش ها و تضادها همچنان تاپایان سلطنت رضا شاه یعنی  شهریور 1320 ادامه داشته است وحتی قبل از اینکه ارتش متفقین  ایران را کاملا تحت اشغال چنین روندی وجود داشته است  .

   گذشته از وضعیت خاص وجالب توجه ایران دراین زمان عرصه سیاست در نظام  بین الملل نیز یکی از بحرانی ترین دورانها ی خود را طی می کرد از یک سو دولت آلمان نازی تحت رهبری هیتلر  جهان را مورد تهدید قرار داده بود و از سوی دیگر  عناصر صهیونیسم بین الملل باتوجه به یهود ستیزی آلمان ها وبا حمایت مستقیم دولت بریتانیا  درتلاشی بی وقفه  برای  تشکیل یک دولت صهیونیستی درقلب سرزمین های عربی یعنی   فلسطین هستند .

        به جهت چنین ملاحظاتی می توان گفت انتخاب این مقطع زمانی درمجموعه تلویزیونی مدار صفر درجه انتخابی مناسب بوده و قدرت مانور ،جذابیت و هیجان پذیری مجموعه را در طرح مسائل یاد شده در قالب یک داستان تاریخی وعاشقانه  دوچندان می کند  .

2-                  ارائه نکات مثبت مبارزاتی جامعه روشنفکری و نویسندگان آن دوره

 

      واقعیت این بود که نسل جوان و تحصیل کرده در زمان رضا شاه برعکس تصور برخی گروهها،  وی را قابل تحسین نمی دانسته اند.  این نسل  او را نه وطن پرست ،که قزاقی می دید تربیت شده روسها ی تزاری و به قدرت رسیده توسط انگلستان ؛ نه ناجی ملت ، بلکه بنیان گذار سلسله ای جدید برای خود ونه یک اصلاحگر اصیل در برابر نیروهای سنتی ، بلکه خود کامه ای تقویت کننده طبقات زمیندار محافظه کار ،از این رو بود که مخالفت در  میان روشنفکران جوانتر بتدریج در طول دهه 1310 شکل گرفت. درسال 1310 گروهی از دانشجویان مخالف دراروپا کنگره های ویژه ای درکلن تشکیل دادند وخواستار آزادی کلیه زندانیان سیاسی وتشکیل جمهوری شدند ورضا شاه رامحکوم کردند .. 

       از جمله نکات مثبت این سریال نشان دادن واقعیت های جامعه روشنفکری زمان مورد بحث  درمخالفت بارژیم رضا شاهی است ازاین رو  توجه به آثار نویسندگانی چون بزرگ علوی درسریال مورد بحث قرار می گیرد .  در قسمتی از این سریال جایی که  "تقی نواده" با "سعیده پارسا " دختر دکتر پارسا گفتگو می کند ضمن تقدیم کتابهایی که به او قول داده بود، در خصوص نویسندگان آن دوره و قهرمانان داستانهایشان  چنین می گوید:

       " در این کتابها بارقه های امید به فردایی روشن به چشم می خورد. قهرمان این داستانها کسانی هستند که در راه ترقی و تکامل جامعه با سنتهای کهن و ارزش های اشرافی به شدت درگیر می شوند. "

 از دیگر نکات جالب توجه این مجموعه این است که از  نقش گروههای چپ در مبارزه با رژیم پهلوی  نیز غفلت نشده  و درعین حال ضمن مطرح نمودن این طیف از گرایشات حالتی نقادانه   نیز نسبت به  آرمان های  آنان  مورد توجه قرار می گیرد ، این موضوع به خوبی درقسمت نوزدهم این مجموعه درگفت وگوی بین تقی نواده به عنوان یک فرد تود ه ای  با گرایش چپ و حبیب پارسا  بعنوان  یک مسلمان انقلابی  قابل ملاحظه است .حبیب در اینجا در جایگاه یک منتقد به ایده های چپ  انتقادات اساسی وارد می کند .

3-مستند بودن برخی نقل قول های تاریخی بااسناد و مدارک تاریخی وپیوند بجای این  موضوع  باداستان فیلم

 

اسناد به طور کلی یکی از مهمترین منابع مهم تاریخی محسوب می شوند و شاید گویاترین منبع هر دوره تاریخی اسناد و مدارک آن دوره می باشد. اسناد گاه آینه تمام نمای پیشینه طلوع و روند فعالیت های مباحث مختلفی است که در تاریخ می تواند مورد استفاده قرار گیرد و چنانچه اگر اسناد نبودند بویژه در حوزه تاریخ معاصر ایران، هیچگاه بررسی ها و نکته پردازی ها و تحلیل زوایای مختلف برخی موضوعات تاریخی امکان پذیر نبوده و روشن نمی شد

 در مجموعه .مدار صفر درجه هرچند بصورت گسترده از اسناد استفاده نشده اما در برخی موارد استفاده هایی بجایی از این منبع مهم اطلاعاتی شده است .به عنوان  نمونه می توان به بحث مخالفت علما با مهاجرت یهودیان ایرانی به سرزمین فلسطین یاد کرد. در قسمت سوم این سریال زمانی که سرگرد فتاحی متوجه می شود که رئیس بالادستی او "سرهنگ ارسیا " جزو باند  حامیان تشکیلات صهیونیستی درایران است. ارسیا  سندی را که نشانه برخورد دوگانه دولت با این مساله هست  به سرگرد نشان می دهد تا قضایا بر او نیز روشن شود .

   جلب اینکه سند مذکور درمجموعه ای به نام اسناد مهاجرت یهودیان به فلسطین چند سال پیش  توسط انتشارات سازمان اسناد ملی ایران انتشار یافته است .نقل قولی که ازاین سند درقسمت سوم مدار صفر درجه شده است چنین بود :

  رونوشت یک سند محرمانه از دربار شاهنشاهی به دفتر نخست وزیری

    " تلگراف عده ای از علماء قم از جمله حاج شیخ عبدالکریم حائری و سید محمد بهبهانی درباره مخالفت با مهاجرت یهودیان از ایران به فلسطین و درخواست انعکاس تلگراف ایشان در جراید و مطبوعات داخله. "

   دستور اعلیحضرت در خصوص این درخواست: " ریاست محترم وزراء ، عطف به مرقومه شماره 6761 امر مطاع مبارک شاهانه ابلاغ می گردد انتشار تلگراف درباره فلسطین مقتضی نمی باشد  رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی" 

 4- ارائه دیدگاههای  واقعبینانه ایرانی ها درباره مسئله تبعیض نژادی

 

    یکی از  ویژگی های مثبت این مجموعه تلویزیونی این است ایرانی ها درطول تاریخ چندین هزار ساله خود هرگز دچار  مسائل تبعیض نژادی نشدند  ازسپیده دم تاریخ ایران وزمانی که امپراطوری بزرگ هخامنشی دوام وقوام یافت ، می بینیم ملیت های مختلفی دراین امپراطوری چند ملیتی حضور دارند امابه گواه تاریخ، ایرانیان هرگز کوس تبعیض نژادی نمی زدند از گذشته باستانی که بگذریم .تاریخ ایران  در دوره های پس از اسلام  نیز بهترین گواه صادقی است که ایرانیان در هیچ دوره ای  گرفتار چنین عقاید سخیفی نشده اند  وهمواره درسرزمین پهناور ایران ملیتها ونژادها ی مختلف با صلح و آرامش درکنار هم زیسته اند و   و در برابر دشمنان ایران  ید واحده شده اند. 

    در قسمت پنجم مجموعه تلویزونی مدار صفر درجه  به خوبی نشان داده شد در ایران  بحث تبعیض نژادی معنا و مفهومی نداشته است این موضوع زمانی که حبیب با دختر یهودی همکلاسی خود درباره مسائل نژادی بحث می کردند،چنین عنوان شد :

        " من اروپای شما را خوب نمی شناسم  اما در کشور من نژادهای مختلف کرد، لر، ترک، گیلک، فارس و عرب طی هزاران سال به نحوی به هم آمیخته شده اند که نظریه نژاد خالص آریایی – ایرانی، افسانه ای بیش نیست. "  و استاد نیز در تکمیل سخنان حبیب می گوید: " همه نژادها در بنای تمدن بشری سهم یکسان دارند. "

 5-  اهمیت شناخت هویت تاریخی

   تغییرات سریع ودگرگونی درجهان امروز  بر استانداردهاو  مفاهیمی همچون حکومت،ملیت،کشور،مرز و بسیاری مسائل که موجودیت ‌یک ملت بسته به‌آن است، اثرگذار شده است و   آنهارا دچاردگرگونی وتحول نموده است ،اقتصاد در حال جهانی شدن است و جهان بسوی یک دهکده واحد  جهانی به پیش می رود، اما با وجود چنبین تحولاتی همچنان بحث هویت از مسائل مهم ملت هاست چرا که اساسا  هویت ملی  یک مسئله ذاتی است واین تغییرات اقتصادی به هیچوجه هویت را از بین نخواهد برد. حتی از آنجایی که  این دگرگونی‌ها هویت را بیشتر به چالش وا می دارد  ، حساسیت ها برای حفظ هویت بیشتر می شود.

   كشور ما داراي تاريخي بس كهن، غني و پرافتخار است. بدون ترديد داشتن چنين تاريخي كه مشحون از فراز و نشيب و آثار مادي و معنوي در خلال اعصار و قرون است.  در شرايط كنوني جهان كه ارتباطات در مقياس جهاني خويش هر روز مسائل جديدي را مطرح كرده است،  مي تواند در تحکیم  هویت  ، حفظ حيات مستقل و تداوم عزت و سربلندي ما نقشي عمده و اساسي داشته باشد.

مجموعه تلویزیونی مدار صفر درجه تاکید ویژه ای بر  هویت تاریخی و ملی دارد.درقسمت هجدهم این مجموعه زمانی که سرگرد فتاحی به دفتر هفته نامه بیداری می رود بحث جالبی برسر اهمیت دادن به هویت تاریخی مطر ح می شود حبیب دراین باره می گوید " تازمانی که هویت تاریخی وملی ما شناخته نشود چگونه می توان در جهت پیشرفت وترقی گام برداشت " باز درقسمت نوزدهم مجموعه نیز حبیب در پاسخ به تقی درباره دیدگاههای حاکم برنشریه می گوید : نشریه ما علاوه بر انعکاس اخبار وحوادث داخلی وخارجی سعی در آگاه سازی مردم نسبت به ریشه های ملی وفرهنگی گذشته دارد وتکیه بر ریشه های فرهنگی نه تنها مباینتی با علوم وفنون روز ندارد بلکه می تواند مارا از آفات وعوارض فن سالاری نوین مصون کند ."

6-نشان دادن عوارض حمله متفقین به ایران

 

درمجموعه  تلویزیونی مدار صفر درجه  عوارض منفی حمله واشغال خاک ایران توسط متفقین ومشکلاتی که دراین خصوص گریبان گیر مردم ایران شد به خوبی نشان داده می شود .  درقسمت  شانزدهم این مجموعه زمانی که سارا آستروک از متفقین درخواست آزادی حبیب را می کند دکتر پارسا پدر حبیب با عصبانیت درباره نکات منفی اشغال خاک ایران توسط متفقین می گوید

 " حضور آنان باعٍثٍ افزایش قیمت  نان به 17 برابر سابق شد دوسوم مواد غذایی کشور به صرف قوای خارجی و یک سوم به سبب بی کفایتی رجال و مقامات دولتی بین جماعت محتکر و دلال دست به دست می شود گسترش تیفوس وکمبود دارو  مردم را سخت به مضیغه انداخته است ."

  لازم به ذکر است که تاثيرات عميق و طولانی اشغال ايران، نه تنها بر زندگی روزمره مردم، بلکه بر سياست و تاريخ و فرهنگ معاصر نيز باقی ماند و از جمله، می توان به ساخته شدن سرودی را که خيلی زود به سرود ملی ايرانيان بدل شد، اشاره کرد وآن را يکی ديگر از دستاوردهای ناخواسته حضور نظاميان خارجی در ايران دانست .

 حسين گل گلاب، تصنيف سرای معاصر درباره چگونگی ساخت، سرودن و اجرای «ای ايران» گفته است: "بعد از جنگ (جنگ جهانی دوم) ايران اشغال شد. سرباز‌های روسی، آمريکايی و انگليسی به ايران آمدند. يک روز در سال ۱۳۲۳، از خيابان هدايت رد می ‌شدم، يک سرباز آمريکايی، يک بقال ايرانی را کتک می ‌زد، خيلی ناراحت شدم، به انجمن موسيقی «خالقی» رفتم. بی ‌اختيار چيزی درست کردم. خالقی برای آن آهنگ ساخت. شد همان سرود معروف «ای ايران» که بنان آن را خواند."

7---طرح موضوع نژادپرستی نیروهای هیتلری و آزار یهودیان

 به اندازه ای خوب مطرح می شود که مورد تقدیر جامعه کلیمیان ایران قرار می گیرد. این موضوع نشان می دهد که می توان مسائل مختلف مربوط به اقلیت های دینی را به شکلی مناسب مطرح کرد که مورد توجه معتقدان این دین نیز قرار بگیرد. همچنین امکان طرح بسیاری از مسائل تاریخی یا جامعه شناختی نیز به وجود بیاید.

 

 نقاط قابل تامل  تاریخی(5نکته )

1- اهمیت استفاده از منابع مختلف تاریخی

اساسا مطالعه رویدادهای تاریخی، بدون شک از طریق بررسی منابع، اسناد و مصاحبه،گزارش و ابزارهای سمعی و بصری امکان پذیر است. اما آنچه در این راستا مهم است وجود منابع دست اول درباره هر رخداد تاریخی است، عدم وجود منابع دست اول، برای بررسی رخدادهای تاریخی موجب بی اعتبار بودن کار تحقیقی خواهد شد. بنابراین آنچه به یک پژوهش اهمیت واعتبارمی بخشد، دست یافتن به منابع دست یکم، اسناد و گواهان صحنه های رخدادهاست.دراین مجموعه مهمترین منابع تاریخی استفاده شده عبارتند از :

  ماهنامه افق بینا،  ارگان انجمن ، شبه خاطرات، دکتر بهزادی ، دیپلماسی پنهان، مرتضی قانون ، گذشته چراغ راه آینده، نشر جامی ، صد سال داستان نویسی در ایران، حسن عابدینی،

تاریخ یک ارتداد، روژه گارودی ، دنیای سوفی، یوستین گارنر ، پدر و پسر، محمود طلوعی،

شورشیان آرمانخواه، مازیار بهروز،  ملاصدرا، هانری کربن ، سفر به انتهای شب، لویی فردسلین ،- لوایح عین القضات، به کوشش دکتر رحیم فرمنش ،  کهنه های همیشه نو، مرتضی احمدی ،  تهران قدیم، جعفر شهری ، روزشمار تاریخ ایران، باقر عا قلی .

  به نظر می رسد دراین مجموعه استفاده از برخی منابع کتابخانه ای  و بویژه اسناد مورد غفلت واقع شده است.درتاریخ معاصر روايات در طرف هاي مخالف و موافق  گاه رنگ احساس و تعصب داشته وحتی  دچار تناقض وتضاد است . پس استفاده از منابع وتحقیات مختلف و بویژه اسناد  برای مستند شدن یک  مجموعه تلویزیونی امری مهم تلقی می شود در اینجا به اختصار تنها به چند  نمونه کتب و منابعی  که می توانست دراین مجموعه مورد استفاده قرار گیرد اشاره می گردد:   

سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1357 – 1300 تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی

جامعه شناسی بیطرفی و روانشناسی انزواگرایی در تاریخ دیپلماسی ایران اثر دکتر احمد نقیب زاده

. در این کتاب مولف به خوبی به علل و عوامل پیروی ایران از سیاست منفعلانه بی طرفی آن در دو جنگ جهانی اشاره داشته و بعلاوه آثار و نتایجی که این سیاست برای کشور ما در برداشته است مطرح نموده است. و در این مجموعه تلویزیونی  در بحث مربوط به وضعیت  سیاسی ایران درسالهای جنگ دوم  و به ویژه بحث آلمان دوستی زضا شاه قابل استفاده بوده است .

گذشته از منابع وتحقیقات یاد شده همچنین استفاده از اسناد آرشیوی مربوط به تاریخ معاصر ایران که در مراکز آرشیوی  ,مانند وزارت امور خارجه ، سازمان اسنادملی ایران وسایر مراکز اسنادی موجود می باشد می توانست  برغنا و استحکام  بحث های تاریخی مجموعه تلویزیونی مدار صفر درجه  کمک شایان توجهی نماید .

 

2-عدم تشریح  و تفهیم  مسائل و حوادث تاریخی

 

    با عنایت به اینکه تلویزیون رسانه عمومی است که از هر قشر و طبقه و منطقه ای بیننده دارد و سطوح درک و شعور و علم و اطلاعات تاریخی همه مخاطبان یکسان نیست بهتر بود که در سریال بیشتر به تشریح موقعیت تاریخی که سریال در آن مقطع جریان دارد معطوف می شد.

البته برای آگاهان به تاریخ معاصر ایران ممکن است پازل های مفقوده تاریخی سریال با اطلاعات تاریخی آنها پر شود اما برای مخاطب عام این امر دشوار به نظر می رسد و لذا بینندگان تصویر درست تاریخی از موقعیت سریال به دست نمی آورند. مضاف بر اینکه  درباره بعضی از  وقایع و حوادث تاریخی مانند واقعه 53 نفر دراوایل این مجموعه و بحث کمیته مجازات درقسمت بیستم این مجموعه  توضیحی  داده نمی شود .

 
3-- انتخاب عناصر مبارزاتی از درون نظام پهلوی

 

   به نظر می رسد درمجموعه تلویزیونی مدار صفر درجه  کسانی که درمبارزه با رژیم پهلوی وجود دارند همه به نوعی دردستگاه رژیم مشغول فعالیت بودند ودر واقع  آنها رامی توان جزیی از نظام  به حساب آورد درحالیکه  در تاریخ  دوران پهلوی عناصر مبارز بیشتر از خارج نظام بودند . دوعنصر مبارز دراین مجموعه به نوعی بارژیم همکاری داشتند

  دكتر پارسا از دیپلمات‌های شاغل در حكومت بوده است كه اصلاح‌طلب شده  است.

 یا سرگرد فتاحی خود در نیروی انتظامی کشور قراردارد  اما تمایلات اصلاح‌طلبانه‌ای دارد بنابراین  عناصر مبارزاتی دراین سریال از درون رژیم هستند امادرواقع عناصر مبارز بیشتر  خارج از نظام فعالیت داشنتد . بنابراین باید به انحراف  در روایت تاریخ حكومت عصر پهلوی توجه كرد.
  4-  كمرنگ بودن نقش مردم

یک از مسائل مهم درمدار صفر درجه کمرنگ بودن نقش مردم درمبارزه بارژیم پهلوی  است.از بین شخصیت‌هایی سریال تنها "تقی" شاید  نماینده‌ی لایه‌های پایین جامعه باشد. اما او هم به نوعی  به جناح چپ گرایش داشته ونمی توان  به اقدامات مردم در آن دوران به طور کلی پی برد.ادامه دارد

 5-بحث جداسازی صهیونیست بامذهب یهودیت

 از نکات قابل توجه دراین مجموعه است .بنا به گفته محقق این سریال  عبدالله شهبازی اساس و محور اصلی درداستان این مجموعه همین نکته  بوده است  .

در سريال «مدار صفر درجه»، تفاوتي ميان يهود و صهيونيسم قائل شده است. که البته چنین تفکر ی ارزشمند است

  ، يعني حقيقت يهود به عنوان ديني كه توسط حضرت موسي(ع) آورده شده است، يقينا با صهيونيسم به عنوان یک جنبش ملي يهود كه حركتي بسيار مخرب براي منطقه و بشريت است، تفاوت دارد.پس  با اين تعريف، يهودي يا پيرو واقعي حضرت موسي (ع) با يک صهيونيست به عنوان کسي که معتقد  به اشغال فلسطين با تجاوز و خونريزي و اعمال و ترويج خشونت در منطقه و جهان عليه بشريت است، کاملا تفاوت دارد.  واساسا هر انسان آزاده ای قائل به تفکیک این دو  از یکدیگر می باشد .

اما بسیاری از پژوهش گران و متخصصین تاریخ یهود وصهیونیسم معتقدند   چنین ارزشی  درواقعیت تاریخی وجود نداشته .

  در این  سريال تمام تلاش براین است که این ارزش ذهنی را تبدیل به واقعیت تاریخی نشان دهد  ، در حالي كه این امر کاملا غيرواقعي  است، و سخت محل تردید است .

داستان «مدارصفر درجه» در دوران پهلوي و جنگ جهاني دوم و تحولات آن در ايران مي گذرد. در سريال تفكيك ميان يهود و صهيونيسم  به صورت   غيرواقعي مصداق بخشيده‌ شده است .

 

کارشناسان تاریخ یهود و صهیونیسم معتقدند "این موضوع که در عصر  پهلوي عده‌اي يهوديان واقعي پيرو حضرت موسي(ع) یا صطلاحا یهودی خوب داشتیم  و يك عده ديگر از يهودي ها، طرفدار  صهيونيست بوده اند و حتی بالاتر اینکه این دو گروه با هم درگير بودند و این موضوع منجر به قتل  يكي از بزرگان يهوديان راستين توسط  صهيونيست‌ها،  مي‌شود ، حقيقت تاریخی ندارد  ."

 

بطور کلی  در دوره پهلوي، به نظر می رسد که يهود و صهيونيسم  با هم يكي باشند . يعني شاید  هيچ جرياني در تاريخ يهود ايران در دوره پهلوي نداريم كه در ميان يهوديان،کسانی وجود داشته باشند که  ضد صهيونيست باشند. اسناد ومنابع تاریخی نشان می دهد  اساسا  بحث مردود بودن صهیونیست درمیان یهودیان ایران  بعنوان یک بحث مشخص مطرح نبود

    بنابراین اینجاست که می توان گفت اين مجموعه با همه جذابیت هایی که داشته است به نوعی واقعیت های  تاریخی را بیان نمی کند .

  این کارشناسان معتقدند" در تاريخ معاصر يهود ايران،  معمولا از دو خاخام برجسته یا د می شود  يكي خاخام «يديديا شوفط» است.ودیگری  خاخام «اوريل داودي» .

  شوفط  مدت های طولانی یکی از  خاخام برجسته يهوديان ايران بود ه است و جالب اینکه يكي دو سال پس  از انقلاب اسلامی ، به ایالات متحده  مهاجرت مي‌كند و به تازگی  از دنيا مي‌رود.  اوکسی است که   كاملا تز  و تفكر صهيونيستي داشت، ازاو  كتاب خاطراتی باقی مانده  که در  آمريكا منتشر شده است،  و  مشخصا كاملا از عقايد صهيونستي خود دفاع مي‌كند ".  در مور د خاخام «اوريل داودي» نیز مدتی درایران می ماند وبعد به اسرائیل مهاجرت می کند

 پس خاخام‌هاي برجسته‌اي كه در تاريخ معاصر ايران وجود دارند، اکثرا  گرايش‌‌هاي صهيونيستي داشته‌اند. البته ممکن است  افراد سطح پایین یا افراد غیر مطرحی بین  یهودیان بودند که باتز  صهیونیست  مخالف بودند  و به هرحال اگر در مجموعه مدار صفر درجه به این پداخته شد   باید مطابق واقع باشد  و درنهایت اینکه هیچ روحانی برجسته یا خا خامی درعصر پهلوی باصهیونیست ها سر مخالفت نداشته است .

ازاین گذشته   برخی کارشناسان معتقدند اغلب یهودیان جهان پس از جنگ ۱۹۶۷ گرایش صهیونیستی پیدا کردند واینکه  اکثریت یهودیان تا آن تاریخ نه صهیونیست بودند و نه ضد صهیونیست. این اکثریت نسبت به موفقیت این ماجراجویی جنون‌آمیز {برپایی دولت اسرائیل} با شک و تردید نگاه می کردند. اما اوضاع جهان عرب و شکست فاجعه‌بار در برابر اسرائیل در سال ۱۹۶۷ منجر به صهیونی شدن یهودیان سازمان‌یافته  بویژه دراروپا  شد.
     همان تاریخی که شاهد گسترش ادبیات سامی‌ستیزی در جهان عرب بود، گواه صعود صهیونیسم در میان یهودیان جهان شد. دراین مقطع  شهروندان یهود در کشورهای مختلف که در سازمان‌ها و انجمن‌های یهودیان گردآمده بودند به دوستان اسرائیل و صهیونیسم بدل شدند. این امر ناشی از همنوایی و نیز قانع شدن آنان به طرح برپایی اسرائیل بود.

  اما باوجود همه این مسائل باید گفت که  به هرحال مجموعه تلویزیونی برمدارصفر درجه تاحدودی زیادی درنشان دادن تفاوت های صهیونیسم و یهودیت با ارئه شخصیت های مختلف در روند داستان فیلم توفیق لازمه را کسب نموده است هرچند که  ممکن است چنین ارزشی برمدار واقعیت تاریخی نباشد.

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                   

تحلیل وارزیابی مجموعه تلویزیونی "مدار صفر درجه" از جنبه های غیر تاریخی

(7نکته )

 

1-ارتباطات گفتاری

اساسا الفاظ به کار رفته در یک سریال تلویزیونی ممکن است تاثیرات زیادی بر جامعه بگذارد و در اکثر اوقات  کاربرد آن در یک سریا ل باعث استحکام بخشیدن و به نوعی تایید یا آموزش این الفاظ در سطح فرهنگ عمومی جامعه است.

-                           تعابیری که در دفعات در طول یک مجموعه تلویزیونی بیان می شود نیز حائز اهمیت است. تجربه نشان داده است بسیاری از این تعابیر در جامعه استقرار یافته و حتی گاه داخل در فرهنگ محاورات عمومی نیز می گردد

دیالوگ ها در این مجموعه در عین حال جای تصویر را نگرفته و باعث خستگی مخاطب نمی شود. 

دیالوگهای این مجموعه هر چند مانند فیلم های علی حاتمی خیلی پیچیده و ادبی نیست ولی در عین حال جنبه روان بودن و قابل فهم بودن را داراست و بعضی استعارات در عین سادگی جذابیت های خاص خود را دارد. مانند این جمله : " استدلال شما از صافی ذهن من هم گذشته است."  یا این جمله که دختر دکتر پارسا در گفتگو با مادر خویش گفته بود: " راست گفتند زن و شوهر پی چند صباح هم نفسی، به حد غلیظی شبیه هم می شوند، شما هم مانند پدر زهر کلام پدر را زیر دندون دارید."ادامه دارد

2- شکستن خط قزمز ها

این سریال  به جهت شکستن بسیاری از خطوط قرمز پخش می‌توان متفاوت‌ترین سریال شبکه یک سیما دانست. این ویژگی باعث اعتماد به هنرمند هست و باعث جذب مخاطب می شود .مثلا درمورد تصویری که از عشق ارائه می شود کاملا یک تصویر ازاد از عشق  برخی منتقدان فیلم معتقدند

این فیلم یکی از بهترین آثار ایرانی در عشق و دوستی و حاوی لحظات بسیار ناب دراماتیک است.

در این اثر تلویزیونی مسئله عشق و حضور شخصیت های داستان در یک کلاس مختلط با آزادی عمل زیادی مطرح می شود. البته در دیگر مجموعه های تلویزیونی حتی آثار ایرانی مسئله عشق به تصویر درمی آید، اما اینکه بازیگران زن و مرد در فاصله بسیار نزدیکی با یکدیگر بنشینند یا به وسیله نگاه بتوانند علاقه خود را به یکدیگر تا این اندازه راحت نشان بدهند، تاکنون در سریال های ایرانی مورد استفاده قرار نگرفته بود.

در بخشی دیگر از سریال جایی که روابط عاشقانه جوان آلمانی با دختر فرانسوی به تصویر درمی آید و این عشق باعث فرار جوان از خدمت در ارتش هیلتری می شود، میمیک صورت، نحوه خاص نگاه کردن دو بازیگر به یکدیگر و حتی کنار هم قرار گرفتن این دو شخصیت به اندازه ای طبیعی به نظر می رسد که مخاطب در پذیرفتن آنها کمترین تردیدی به خود راه نمی دهد.
پس این نکته مهمی است که  می تواند مورد توجه مدیران تلویزیون قرار بگیردواینکه  نگاهی دوباره داشته باشند به ممیزی هایی  که بی خودی  دست و پای برنامه سازان را می بندد.ومسلما اگر  به نگاه و اندیشه هنرمندان اعتماد بشود باعث می شود  که اونها  با فراغ بال بیشتر آثارش ون رو تولید کنند و کمتر دچار محدودیت پخش شوند، وخوب این مساله روی کیفیت سریال ها تاثیر مثبت دارد.

 

3-ویژگی های مذهبی  و اخلاقی سریال

 

   اعتقادات مذهبی که در این سریال ارائه شده  الگوی مناسب برای نمایش اصول و استانداردهای دینی و اعتقادات بجا و درست است و درعین حال  زدودن پرده های خرافی در برخورد با اعتقادات دینی از مهمترین وظایف یک مجموعه تلویزیونی در ارائه مفاهیم مذهبی است.

  محبت  بین پدر و مادر و فرزندان، پرهیز از بکار بردن کلمات زشت و احترام اعضای خانواده به یکدیگر در طول این مجموعه تلویزیونی از رفتارهای مشخص  بوده است.

4--- بازیگری

 

 دراین مجموعه از بازی های اغراق آمیز مرسوم در سریال های ایرانی خبری نیست و مجموعه دارای  ریتم تندی است در مدار صفر درجه با تعداد زيادي از بازيگران باتجربه و خوب روبه رو هستيم که در کارنامه کاري خود بازي هاي درخشاني را داشته اند.    
در اين ميان مي توان از بازي هاي رويا تيموريان، ليعا زنگنه، مسعود رايگان، رحيم نوروزي و شهاب حسيني مثال آورد. بازيگران خارجي نيز در مجموعه وجود دارند که بازي هاي قابل قبولي دارندو بعضی ها  بازیهای بسیار درخشان دارند مثل   بازیگر لبنانی در نقش سرگرد فتاحی دارد .

5- کارگردانی

    فیلم برداری خوب ، صحنه پردازی حرفه ای ، روند داستانی جذاب ، ریتم تند و بازی های نسبتا خوب این سریال را در سطح بالاتری نسبت به استاندارد های رایج تلویزیون ایران قرار داد است . حسن فتحی  درکارنامه خود آثار درخشانی دارد  اساس کار او  تحقیقات گسترده  درنگارش فیلمنامه ها است .

درآثار ی مثل پهلوانان نمی میرند و شب دهم و روشن تر از خاموشی(ملاصدرا) ومدار صفر درجه این موضوع به وضوح به چشم می خورد به طوری که  کمترین ایراد را می توان از آنها  گرفت.

 درفیلم های حسن فتحی بازسازی گذشته با دقت صورت گرفته  به گونه ای که بیننده در برخورد با تصویر نه تنها انها راپس نمی زند بلکه براحتی باور می دارد .مردم با اکثر آثار فتحی بخصوص با شخصیت های فیلم های تاریخی وی  ارتباط برقرار کرده  و با آن هم ذات پنداری دارند  واین از ویژگی های مثبت  کارگردانی فتحی است ، که شخصیت داستان یا فیلم را به گونه ای می سازد و پرورش می دهد که همگان آن را باور کنند.

  یکی از جنبه های قوت آثار فتحی ارائه داستان های عاشقانه در قالبی متعالی شده است این  ویژگی را می توان در اکثر  آثار وی از جمله مدار صفر درجه وشب دهم مشاهده کرد  . داستان پردازي درست، بنا كردن عاشقانه اي كه مي بايست از نيمه هاي راه به مسيري عرفاني مي افتاد و مخاطبش را هم همراه نگه مي داشت و البته به سلامت گذشتن از مرز نازك ابتذال به سبب استفاده از جاهل ها و زبان جاهلي، همه و همه برگ برنده هاي حسن فتحي در مجموعه شب دهم بودند.

6- موسیقی فیلم

 

موسیقی فیلم از انعطاف خوبی دراین مجموعه برخوردار است و کارگردان توانسته است در صحنه های مختلف با بهره گیری مناسب از موسیقی بر خاصیت القا ء کنندگی  صحنه ها بیافزاید .

7-- تیتراژ

     باتوجه به اینکه تیتراژ وعنوان یک برنامه تلویزیونی می تواند شناسنامه مناسبی برای آن باشد تیتراژ آغازین و پایانی  مجموعه " مدار صفر درجه" از کیفیت خوبی برخوردار است .  تیراژ پایانی توسط علی رضا قربانی اجرا شده وی  قبلا تیتراژ شب دهم را نیز اجرا کرده بود .

این مطلب با اندکی تغییر در بخش فرهنگی ایرنا درتاریخ 11/10/86انتشاریافته است پایان

 

 

  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 21:35  توسط عمادالدین فیاضی   | 

فهرست منابع کارشناسی ارشد

بنام یزدان پاک

درپی درخواست های مکرر دانشجویان عزیز وعلاقمندان به ادامه تحصیلات تکمیلی  در رشته تاریخ مبنی برارائه فهرست منابع کارشناسی ارشد ، بدینوسیله فهرست این منابع تقدیم می گردد:

 

فهرست منابع کارشناسی ارشد

................................................

 

الف : ایران باستان

 

1-      تاریخ ساسانیان از آرتور کریستن  سن

2-      تاریخ ماد  از دیاکانوف

3-      ایران وتمدن ایرانی از کلمان هوار

4-      آریایی ها ومادها از اردشیر خدادادیان

5-      هخامنشیان ،سلوکیان واشکانیان  از اردشیر خدادادیان

6-      تاریخ ایران از پیرنیا

7-      تاریخ سیاسی واجتماعی اشکانیان ازمحمد مشکور

 

ب : تاریخ اسلام

 

1- تاریخ عصر نبوت از دکتر غلامحسین زرگری نژاد

2- تاریخ اسلام از دکتر علی اکبر فیاض

3- تاریخ تحلیلی اسلام از دکتر سید جعفر شهیدی

4- فروغ ابدیت از سید جعفر سبحانی

5- سیره رسول خدا وتاریخ خلفا از رسول جعفریان

6- بخش عباسیان از تاریخ سیاسی اسلام از حسن ابراهیم حسن

7- تاریخ خلافت از آغاز تا آل بویه انتشارات سمت

8- تاریخ زندگانی پیامبر اسلام از محمد ابراهیم آیتی

9- تاریخ تمدن اسلام از جرجی زیدان

10- کارنامه اسلام ازدکتر عبدالحسین زرین کوب

 

ج : تاریخ ایران دردوره اسلامی

 

1-                  ایران  در دوره سلطنت قاجار

2-                  تاریخ مغول عباس اقبال

3-                  اریان درعصر رراجر سیوری

4-                  اوضاع سیاسی واجتماعی ایران درقرن هشتم از دکتر ابلفضل نبئی

5-                  تاریخ تحولات اجتماعی سیاسی واجتماعی افشاریه وزندیه از دکتر رضا شعبانی

6-                  تاریخ آل بویه از علی اصغر فقیهی

7-                  تاریخ تحولات اجتماعی سیاسی واجتماعی صفاریان وعلویان از پروین ترکمنی آذر ودکتر صالح پرگاری

8-                  حکومت ترکمنان آق وقویونلو  وقراقویونلو از اسماعیل حسن زاده

9-                  تاریخ غزنویان از باسورث 

10-              تاریخ مشروطه ازاحمد کسروی

11-              تاریخ ایران بعد از اسلام ازدکتر زرین کوب

 

ج : تاریخ جهان :

 

1-                  تاریخ جهان نو از روزل پالمر

2-                  تاریخی جهانی از دولاندلن

3-                  تحولات اروپا وعصر رنسانس از دکتر داود اصفهانیان

4-                  تاریخ اروپا از 1815 به بعد از هنری لیتل فیلد  مترجم فریده قرچه داغی

5-                  تاریخ روابط بین الملل از دکتر احمد نقیب زاده

 

د: کتاب های تستی کنکور کارشناسی ارشد :

دوجلد از دکتر حسن زندیه

                                                                 موفق باشید

 1386/10/10

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 6:13  توسط عمادالدین فیاضی   | 

تحلیلی بر فیلم افسانه 1900

 

  تحلیلی بر فیلم  افسانه  1900

...............................................................................

 

از :دکتر عمادالدين فياضي

9/10/ 86

چندی پیش   در  برنامه‌ي صدفيلم کانال سه تلویزیون که پس از مدت‌ها فيلم‌هاي تكراري پخش  می کردیک ی از جذاب ترین فیلم های تاریخ سینای جهان یعنی  فيلم سينمايي «افسانه 1900» را پخش  ‌كرد.اين فيلم به كارگرداني جوزپه تورناتوره در سال 1998 در مدت زمان 160 دقيقه ساخته شده است.وبهانه ای شد تا نقدی برآن بنویسم .

 

داستان «افسانه 1900» در سال هاي آغازين قرن بيستم در يک کشتي مسافربري اتفاق مي‌افتد. راوي داستان يک نوازنده ترومپت به نام مکس است. شخصيت اصلي فيلم  توسط يکي از کارگران موتور‌خانه کشتي «ويرجينين»، روي عرشه کشتي پيدا مي شود و او را به فرزندی قبول می‌کند، از آنجایی که آن کودک را در آغاز سال ۱۹۰۰ پیدا می‌کنند اسم او را ۱۹۰۰ می‌گذارند. کودک بزرگ می‌شود اما پدر خوانده اش دنی بر اثر یک حادثه در داخل موتورخانه کشتی جانش را از دست می‌دهد. 1900در مراسم به دريا انداختن جنازه پدرخوانده اش دني  در روي عرشه  براي اولين بار ، صداي پيانو را مي شنود . 1900همان شب ، به سالن رقص مي رودتا صداي پيانو را بهتر بشنود . همان نيمه شب ، براي اولين بار ،  پشت پيانو مي نشيند و آهنگي سحر انگیز وجذاب را مي نوازد  .  گويي ساليان سال است كه او نوازنده پيانو است و این کارش باعث تعجب همه می‌شود. چندی بعد وی به یک نوازنده بزرگ پیانو تبدیل می‌شود. به طوری که آوازه کارهایش به بیرون از کشتی هم می‌رسد...

ازاین واقعه چندين سال مي گذرد . مكس راوی داستان به عنوان نوازنده ترومپت به استخدام كشتي ويرجينين درمی آید. در يك شب طوفانی و وهم انگیز ، دریا سخت درآشفتگی  وتلاطم است .  مكس احساس می کند حالش روبه وخامت است .1900 دراین زمان که جوان برومندی  شده وبه عنوان یک نوازنده حرفه ای درکشتی می نوازد ،مکس را درآن حال آشفته  می یابدو  او را خود به سالن اجتماعات برده و برايش پيانو مي زند تا حالش را بهبود بخشد . مکس  شيفته ي شخصیت 1900می شود واحساس میکند او يك نابغه ي موسيقي است . اودقیقا کشف میکند كه 1900 به شكل کاملا اشراقی و غريزي ، موسيقي را مي شناسد وتابدانجا در این هنر مهارت مییابد که قادر است آهنگ دروني هر انسانی  را بنوازد. مکس درعین حال به هوش  واستعداد فوق العاده 1900واقف می شود وجالب اینکه او هرگز درسراسر عمرش از کشتی پیاده نشده وتنها ازراه مطالعه واز طریق مسافران كشتي ويرجينين اطلاعات بیشماري از شهر ها وویژگی های آدم های مختلف  دنيا دارد . 

در ادامه داستان جلي رول موتون که دراین فیلم ازاو بعنوان ابداع کننده  موسيقي جاز یادمی شود و آوازه 1900را شنیده است  وارد كشتي مي شود تا 1900 را به دوئل موسيقي دعوت كند اما  1900 دربرابر حیرت همگان به طرز غیرقابل تصوری او را شكست مي دهد.۱۹۰۰ در کشتی دختری را می‌بیند و به نوعی عاشق او می‌شود، یک بار هم می‌خواهد از کشتی به خاطر آن دختر پیاده بشود و به دیدن اون برود اما باز هم منصرف می‌شود.چندین سال می گذرد وباردیگر  ماكس ،كشتي ويرجينين را درحالی مي يابد که قرار بود آن را منفجر کنند . مکس  سخت هراسان می شود چراکه یقین دارد یار دیرینه اش  1900 درون کشتی کهنه است اماهیچ  كس حرف او را باور ندارد .ا مکس نا امید نشده  وارد كشتي شده و بالاخره 1900 را مي يابد . اماهر چه اصرار مي كند ، 1900 حاضر به ترک کشتی ونجات جان خود نیست .سرانجام ۱۹۰۰ در داخل همان کشتی باقی می‌ماند و کشتی منفجر می‌شود و ۱۹۰۰ در داخل کشتی که در آن بدنیا آمده بود و زندگی کرده بود جان خود را از دست می‌دهد.

درباره كارگردان فيلم 1900جوزپه تورناتوره

تورناتوره ايتاليايي  و درسيسيل بدنيا آمده است .او  وامدار سينماي كلاسيك ايتاليا است . سينمايي كه در آن نوابغ فراواني بوده اند و  كارگرداناني برجسته اي  همچون ‘ فليني ‘ دسيكا ‘ويسكونتي ‘ پازوليني‘ آنتونيوني ‘ ظهور كرده اند تورناتوره پس از نخستين فيلم مطرح خود سينما پاراديزو  و  مالنا اين سومين فيلمي ا ست  كه  از تورناتوره  جايگاه ويژه اي دارد  . هر سه فيلم او جز  شاهكار هاي برجسته جهاني است .وچندين جايزه جهاني راتصاحب كرده اند.فيلم سينما پاراديزو  در ستايش از  سينما ‘ مالينا  در بزرگداشت از عشق و دوست داشتن  و بالاخره افسانه 1900 در تجليل از عظمت  موسيقي است .

جوزپه تورناتوره یکی دیگر از کارگردانان موفق ایتالیایی در صحنه فیلمسازی می باشد. سبک فیلمسازی تورناتوره باعث شده است که فیلمهای این کارگردان شکل و نحوه ساخت خاصی بخود گیرند. در فیلمهای تورناتوره گذشته از اينكه به مسئله عشق و دوستی و روابط عاطفي ميان انسانها کاملا وفادار  است. سخت تحت تاثير  ديدگاههاي تاريخي قرار دارد  البته تاريخ درفيلم هاي او  بيشتر روايتي است از تاريخ نزديك ونه دور ‘ودستمايه هاي تاريخي او حول محور تاريخ معاصر مي گردد . تاريخي كه شايد ميانسالان هم آنرابياد داشته باشند .

حالت نوستالوژيك  تاريخي دركارهاي تورناتوره با بياني گويا ‘ قابل لمس و آميخته باهنر است . تورناتوره با تكيه بر دستمايه هاي  تاريخي  در فيلم هاي خود  براي بيننده يادگارها وخاطرات  قهرمانان فيلم هايش راجذاب وخواستني مي كند  وازاين طريق نگاه انسان راچنان تعمق مي بخشد كه دروراي حوادث ظاهري فيلم مي توان باقهرمانان  داستاني   فيلم  همراه وهمدل شد به عبارتي ديگر بيننده گويا   لحظات مختلف تاريخ زندگي قهرمان فيلم رادرك مي كند‘ دراين حالت همه آنچه كه درديدگاه قهرمان فيلم جنبه نوستالوژيك دارد و او را در نشئه خاطرات خوش گذشته فرو مي برد عينا دربيننده هم همين حس تداعي مي شود . درفيلم 1900همان اندازه كه كشتي كهنه ورجنيين درنگاه  مكس راوي داستان يادآور خاطرات خوش گذشته است دربيننده هم چنين حسي تداعي مي شود .وقتي مكس درويرانه ها ي كشتي قدم مي زند گويي هنوز سايه هاي انسانهايي كه زماني دراين كشتي به سفر وتفرج پرداخته بودند  و با هزاران  اميد و آرزو  و هيجان به فردايي روشن مي انديشيدند ‘با تمام وجود احساس مي كند .

    در فیلم افسانه 1900 ما شاهد  روايتي تاريخي درسال هاي جنگ جهاني اول هستيم درصحنه اي از فيلم ‘  قهرمان داستان كه همان 1900است سالهايي راكه  از مكس  دور بوده است چنين توصيف مي كند كه مشغول  ساختن آهنگ براي زخمي هاي جنگ بوده است چرا كه موسيقي درالتيام دردها ورنج هاي آنان تاثير داشته است .

در فیلم سینما پارادیزو ما شاهد تاريخ جذابي از سينما همراه با روايتي از عشق هستيم  در فیلم مالنا که یکی ديگر از شاهکارهای تورناتوره است ‘  بارديگر تاريخ بايك داستان عشقي در هم مي آميزد به نظر مي رسد كه پسرک 12 ساله فيلم با دیدن مالنا سخت شیفته و عاشق او می شود ، حتی مسئله ازدواج با او را در سر مي پروراند تا  جایی که حتي به کلیسا میرود و از خدا میخواهد که او را حفظ کند تا  پس از  بزرگ شدنش  بتواند با او ازدواج کند . دراين فيلم نيز ماجراهاي جنگ جهاني دوم  و نفرتي كه مردم ايتاليا از نازيسم  و فاشسيم  و سربازان آلماني دارند به خوبي نشان داده شده است .

درفيلم 1900ساختار ها به شيوه اي جذاب تدوين شده است داستان فيلم ، تماما توسط نزديك ترين دوست قهرمان فيلم يعني همان نوازنده ي ترومپت  مكس روايت مي شود .او هر قسمت از داستان را به صورت پراكنده براي آدمهاي مختلف ، حكايت مي كند  و  بيننده درست مثل اينكه تكه هاي يك پازل را كامل مي كند ‘ باكنار هم قرار دادن  حكايت ها به كل زندگي 1900  وتمامي داستان واقف مي شود .

موسيقي فيلم افسانه  1900توسط اينيو موريكونه ساخته شده است كه درنوع خود بي نظير است  .براي موريكونه كه  خود يك موسيقي دان بزرگ است البته ساختن موسيقي براي چنين فيلمي كه درباره زندگي يك موسيقيدان نابغه است كاري بس سترگ  ودشوار بوده است والحق  موريكونه  از عهده اين مهم  به  زيبا ترين وجه ممكن برآمده است .

.موسيقي در ذات و وجود قهرمان داستان او  وجود دارد شخصيت 1900از يك اشراق دروني برخوردار است وي كسي است كه از را ه غير معمول واز طريق كشف وشهود دروني به دنياي موسيقي گام نهاده است   ودر اين هنر تا بدانجا صعود كرده است كه مي تواند موسيقي درون هر انساني را دراوج زيبايي وخلاقيت بنوازد .

براي درك كاري كه موريكونه درمورد موسيقي فيلم 1900 انجام داده است يادآوري برخي صحنه شاهد مثالي گويايي است  درصحنه اي از فيلم قهرمان موسيقيدان به اجبار  به ضبط يكي از آهنگهايش  تن مي دهد  .درست دراين لحظه  يك دختر از پشت پنجره ،اتا قش  ديده مي شود . 1900 شروع   به نواختن آهنگ درون دختر مي كند وچنان ملودي سحر آميز وغمگنانه اي مي نوازد كه قلم ياراي توصيف آن نيست  .دراينجاست  كه اشراق موسيقيايي 1900به مدد اومي آيد و  زيباترين اثرش را در يك برخورد عاشقانه مي‌سازد.
   درصحنه ديگري از فيلم مكس براي استخدام در كشتي ويرجينين ، دريك صف طويل قرار دارد  . هنگامي كه نوبت به او مي رسد . از او مي پرسند كه چه كاري بلدي ؟مكس در پاسخ هيچ نمي گويد ، ، ترومپت خود را در مي آورد و چنان با تبحر و زيبا به نواختن مي پردازد كه موجب شگفتي  همگان ، مي شود. لحظات اين نواختن كوتاه اما بسيار جذاب است به گونه اي كه همه ناظران را بدنبال خود تا محيط بيرون  و بارانداز كشتي مي كشاند .تنها همين دوصحنه در توصيف موسيقي فيلم وكار بزرگ موريكونه كافي است كه اين فيلم رااز نظر موسيقي درسطح بسيار مطلوبي قرار دهد .

فيلم   افسانه ي 1900 ، مشحون از   مفاهيم و صحنه ي بسيار  پرجذبه است ـ يكي  از صحنه هاي بديع  در فيلم افسانه ي 1900 ، درقسمت پاياني فيلم است . مكس با مشكلات فراوان ، 1900 را در كشتي كهنه ويرجنيين مي يابد  . از او مي خواهد تا از كشتي پياده شود . چون قرار براين بوده است كه  آن را منفجر كنند . اما 1900 راضي به ترك كشتي نمي شود ! چرا كه معتقد است در همان كشتي به دنيا آمده  در آن  بزرگ شده . و هيچگاه ، پا به خشكي نگذاشته است . پس مي خواهد در همان كشتي نيز بميرد .او در آن لحظه حساس براي مكس ، ازبسياري مفاهيم كه به آن معتقد است سخن مي گويد ‘نقطه عطف گفتارش درباره  بينهايت بودن انسان است ودر يك ديدگاه عرفان گونه  براي انسان يك شخصيت بي نهايت وخداگونه قائل مي شود  .

   "وقتي چيزي شروع مي شود بايد پايان هم داشته باشد . اين يه قانونه ، براي همه ، حتي خدا ! . . . اما خدا چون آغازي نداشته ، پاياني هم نداره . وقتي مي دوني كجا بايد بري ، تا كجا بايد بري ، احتياجي به پرسيدن نداري . وقتي مي دوني با چي سير مي شي و هدفت چيه ، اونوقته كه خودت زمان مرگ خودتو تعيين مي كني . وقتي مي دوني به پايان رسيدي ، ديگه ادامه نمي دي ، حتي اگه بدوني همه مي خوان ادامه بدي ، اونجا آخر كاره و تو برنده اي . تو خودت بازي خودت رو تموم كردي . وقتي با چيزي كه پايان داره زندگي كني ، وقتي به چيزي كه انتهايي داره فكر مي كني ، لذت مي بري و نمي خواي كه از اون فراتر بري ، مي خواي همون جا ساكن بموني ، بدون كوچكترين تكوني . اين خوشبختيه . وقتي تو كارت انتهايي نداري ، وقتي تو زندگيت پاياني نداري ، چطور مي توني داستان زندگيت رو بنويسي ، چطور مي توني آهنگ بسازي ، وقتي كيبورد پيانوت بي نهايت كليد داره . اين انسانه كه انتهايي نداره . براي كارهاش ، براي تلاشش و براي بهتر بودن"

.

افسانه‌ي 1900 حكايتي رمانتيك از تنهايي انسان است. درواقع اين تنهايي روايتي از مسوليت انسان دراين جهان مادي است ، اين تعبير كه هركس مسوول  كار خويش  وتعالي خود است دربيشتر مذاهب مورد تاكيد قرار گرفته است  درمسيحيت اين مفهوم اينگونه بيان مي شود كه كه هركسي صليب خود رابردوش مي كشد .

 

به ديگر سخن هرچند 1900 نمي‌تواند خود را با جهان بي‌انتها همراه سازد اما مي‌تواند با 88 كليد كي‌برد پيانو شاهكارهاي بياد ماندني  وبي‌انتها بيافريند و درنهايت به نظر مي رسد كه به  اين استنباط ميرسد كه چيزي كه روح خدايي دارد و انتهايي براي او متصور نيست ، انسان است: «اين تويي كه بي‌انتهايي، و با اون كليدها آهنگي كه مي‌سازي بي‌انتهاست ".

درآخرين لحظات فيلم  تورناتوره   زيركانه با ذكر يك  حكايت طنزآميز از سوي قهرمان داستان سعي در زدون   غم وداع  او بامكس و  مرگ او دارد. گويي مي خواهد به بيننده چنين القا كند كه ارزشهايي كه 1900 درخلق مفاهيم و هنر موسيقي  آفريده است هرگز دربستر تاريخ فراموش نخواهد شد .

 

 درمجموع تورناتوره  یکی از کارگردانان موفق دنیاست و توانسته است درفيلم هاي خود به خوبي از تاريخ استفاده نمايد و به جرات مي توان گفت كه او روايت هاي تاريخي را به زيباترين وجهي  باداستان هاي عاشقانه و زیبا درهم آميخته است و در بيننده احساس عميق نوستالژي رابرانگيخته و از اين رهگذر تاثير  خاصی بر مخاطب خود  می گذارد.

پايان

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 6:11  توسط عمادالدین فیاضی   | 

متوسط سهم هر عضو هيات علمي از توليد علم در ايران ‪ ۰/۳۷‬درصد است

 

توسط سهم هر عضو هيات علمي از توليد علم در ايران ‪ ۰/۳۷‬درصد است

                                                                                                   از : دكترعمادالدين فياضي

                                                               ‪۸۴/۰۹/۱۸

در هفته‌اي كه دومين روز آن را مي‌گذاريم با نام پژوهش آذين گرفته است.شايد اين هفته مناسب‌ترين زمان براي نه تنها تجليل پژوهش و پژوهشگران در كشور، بلكه بهترين فرصت براي ارائه نتايج پژوهش در عرصه پژوهش ايران باشد.

به معناي ديگر نتايج "علم سنجي" در توليد علم و شاخه‌هاي پژوهشي كشور در اين هفته ضروري به نظر مي‌رسد.

در گزارش‌هاي مختلفي كه در خبرها ، روزنامه‌ها ، و يا سايت‌هاي اينترنتي قرار مي‌گيرد مي‌توان نمايه‌هايي از جنبه‌هاي مختلف پژوهش در كشور يافت، كه يكي از آنها همين مبحث علم سنجي است.

پايگاه‌هاي اطلاعاتي ‪ SSCI ,SCI‬و ‪ Art& Humanities‬كه توسط موسسه اطلاعات علمي آمريكا به صورت ادواري منتشر مي‌شوند شامل سه نوع نمايه نامه استنادي علوم هستند.

داده‌هاي آنها از مهمترين نشريات علمي و معتبر در كشورهاي مختلف استخراج مي‌شود و ويژگيهاي منحصر به فرد آن از جمله روز آمدي بالا، توانايي جستجو در منابع استنادي و ... باعث شده اين پايگاهها به عنوان ابزاري مهم در مطالعات علم سنجي بكار گرفته مي‌شوند.

علم سنجي به عنوان يكي از رايجترين روشهاي ارزيابي فعاليت‌هاي علمي است.

اساس كار علم سنجي بر چهار متغير اساسي شامل مولفان، انتشارات علمي، مراجع و ارجاعات است. با بررسي جداگانه يا تركيبي از آنها شاخص‌هاي مناسب براي تبيين خصايص علم و پژوهشهاي علمي در سطوح مختلف موسسه علمي، كشور و جهان مشخص مي‌شود.

بررسي توليد علمي طي سالهاي ‪ ۱۹۹۹‬تا ‪ ۲۰۰۳‬در پايگاه‌هاي ‪ ISI‬نشان مي دهد در اين سالها ايران با ‪ ۴۹۸۶‬ركورد علمي ثبت شده در اين پايگاه ها حضور داشته است.

در بين گروه‌هاي تحصيلي، گروه علوم پايه ‪ ۴۹/۸۵‬درصد، گروه علوم پزشكي ‪ ۲۲/۳۵‬درصد، گروه فني و مهندسي ‪ ۱۹/۴۳‬درصد، گروه كشاورزي و دامپزشكي ‪۵/۷‬ درصد و گروه علوم انساني ‪۲/۷‬درصد از توليد علمي ايران را به خود اختصاص داده اند.

وضعيت توليد علمي در هر يك از رشته‌هاي تحصيلي نشان مي‌دهد در گروه علوم پايه رشته شيمي آلي، در گروه علوم پزشكي رشته داروشناسي و دارو سازي، در گروه فني و مهندسي رشته مهندسي مكانيك، درگروه كشاورزي و دامپزشكي رشته علوم دامپزشكي و در گروه علوم انساني رشته روانشناسي در مراتب اول هر گروه قرار گرفته اند.

وضعيت ارجاعات توليدات علمي ايران به عنوان يكي از شاخص‌هاي اساسي و مهم در بررسيهاي علم سنجي نشان مي‌دهد، مجموع ‪ ۹۴۸۶‬ركورد توليد علمي ايران، داراي ‪ ۴۸۵۹‬ارجاع بوده اند.

ضريب تاثير به عنوان يك شاخص مهم در ارزيابي كيفي توليدات علمي براي مجموع ‪ ۹۴۸۶‬ركورد توليد علمي ايران ‪ ۰/۵‬بدست آمده است . همچنين مجموع مراجع مورد استفاده در توليد علمي ايران نيز ‪ ۱۹۳۸۴۹‬مورد است كه متوسط آن ‪۲۰/۴۳‬مورد براي هر توليد علمي مي‌باشد.

علم سنجي در تلاش است كه شاخص‌هاي مناسب در توصيف پژوهش در اجتماعات مختلف علمي فراهم آورد. بدين منظور جايگاه ايران در مقايسه با ‪ ۱۵‬كشور ديگر شامل آمريكا، انگلستان، فرانسه ، آلمان، كانادا، ژاپن، پاكستان، تركيه، چين، عراق، عربستان سعودي، كره جنوبي، كويت، مصر و هند از لحاظ توليد علمي و نسبت‌هاي آن با ‪ ,GNP‬نيروي انساني و بودجه تحقيق و توسعه تعيين شده است .

از لحاظ توليد علمي ايران در بين اين كشورها با ‪ ۰/۲۳‬درصد از مجموع توليد آنها در مرتبه يازدهم قرار گرفته است.

همچنين ايران با سهم ‪ ۰/۱۶‬درصد از توليد جهاني در مرتبه يازدهم از مجموع ‪ ۱۶‬كشور قرار دارد.

مقايسه شاخص‌هاي پايه همچون ‪ , GNP‬نيروي انساني و بودجه تحقيق و توسعه نشان مي‌دهد ايران توانسته به طور متوسط به ازاي هر يك ميليارد ‪۱۶/۳۹‬دلار ‪ GNP‬ركورد، به ازاي هر ‪ ۱۰۰۰‬نفر پرسنل تحقيق و توسعه ‪ ۱۸۸/۵‬ركورد و همچنين به ازاي هر يك ميليون دلار بودجه تحقيق و توسعه ‪ 6/6‬ركورد توليد علمي داشته است.

در علم سنجي امكان مقايسه اجتماعات مختلف علمي نيز بايد فراهم شود.

بررسي ميزان حضور دانشگاه‌ها و موسسات علمي و تحقيقاتي كشور متناسب با توليد علمي ايران نشان مي‌دهد دانشگاه تهران با فراواني ‪ ۹۳۰‬بيشترين حضور را داشته است .

در سطح گروه‌هاي عمده تحصيلي نيز درگروه علوم پايه دانشگاه شيراز با فراواني حضور ‪ ،۴۷۱‬در گروه علوم پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران با فراواني حضور ‪ ،۶۱۴‬در گروه فني و مهندسي دانشگاه صنعتي شريف با فراواني حضور ‪ ،۳۹۷‬در گروه كشاورزي و دامپزشكي دانشگاه شيراز با فراواني حضور ‪۱۱۸‬ و در گروه علوم انساني دانشگاه شيراز با فراواني حضور ‪ ۳۵‬در مراتب اول قرار گرفته اند.

اعضاي هيات علمي دانشگاهها و موسسات علمي پژوهشي به عنوان مهمترين و اصلي‌ترين نيروهاي انساني در توليد دانش علمي كشور نقش مهمي را عهده دار هستند.

متوسط سهم هر يك از اعضاي هيات علمي از توليد علمي ايران ‪ ۳۷‬صدم درصد است .

محاسبه نسبت توليد علمي هر يك از گروه‌هاي عمده تحصيلي به اعضاي هيات علمي آن گروه نشان مي‌دهد كه اين نسبت در گروه علوم پايه ‪ ، ۱/۱۴‬در گروه علوم پزشكي ‪ ،۰/۲۲‬در گروه فني و مهندسي ‪ ،۰/۴۶‬در گروه كشاورزي و دامپزشكي ‪ ،۰/۲۷‬و درگروه علوم انساني ‪ ۰/۰۴۳‬است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 17:41  توسط عمادالدین فیاضی   | 

راست گرایی دراروپا

نژادپرستان‌، لمپن‌ها و پناهنده‌ها در صحنه‌ ؛ گسترش‌ راست‌گرايي‌ افراطي‌
 

دکتر عمادالدین فیاضی


آشوب‌هاي‌ اجتماعي‌ فرانسه‌ در چند روز اخير ابعاد گسترده‌تري‌ يافته‌ است‌. از اين‌ رو كارشناسان‌ مسائل‌ اجتماعي‌ در سراسر جهان‌ را وادار به‌ ارايه‌ تحليل‌هاي‌ مختلف‌ در خصوص‌ علل‌ و عوامل‌ اين‌ بحران‌ كرده‌ است‌.
بسياري‌ از پژوهشگران‌ وقوع‌ شورش‌هاي‌ اخير در فرانسه‌ را گذشته‌ از عامل‌ اصلي‌ آن‌، تبعيض‌ و نابرابري‌هاي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ رايج‌ در اين‌ كشور، عامل‌ گسترش‌ راستگرايي‌ افراطي‌ و عملكرد اين‌ گروه‌ كه‌ البته‌ در ميان‌ مديران‌ عاليرتبه‌ فرانسوي‌ طرفداران‌ اين‌ جناح‌ كم‌ نيستند همچون‌ وزيركشور فرانسه‌ «ساركوزي‌» در برخورد با مهاجران‌ و غيرفرانسويان‌ بي‌تاؤير در شعله‌ور شدن‌ چنين‌ بحراني‌ نمي‌دانند.
از اين‌ رو توجه‌ به‌ چگونگي‌ اشاعه‌ و گسترش‌ پديده‌ راستگرايي‌ در اروپا و بويژه‌ فرانسه‌ حايز اهميت‌ است‌.
از نظر سير زماني‌ گروه‌هاي‌ راست‌ افراطي‌ در سال‌ 1984 در انتخابات‌ پارلمان‌ اروپا تنها 11 درصد آراي‌ نهاد قانونگذاري‌ اروپايي‌ را به‌ خود اختصاص‌ دادند. «ژان‌ ماري‌ لوپن‌» رهبر اين‌ جناح‌ در انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ سال‌ 1988 ميلادي‌ موفق‌ به‌ كسب‌ بيش‌ از 10 درصد آراي‌ شهروندان‌ فرانسوي‌ شد و در انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ سال‌ 1995 ميلادي‌ با كسب‌ آراي‌ بيش‌ از 4 ميليون‌ تن‌ از شهروندان‌ فرانسوي‌ يعني‌ 15 درصد مجموع‌ آرا پس‌ از «ژاك‌ شيراك‌» و «ليونل‌ ژوسپن‌» به‌ عنوان‌ فرد سوم‌ انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ در صحنه‌ سياسي‌ فرانسه‌ جاي‌ گرفت‌.
«ژان‌ ماري‌ لوپن‌» رهبر جبهه‌ ملي‌ و راستگراي‌ افراطي‌ فرانسه‌ به‌ دليل‌ اتخاذ مواضعي‌ عليه‌ حضور مهاجران‌ خارجي‌ و يهوديان‌ سمبل‌ نژادپرستي‌ و رواج‌ افراط‌گرايي‌ راست‌ است‌.
لوپن‌ در واقع‌ نماينده‌ «لمپنيزم‌» فرانسوي‌ است‌. كارنامه‌ سياسي‌ او نشانه‌ عملكرد افراطي‌ و نژادپرستانه‌اش‌ است‌.
وي‌ در جريان‌ استقلال‌ الجزاير به‌ شدت‌ عمل‌ در مقابل‌ با استقلال‌ طلبان‌ الجزايري‌ و حتي‌ شكنجه‌ عليه‌ آنان‌ متهم‌ شده‌ است‌ و به‌ نظر مي‌رسد مبارزات‌ نژادپرستانه‌ او بيشتر معطوف‌ به‌ ضديت‌ با يهوديان‌ است‌ تا صهيونيست‌ها. وي‌ در پيامي‌ به‌ رهبران‌ رژيم‌ صهيونيستي‌ عملكرد خشن‌ اين‌ رژيم‌ را در برابر مبارزان‌ فلسطيني‌ ستوده‌ است‌.
انشعاباتي‌ كه‌ در جبهه‌ ملي‌ فرانسه‌ در سال‌ 1998 به‌ وجود آمد زمينه‌ تضعيف‌ اين‌ جبهه‌ و شخا لوپن‌ را فراهم‌ كرد به‌ همين‌ جهت‌ در انتخابات‌ سال‌ 1999 پارلمان‌ اروپا و نيز انتخابات‌ شهرداري‌هاي‌ فرانسه‌ در سال‌ 2001 ميلادي‌ فرضيه‌ افول‌ اقبال‌ تشكل‌ سياسي‌ راست‌گرايان‌ افراطي‌ اين‌ كشور به‌ اوج‌ خود رسيد، اما آخرين‌ انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ فرانسه‌ آراي‌ لوپن‌ از جناح‌ راست‌ افراطي‌ را به‌ 2\17 درصد افزايش‌ داد. علل‌ افزايش‌ گرايش‌ به‌ جناح‌ راست‌ افراطي‌ در فرانسه‌ دلايل‌ متعدد دارد. مطالعات‌ صورت‌ گرفته‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ پديده‌ راستگرايي‌ در اكثر كشورهاي‌ اروپايي‌ بويژه‌ در سال‌هاي‌ پس‌ از فروپاشي‌ شوروي‌ روند روبه‌رشدي‌ داشته‌ است‌.
براي‌ مثال‌ در انتخابات‌ مجلس‌ اتريش‌ در سالهاي‌ گذشته‌ ميلادي‌ حزب‌ راستگراي‌ آزادي‌ توانست‌ براي‌ اولين‌ بار تجربه‌ قدرت‌ را در اختيار گروه‌ راست‌ افراطي‌ در اروپا قرار دهد. به‌ قدرت‌ رسيدن‌ حزب‌ آزادي‌ با توجه‌ به‌ مواضع‌ ملي‌گرايانه‌ اين‌ حزب‌ بازتاب‌ وسيعي‌ در سراسر جهان‌ داشت‌. كشورهاي‌ اتحاديه‌ اروپا در آن‌ زمان‌ سياست‌هاي‌ نژادپرستانه‌ حزب‌ آزادي‌ اتريش‌ را تهديدي‌ براي‌ يكپارچگي‌ و اتحاد دروني‌ خود مي‌دانستند. نگراني‌ اتحاديه‌ اروپا تنها متوجه‌ تحولات‌ داخلي‌ اتريش‌ نبود، بلكه‌ نگراني‌ اصلي‌ آنها سرايت‌ پيروزي‌ راستگرايان‌ اتريش‌ به‌ ديگر كشورهاي‌ اروپايي‌ بود.
متعاقب‌ پيروزي‌ راستگرايان‌ افراطي‌ در اتريش‌، در ايتاليا نيز «سيلويو برلوسكني‌» رهبر راستگراي‌ حزب‌ نيرو نخست‌وزير اين‌ كشور را در دست‌ گرفت‌. هم‌اينك‌ برخي‌ ديگر از كشورهاي‌ اروپايي‌ بويژه‌ آلمان‌، هلند و روسيه‌ با موج‌ نژادپرستي‌ مواجه‌ هستند.
برخي‌ تحليلگران‌ روند قدرت‌ گرفتن‌ نيروهاي‌ راستگرا در كشورهاي‌ اروپايي‌ در عرصه‌ سياست‌ را نشانگر بحران‌ مردمسالاري‌ در اروپا، رد احزاب‌ سنتي‌ و روش‌ فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ آنان‌ توسط‌ مردم‌ و نيز ناشي‌ از احساس‌ نبود امنيت‌ و مشكلات‌ جامعه‌ چند فرهنگي‌ در اين‌ قاره‌ تلقي‌ كرده‌اند و جالب‌ اينكه‌ شورش‌هاي‌ اخير دقيقا از چنين‌ مسائلي‌ نشات‌ مي‌گيرد.
راستگرايان‌ افراطي‌ در اروپا مخالف‌ وحدت‌ در اين‌ قاره‌ بوده‌ و بشدت‌ ناسيوناليست‌ و مخالف‌ مهاجران‌ هستند، آراي‌ منفي‌ مردم‌ فرانسه‌ به‌ قانون‌ اساسي‌ اتحاديه‌ اروپا نشانه‌هاي‌ بارزي‌ از مخالفت‌هاي‌ آشكار مردمي‌ با منويات‌ و برنامه‌هاي‌ دولت‌ فرانسه‌ است‌.
بنابراين‌ بحث‌ مهاجرت‌ از مسائل‌ مهم‌ گرايش‌ به‌ راستگرايي‌ است‌، تا جايي‌ كه‌ محققان‌ مهمترين‌ عوامل‌ رشد اين‌ پديده‌ شوم‌ را عامل‌ اقتصادي‌ و مهاجرت‌ خارجيان‌ مي‌دانند.
يك‌ مقام‌ ارشد سازمان‌ ملل‌، مهاجرت‌ انساني‌ را يكي‌ از بزرگترين‌ چالش‌هاي‌ قرن‌ آينده‌ خواند كه‌ همكاري‌ تمام‌ كشورهاي‌ جهان‌ را مي‌طلبد. وي‌ مي‌افزايد موج‌ مهاجرت‌ مردم‌ به‌ كشورهاي‌ ؤروتمند شامل‌ مهاجران‌ اقتصادي‌ و پناهندگان‌، افزايش‌ يافته‌ و سازمان‌ ملل‌ در بسياري‌ از مواقع‌ ناچار شده‌ است‌ كه‌ پناهندگان‌ را به‌ كشورهايي‌ بازگرداند كه‌ هنوز صلح‌ واقعي‌ در آنجا برقرار نشده‌ است‌.
فرانسه‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از كشورهاي‌ مورد توجه‌ پناهندگان‌ سياسي‌، هر ساله‌ با افزايش‌ شمار متقاضيان‌ پناهندگي‌ روبروست‌. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ قوانين‌ بسيار دشوار مهاجرت‌ به‌ فرانسه‌ و جو بيگانه‌ستيزي‌ در آن‌ كشور همچنان‌ از موانع‌ مهم‌ جذب‌ خارجيان‌ محسوب‌ مي‌شود.
روزنامه‌ ليبراسيون‌ در طي‌ گزارشي‌ درباره‌ پناهندگان‌ سياسي‌ در فرانسه‌ مي‌نويسد از سال‌ 1998 به‌ بعد شمار متقاضيان‌ پناهندگان‌ سياسي‌ در اين‌ كشور با 5\4 درصد افزايش‌ روبرو بوده‌ است‌ و از لحاظ‌ پذيرش‌ متقاضيان‌ پناهندگي‌ در اروپا در رده‌ چهارم‌ قرار دارد.
بنابراين‌ با در نظر گرفتن‌ سيل‌ مهاجرت‌ به‌ كشورهاي‌ اروپايي‌ رشد راستگرايي‌ افراطي‌ در اين‌ كشورها پديده‌يي‌ غيرمنتظره‌ نخواهد بود.
با توجه‌ به‌ آمارهايي‌ كه‌ از مسائل‌ برخورد نژادپرستانه‌ فرانسه‌ به‌ دست‌ آمده‌ بيشترين‌ درصد آمار گرايش‌ به‌ جناح‌ راست‌ افراطي‌ معطوف‌ به‌ دو ناحيه‌ بوده‌ است‌. يكي‌ نواحي‌ صنعتي‌ كه‌ در آن‌ بيكاري‌ گسترش‌ بيشتري‌ نسبت‌ به‌ ساير نقاط‌ فرانسه‌ دارد و ديگري‌ مناطق‌ جنوبي‌ كشور كه‌ تعداد مهاجران‌ خارجي‌ بيشتر و امكانات‌ شغلي‌ را در اختيار دارند. اين‌ مناطق‌، فضاي‌ مناسب‌تري‌ را از نظر گرايش‌ به‌ بيگانه‌ستيزي‌ و نژادپرستي‌ براي‌ شهروندان‌ فرانسوي‌ ايجاد كرده‌ است‌ و ظاهرا اين‌ دو ناحيه‌ بيشتر از ساير مناطق‌ فرانسه‌ جذب‌ شعارهاي‌ تند ضد مهاجرت‌ و ضد يهودي‌ شده‌اند. جالب‌ اينكه‌ شورش‌هاي‌ اخير نيز بيشتر از نواحي‌ جنوبي‌ و حاشيه‌يي‌ پاريس‌ كه‌ اغلب‌ از مهاجران‌ هستند آغاز گرديده‌ و بتدريج‌ پاريس‌ و سپس‌ سراسر فرانسه‌ را در خود غرق‌ كرده‌ است‌.
تظاهرات‌ خونين‌ و خشونت‌بار در فرانسه‌ نشان‌ داد كه‌ دولت‌ اين‌ كشور در جذب‌ فرهنگي‌ مهاجران‌ درگير در اين‌ شورش‌ تا چه‌ اندازه‌ ناتوان‌ بوده‌ است‌. جوانان‌ خشمگين‌ حاشيه‌ شهرهاي‌ فرانسه‌ از سطوح‌ پايين‌ كيفيت‌ آموزشگاه‌ها و مدارس‌ اين‌ مناطق‌، بيكاري‌ و تبعيض‌ نژادي‌ دولت‌ فرانسه‌ به‌ ستوه‌ آمده‌اند و بيش‌ از هر زمان‌ ديگري‌ تشنه‌ برابري‌هاي‌ اجتماعي‌ و عدالت‌ فراموش‌ شده‌ كه‌ از شعارهاي‌ اصلي‌ و اساسي‌ ملت‌ فرانسه‌ در انقلاب‌ بزرگشان‌ در قرن‌ هجدهم‌ بود، شده‌اند.
به‌ نظر مي‌رسد مسوولان‌ فرانسوي‌ احساس‌ مي‌كنند اين‌ شورش‌ اساس‌ نظام‌ و جمهوريت‌ فرانسه‌ را تهديد مي‌كند بنابراين‌ بجاست‌ قبل‌ از اينكه‌ ابعاد بحران‌ اين‌ كشور را به‌ خاك‌ سياه‌ نشاند، اقدامات‌ لازمه‌ را انجام‌ دهند.
آخرين‌ خبرها حاكي‌ از اين‌ است‌ كه‌ آلمان‌ و بلژيك‌ هم‌ از آشوب‌هاي‌ فرانسه‌ بي‌نصيب‌ نمانده‌اند تا جايي‌ كه‌ معترضان‌ در بروكسل‌ و دو شهر آلمان‌ چندين‌ دستگاه‌ خودرو را به‌ آتش‌ كشيدند.
هم‌اكنون‌ مردم‌ فرانسه‌ از عملكرد دولت‌ در حل‌ و فصل‌ آشوب‌هاي‌ اخير ابراز ناراحتي‌ و نارضايتي‌ مي‌كنند و براي‌ حل‌ اين‌ معضل‌ خواهان‌ برخورد ريشه‌يي‌ با فقر، بيكاري‌، تبعيض‌ نژادي‌ و محروميت‌هاي‌ متعدد در پاريس‌ و ساير مناطق‌ اين‌ كشور هستند.

این مطلب در روزمامه اعتماد درمورخه ۲۳/۸/۸۴کارشد.
            
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 19:10  توسط عمادالدین فیاضی   | 

تحليل‌ ريشه‌يي‌ درگيري‌هاي‌ فرانسه‌

تحليل‌ ريشه‌يي‌ درگيري‌هاي‌ فرانسه‌ 

                                                                                         دکتر عمادالدین فیاضی

 

سوءظن‌هاي‌ كهن‌
ناآرامي‌ها و اعتراضات‌ خشونت‌آميز مردم‌ فرانسه‌ از مرز پاريس‌ و شهرك‌هاي‌ حومه‌ آن‌ فراتر رفت‌ و بتدريج‌ سراسر فرانسه‌ را در خود غرق‌ كرد. اين‌ شورش‌ها از بي‌سابقه‌ترين‌ شورش‌ها در تاريخ‌ معاصر فرانسه‌ است‌.
جنگ‌ و گريز خياباني‌ تصوير يك‌ بحران‌ تمام‌ عيار و همه‌ جانبه‌ را در فرانسه‌يي‌ كه‌ مهد فرهنگ‌ و رفاه‌ اروپا است‌ به‌ نمايش‌ گذاشته‌ است‌.
جوانان‌ خشمگين‌ در اعتراض‌ به‌ موج‌ تبعيض‌هاي‌ عميق‌ اجتماعي‌ در پاريس‌ و شهرك‌هاي‌ حومه‌ آن‌ كه‌ غلب‌ مهاجرنشين‌ است‌ صدها خودرو را به‌ آتش‌ كشيدند.
بر اساس‌ آخرين‌ آمار منتشره‌ خبرگزاري‌ها طي‌ بيش‌ از ده‌ روز ناآرامي‌ در شهرهاي‌ شمالي‌ حومه‌ پاريس‌ حداقل‌ 1260 دستگاه‌ خودروي‌ سبك‌ و سنگين‌ در آتش‌ سوخته‌ و 230 نفر بازداشت‌ شده‌اند. به‌ برخي‌ مدارس‌ و دهها محل‌ نگهداري‌ زباله‌ در مناطق‌ آشوب‌زده‌ بر اؤر آتش‌سوزي‌ خسارت‌ كلي‌ وارد شده‌ است‌.
«دومينيك‌ دو ويلپن‌» نخست‌ وزير فرانسه‌ براي‌ فرو خواباندن‌ خشونت‌ها، با جمعي‌ از جوانان‌ مناطق‌ آشوب‌زده‌ ديدار و گفت‌وگو كرد.
«دو ويلپن‌» جهت‌ رفع‌ مشكل‌ يك‌ برنامه‌ عملي‌ براي‌ مناطق‌ محروم‌ و فقير مهاجرنشين‌ شهرك‌هاي‌ اطراف‌ پاريس‌ كه‌ نرخ‌ بيكاري‌ بسيار بالايي‌ دارند، ارايه‌ كرد، اما «نيكولا ساركوزي‌» وزير كشور فرانسه‌ مخالف‌ اين‌ اقدام‌ سريع‌ است‌ و مي‌گويد كه‌ رفع‌ مشكلات‌ جوامع‌ محروم‌ جامعه‌ نياز به‌ زمان‌ دارد و در كوتاه‌ مدت‌ ميسر نيست‌.
بسياري‌ از شهرداران‌ شهرهاي‌ آشوب‌زده‌ هم‌ مخالف‌ اقدام‌ عملي‌ سريع‌ هستند.
ساركوزي‌ در روزهاي‌ اوليه‌ اين‌ ناآرامي‌ها تظاهركنندگان‌ را «عده‌يي‌ اوباش‌» خطاب‌ كرده‌ بود. همين‌ اظهارات‌ توهين‌آميز خشم‌ جوامع‌ محروم‌ پاريس‌ را برانگيخت‌ و تظاهرات‌ رنگ‌ خشونت‌ و خون‌ به‌ خود گرفت‌.
جوانان‌ در اين‌ مناطق‌ آشوب‌زده‌ با فريادهاي‌ اعتراض‌آميز به‌ خيابان‌ها ريختند و شعارهايي‌ عليه‌ دولت‌ و مقامات‌ مسوول‌ فرانسه‌ سر دادند. تنها در منطقه‌ «سن‌ دوني‌» پاريس‌ پليس‌ 1300 نيرو براي‌ كنترل‌ اوضاع‌ در منطقه‌ مستقر كرده‌ است‌.
ناآرامي‌ها از آنجايي‌ آغاز گرديد كه‌ دو نوجوان‌ مهاجر آفريقايي‌ تبار در شهرك‌ «كليشي‌ سو بوآ» حين‌ بالا رفتن‌ از ديوارهاي‌ يك‌ نيروگاه‌ برق‌ فشار قوي‌ به‌ دست‌ پليس‌ كشته‌ شدند. مردم‌ مي‌گويند: اين‌ دو نوجوان‌ حين‌ فرار از چنگ‌ پليس‌ ناچار به‌ بالا رفتن‌ از ديوار ايستگاه‌ برق‌ فشار قوي‌ شده‌اند، اما پليس‌ اين‌ موضوع‌ را تكذيب‌ مي‌كند.
كارشناسان‌ معتقدند كه‌ رفتار تبعيض‌آميز و خشن‌ پليس‌ با مهاجران‌ سياهپوست‌ و آفريقايي‌ تبار، فقر، استاندارد پايين‌ سطح‌ زندگي‌ و خدمات‌ رفاهي‌ مهاجران‌ ريشه‌هاي‌ اساسي‌ اعتراضات‌ مردمي‌ است‌.
از سوي‌ ديگر از نظر تاريخي‌ نمي‌توان‌ در تحليل‌ ريشه‌يي‌ اين‌ درگيري‌ها به‌ سوءظن‌هاي‌ كهن‌ فرانسوي‌ها نسبت‌ به‌ برخي‌ آفريقايي‌ تبارهاي‌ ساكن‌ فرانسه‌ يا بطور كلي‌ نسبت‌ به‌ مسلمانان‌ اشاره‌يي‌ نكرد. واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ ما براي‌ درك‌ پديده‌هاي‌ معاصر بايد ريشه‌هاي‌ عميق‌ و دور دست‌ اين‌ پديده‌ها را مورد بررسي‌ و توجه‌ قرار دهيم‌ و ساده‌انگاري‌ خواهد بود كه‌ تصور كنيم‌ تبعيض‌نژادي‌ در فرانسه‌ امروز تنها مربوط‌ به‌ طرفداران‌ «ژان‌ ماري‌ لوپن‌» راست‌گرا و نژادپرست‌ است‌.
نبرد «پواتيه‌» در سال‌ 733 ميلادي‌، از نخستين‌ ريشه‌هاي‌ اين‌ بدبيني‌ است‌. به‌ گزارش‌ مجله‌ فرانسوي‌ لوموند نبرد پوآتيه‌ يكي‌ از نخستين‌ نبردهايي‌ بود كه‌ ميان‌ مسلمين‌ و فرانك‌ها صورت‌ گرفت‌ كه‌ منجر به‌ شكست‌ مسلمين‌ شد. اين‌ نبرد براي‌ فرانسويان‌ به‌ مثابه‌ عامل‌ موسس‌ ملت‌ فرانسه‌ به‌ نسل‌هاي‌ متوالي‌ دانش‌آموزان‌ معرفي‌ شده‌ است‌. مسلمين‌ در نبرد مقابل‌ دفاع‌ مستحكم‌ فرانك‌ها گروه‌ گروه‌ از هم‌ پاشيدند.
تصوير بزرگنمايي‌ شده‌ اين‌ واقعه‌ چنان‌ است‌ كه‌ اگر از بيشتر فرانسوي‌هايي‌ كه‌ هنوز دوران‌ تحصيلشان‌ را به‌ ياد دارند، بپرسند، در سرلوحه‌ روزهاي‌ مهم‌ مانند تاجگذاري‌ «شارل‌ ماين‌» در سال‌ 800، نبرد «ماريليان‌» در سال‌ 1515، و تسخير زندان‌ «باستيل‌» در سال‌ 1789 و نبرد پوآتيه‌ در سال‌ 733، كدام‌ روز قرار دارد به‌ احتمال‌ زياد نبرد پوآتيه‌ را نام‌ خواهند برد.
با وجود چنين‌ بزرگنمايي‌هايي‌ برخي‌ مورخين‌ معاصر فرانسوي‌، مانند «هانري‌ پيرن‌» از دايره‌ قضاوت‌ منصفانه‌ در تاريخ‌ خارج‌ نشده‌اند. او در اين‌ باره‌ مي‌نويسد: «اين‌ نبرد اهميتي‌ را كه‌ برايش‌ قايلند، ندارد و با پيروزي‌ بر آتيلا قابل‌ مقايسه‌ نيست‌. اين‌ نبرد جلوي‌ يك‌ تهاجم‌ را گرفت‌ ولي‌ در واقع‌ چيزي‌ را متوقف‌ نساخت‌. اگر شارل‌ شكست‌ مي‌خورد، تنها نتيجه‌ آن‌ فقط‌ غارتگري‌ مهمتري‌ بود. عقب‌نشيني‌ اعراب‌ بي‌شك‌ بيشتر به‌ دليل‌ مسائل‌ داخلي‌ يك‌ امپراتوري‌ نوپا ولي‌ پهناور و نوعي‌ بحران‌ دوران‌ بلوغ‌ بود تا بخاطر ضربات‌ مكرر شارل‌.»
گذشته‌ از نبرد پواتيه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ عامل‌ منفي‌ در ذهن‌ فرانسويان‌، از نبرد رونسوو )مكاني‌ در كوه‌هاي‌ پيرنيه‌( نيز مي‌توان‌ از جمله‌ وقايعي‌ ياد كرد كه‌ ذهن‌ فرانسويان‌ را نسبت‌ به‌ اعراب‌ و مسلمين‌ مسموم‌ كرده‌ است‌. اين‌ نبرد در كتاب‌هاي‌ درسي‌ آموزش‌ ادبيات‌ فرانسه‌ در دوره‌ راهنمايي‌ تحت‌ عنوان‌ «ترانه‌هاي‌ رولان‌» آورده‌ شده‌ است‌. «رولان‌» و «اوليويه‌» دو شواليه‌ طرفدار امپراتور فرانسه‌ بودند كه‌ در برابر حملات‌ اعراب‌ مبارزه‌ كردند و در نهايت‌ كشته‌ شدند.
ترانه‌هاي‌ رولان‌ از مشهورترين‌ ترانه‌هاي‌ قرون‌ وسطي‌ است‌ كه‌ با حركات‌ دست‌ و پا اجرا مي‌شد. «پل‌ بانكور»، پژوهشگر دانشگاهي‌، رساله‌ برجسته‌ يي‌ را درباره‌ نقش‌ مسلمانان‌ در خلق‌ چنين‌ ادبيات‌ حماسي‌ اختصاص‌ داده‌ است‌. اين‌ متون‌ كه‌ بين‌ قرون‌ يازده‌ و دوازدهم‌ نوشته‌ شده‌، سرشار از بدگويي‌ و انزجار از مسلمين‌ است‌.
در اين‌ متون‌ از عموم‌ مسلمين‌ با عبارت‌ «ساراسن‌ها» ياد شده‌ است‌ و از آنان‌ به‌ عنوان‌ «ماموراني‌ با روح‌ پليد، شبيه‌ شيطان‌» و موجوداتي‌ رياكار و مكار نام‌ برده‌ مي‌شود كه‌ از پشت‌ خنجر زدن‌ و تجاوز به‌ زنان‌، از كارهاي‌ رايج‌ آنان‌ بوده‌ است‌.
بنا به‌ آنچه‌ در متون‌ آمده‌ است‌ ساراسن‌ها به‌ بدترين‌ سفاكي‌ها دست‌ مي‌زدند. بيني‌ و لب‌ها را مي‌بريدند، دستان‌ و گوش‌هاي‌ قربانيان‌ بيگناهشان‌ را قطع‌ مي‌كردند، به‌ راهبه‌ها تجاوز مي‌كردند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ پل‌ بانكور تاكيد مي‌كند اين‌ اعمال‌ زشتي‌ كه‌ به‌ مسلمانان‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود، در واقع‌ توسط‌ نورمان‌ها و مجارها صورت‌ گرفته‌ است‌.
جالب‌ اينكه‌ در متوني‌ كه‌ قرن‌ها بعد درباره‌ برخورد مسلمين‌ با مسيحيون‌ وجود دارد شايد ناخودآگاهانه‌، همان‌ افتراهايي‌ را كه‌ به‌ مسلمين‌ در ترانه‌هاي‌ رولان‌ وجود داشت‌، مي‌بينيم‌.
يكي‌ ديگر از عوامل‌ ريشه‌يي‌ بر بدبيني‌ فرانسوي‌ها نسبت‌ به‌ اعراب‌ و مسلمين‌ بحث‌ جنگ‌هاي‌ صليبي‌ است‌. دنياي‌ غرب‌ زماني‌ كه‌ احساس‌ كرد نمي‌تواند مانند ساير ملت‌ها و تمدن‌ها مسلمين‌ را در خود جذب‌ و حل‌ نمايند از در ستيز و دشمني‌ با آن‌ درآمد. مجله‌ فرانسوي‌ لوموند به‌ نقل‌ از هانري‌ پيرن‌ مورخ‌ نامدار اروپايي‌ در اين‌ باره‌ مي‌نويسد: «ژرمن‌ها هنگامي‌ كه‌ وارد سرزمين‌ روم‌ شدند،رومي‌ گشتند برعكس‌، رومي‌ها، هنگامي‌كه‌ سرزمين‌شان‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ فتح‌ شد )منظور سقوط‌ امپراتوري‌ روم‌ شرقي‌ توسط‌ سلطان‌ محمد فاتح‌ امپراتور عثماني‌ است‌( عرب‌ ماب‌ شدند و اين‌ تهديد مرگباري‌ براي‌ جهان‌ مسيحي‌ بود. با اسلام‌، دنياي‌ جديدي‌ در ساحل‌ مديترانه‌ مستقر مي‌گردد كه‌ در آن‌، روم‌ حكمت‌يگانه‌ گرايي‌ تمدن‌ خويش‌ را گسترده‌ بود. شكافي‌ ايجاد شد كه‌ تاكنون‌ برجاست‌ از اين‌ پس‌: در كرانه‌هاي‌ درياي‌ «مديترانه‌» دوتمدن‌ متفاوت‌ و متخاصم‌ جاي‌ گرفته‌اند.»
بنابراين‌ اساساص انديشه‌ جنگ‌هاي‌ صليبي‌ و جنگ‌ مقدس‌، دقيقاص از همان‌ زمان‌ رودررويي‌ اين‌ دو جهان‌، هنگامي‌كه‌ شاهان‌ و پاپ‌هاي‌ غرب‌ مسيحي‌ دريافتند كه‌ دشمنشان‌ غيرقابل‌ جذب‌ است‌، شكل‌ گرفت‌.
در چنين‌ شرايطي‌، طبيعي‌ بود كه‌ واقعه‌نگاران‌ آن‌ زمان‌، تمام‌ دشمنان‌ غرب‌ را به‌ يك‌ چشم‌ بنگرند و تمام‌ جنايات‌ باسك‌ها، نورمان‌ها يا مجارها، را يكباره‌ به‌ مسلمين‌ يا به‌ قول‌ آنها ساراسن‌ نسبت‌ دهند.
چنين‌ ديدگاه‌هايي‌ همچنان‌ تا سال‌ 1830 هنگامي‌ كه‌ فرانسويان‌، تصميم‌ به‌ تسخير الجزاير گرفتند، همچنان‌ وجود داشت‌ هرچند كه‌ دلايل‌ اصلي‌ شارل‌ دهم‌ براي‌ حمله‌ به‌ الجزاير بيشتر اقتصادي‌ و مبني‌ بر نياز مبرم‌ فرانسه‌ به‌ مستعمره‌ و فضاي‌ حياتي‌ براي‌ تامين‌ ايده‌هاي‌ اقتصاد سرمايه‌داري‌ بوده‌ است‌ اما برفرانسوي‌ها همچنان‌ روحيه‌يي‌ مستعد براي‌ جنگي‌ مقدس‌ مسلط‌ بود و جالب‌ اينكه‌ چنين‌ روحيه‌يي‌ همچنان‌ در درگيري‌ با «اميرعبرالقادر الجزايري‌»، تسخير تونس‌ و مراكش‌ و در نهايت‌ سركوبي‌ مبارزات‌ قهرمانانه‌ مردم‌ الجزاير براي‌ رسيدن‌ به‌ استقلال‌ همچنان‌ وجود داشت‌.
بنابراين‌ شايد بتوان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ اسلام‌ ستيزي‌ و نژادپرستي‌ ضد عرب‌، هر دو در فرهنگ‌ فرانسه‌ سخت‌ ريشه‌ دوانده‌ است‌، اما نكته‌ مهمتر اين‌ است‌ كه‌ نبايد هرگز فراموش‌ كرد كه‌ در برابر چنين‌ برداشت‌هاي‌ غير منصفانه‌يي‌ از اسلام‌ و مسلمين‌ گروهي‌ از محققان‌ فرانسوي‌ به‌ دور از هرگونه‌ پيش‌داوري‌هاي‌ متعصبانه‌ و دشمني‌هاي‌ آشكار همواره‌ از شكوه‌ و عظمت‌ تمدن‌ اسلام‌ به‌ زيبايي‌ ياد كرده‌اند. «لامارتين‌» اديب‌ و شاعر بزرگ‌ فرانسوي‌ درباره‌ اسلام‌ و مسلمين‌ مي‌گويد: «بايد به‌ كيش‌ محمد به‌ ديده‌ انصاف‌ نگريست‌ كه‌ دو وظيفه‌ را براي‌ انسان‌ واجب‌ دانسته‌ است‌، نماز و احسان‌ كه‌ از والاترين‌ حقيقت‌هاي‌ تمام‌ اديان‌ است‌. «او ويژگي‌هاي‌ اخلاق‌، شكيبايي‌، رضايت‌، احسانبخشي‌ و روامداري‌ ناشي‌ از طبيعت‌ براي‌ اسلام‌ قايل‌ مي‌شود.
از اين‌ گذشته‌ كم‌ نبودند تعداد فرانسويان‌ روشنفكر و آزادي‌ كه‌ در برابر موج‌ عظيم‌ نژادپرستي‌ فراگير دوران‌ استعماري‌ ايستادگي‌ كردند، انتقادهاي‌ تند «ژان‌ ژورس‌» عليه‌ تسخير مراكش‌، اعتصاب‌ عليه‌ جنگ‌ «ريف‌» به‌ رهبري‌ حزب‌ كمونيست‌ فرانسه‌ و كنفدراسيون‌ عمومي‌ متحده‌ كار در سال‌ 1925 و نيز اعتراضات‌ گسترده‌ «شارل‌ آندره‌ ژولين‌» برضد وخامت‌ اوضاع‌ و بي‌عدالتي‌هاي‌ روا شده‌ در سراسر آفريقاي‌ شمالي‌ و مخالفت‌ فرانسوي‌ها با جنگ‌ الجزاير ياد كرد.
در مجموع‌ آنچه‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ اين‌ است‌ كه‌ امروزه‌ درقرن‌ بيست‌ويكم‌ نيز همچون‌ اواسط‌ قرن‌ نوزدهم‌ وبيستم‌ فرانسه‌ به‌ دو بخش‌ طرفدار نژاد پرستي‌ و طرفدار برابري‌ و آزادي‌ تقسيم‌ شده‌ است‌ و دولت‌ فرانسه‌ كه‌ خود مدعي‌ بزرگ‌ دولت‌ رفاهي‌ و پرچمداري‌ آزادي‌ در سراسر اروپاست‌ براي‌ كنترل‌ اين‌ بحران‌ خانمانسوز و بنيان‌ برافكن‌ چاره‌يي‌ جز انتخاب‌ راه‌ دوم‌ يعني‌ برابري‌ و آزادي‌ و تن‌ دادن‌ به‌ خواسته‌هاي‌ بحق‌ مهاجرين‌ مغربي‌ و آفريقايي‌ كه‌ در نهايت‌ فقر وفاقه‌ زيست‌ مي‌كنند ندارد و مسلماص برخورد خشونت‌ بار با اين‌ بحران‌ از نگاه‌ تيزبين‌ ملت‌هاي‌ جهان‌ در كشوري‌ كه‌ مهد آزادي‌ و دموكراسي‌ در سراسر جهان‌ است‌ دور نمانده‌ و عواقب‌ سوء برخورد خشونت‌ بار در كنترل‌ يا سركوب‌ اين‌ شورش‌ گريبان‌ دولت‌ فرانسه‌ را رها نخواهد كرد.این مطلب در روزنامه اعتماد به تاریخ ۲۳/۸/۸۴کارشده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 19:7  توسط عمادالدین فیاضی   | 

به ياد استاد فقيد دكتر عبدالحسين نوايى

به ياد استاد فقيد دكتر عبدالحسين نوايى
دردآشناى سختكوش
                                                                              دكتر عمادالدين فياضى
 
 
145116.jpg
 
يك سال از درگذشت دكتر «عبدالحسين نوايى» از برجسته ترين استادان و محققان تاريخ ايران مى گذرد. دكتر نوايى در بامداد پنجشنبه ۱۶ مهرماه سال ۱۳۸۳ درگذشت.
نام و آثار او در تاريخ ايران زمين ماندگار است و در آينده هر كسى كه بخواهد در تاريخ ايران و اسلام به ويژه در عصر قاجار آگاهى يابد از آثار او بى نياز نخواهد بود.
حاصل زندگى پرثمر اين دانشمند، ميراث گرانقدرى است كه براى ملت ايران به جاى گذاشته، و آثار بى نظير استاد، او را به شخصيتى ممتاز در ميان محققين و مورخين معاصر تبديل كرده است. در مقام بيان اهميت آثار ايشان همين بس كه بدون تكيه بر نوشته هاى پربار و متعددش نمى توان گوشه هاى پرابهام و زواياى تاريك تاريخ چند سده اخير ايران را شناخت.
خدمتى كه استاد نوايى و چند تن ديگر به تاريخ و فرهنگ ما كرده اند شايد براى عده اى عظمت آن، آنچنان كه بايد و شايد محسوس نباشد، اما حقيقت اين است كه اين خدمت همانند رودى هميشه جارى در بستر تاريخ ما مشتاقان را سيراب خواهد كرد.
دكتر عبدالحسين نوايى در سال ۱۳۰۴ و به قول خودشان در سال ۱۳۰۲ در تهران متولد شد. وى اصالتاً اهل «نوا» روستاى كوچك ييلاقى از توابع شهر آمل بود.
دكتر نوايى دوران ابتدايى را در مدرسه تمدن و ابن سينا و دوره متوسطه را در مدرسه شرف مظفرى گذراند و در سال ۱۳۲۰ موفق به اخذ ديپلم شد. در سال ۱۳۲۳ از دانشسراى عالى مدرك ليسانس گرفت و براى ادامه تحصيل به فرانسه رفت و در سال ۱۳۳۵ از دانشگاه سوربن دكترا در رشته ادبيات گرفت.دكتر نوايى در مصاحبه اى كه با كيهان فرهنگى در سال ۶۸ داشته است درباره تلاش و كوشش خود در فرانسه مى گويد: «من معتقد بودم آنچه در دانشكده به من آموخته اند، مقدمه و فتح بابى بيشتر نبوده و خودم بايد مطالعاتم را ادامه دهم. در عين حال دلم نمى خواست مثل بعضى معلمين ديگر پشت سرم از كم سوادى و بى توجهى گله كنند. در هر صورت چشمم را بر بسيارى از لذات مادى زندگى بستم و تمام وقتم را صرف آموختن كردم. موقعى كه در پاريس بودم با توجه به اينكه آنجا هوا خيلى دير روشن مى شود، ساعت ۹ صبح غذاى مختصرى مى خوردم كه هم صبحانه بود و هم ناهار و از ساعت ۱۰ در «بيبلوتك ناسيونال» مطالعه مى كردم تا ساعت ۵ كه آنجا تعطيل مى شد. هر چند كه در آن وقت خيلى ها به اين كار من مى خنديدند، اما من به هيچ وجه احساس غبن نمى كنم، چرا كه بسيارى از آثارم،  غالباً حاصل مطالعات و تلاش هاى همان دوران است.»
دكتر نوايى پس از بازگشت از فرانسه به كار معلمى در وزارت فرهنگ و آموزش و پرورش ادامه داد و در سال ۱۳۵۶ بازنشسته شد. در اين فاصله در دانشگاه هاى تهران و ملى سابق و پژوهشكده ادبيات تدريس مى كرد.
پس از انقلاب نيز علاوه بر دانشگاه هاى ياد شده در دانشگاه هاى آزاد اسلامى در مقاطع كارشناسى ارشد و دكترا نيز تدريس مى كرد.
دكتر نوايى خدمات فرهنگى خويش را از دبيرى دبيرستان شروع كرد و از سال ۱۳۲۴ با مورخ شهير مرحوم «عباس اقبال آشتيانى» در مجله يادگار همكارى داشت.
وى همچنين در ايام خدمت خود، مشاغل متعددى مانند رياست دبيرستان، عضويت شوراى ادارى، مديريت  ماهنامه فرهنگ، مديريت كل روش ها و تشكيلات و رياست سازمان كتب درسى را عهده دار گرديد و يك چند نيز وظيفه رياست دانشكده تبريز و مدرسه عالى بابلسر را عهده دار بود.
دكتر نوايى از نخستين پيشتازانى است كه در ايران با تكيه بر اسناد تاريخى، حوادث و وقايع تاريخى را مورد تجزيه و تحليل قرار داد و در واقع نه تنها به اهميت اسناد در نگارش تاريخ پى برده بود، بلكه از آنها به طور گسترده در كتب خويش استفاده كرد. وى در اين زمينه مى گويد: «اگر بخواهيم تاريخى نزديك به حقيقت بنويسيم، بايد حتى المقدور با استفاده از اسناد آرشيوى نوشته شود.
اين اسناد در اروپا از قرن هفدهم شناخته شده هستند، اما متاسفانه در ايران آنچنان كه شايسته است اهميتى به آنها داده نمى شود. وقتى من در اين زمينه شروع به كار كردم در ايران تقريباً هيچ كارى در اين زمينه نشده بود. پس از مدت ها تحقيق درباره اسناد حاصل كار به صورت كتاب هاى «اسناد و مكاتبات سياسى ايران» در سال ۱۳۴۰ چاپ شد.»
دكتر نوايى دلسوزانه به مسئولين مراكز اسناد و اساتيد تاريخ توصيه هاى ارزنده اى در خصوص استفاده از اسناد مى كند.
او در اين باره مى گويد: «مسئولين مراكز اسناد بايد بروند با دانشگاه هايى كه رشته تاريخ دارند صحبت كنند، تا دانشجويان بيايند آنجا مدتى كار كنند و جزء درس شان هم حساب شود. هم دانشجويان چيزى مى فهمند و هم مقدارى اسناد خوانده خواهد شد و اين كار را اگر فردا بكنند دير است و پس فردا خيلى ديرتر چون ما داريم از نحوه نگارش گذشته مان دور مى افتيم. هم اكنون ببينيد چند نفر مى توانند سياق را بخوانند؟ چند نفر مى توانند خط شكسته را بخوانند؟ بسيار كم هستند و اينها نيز به تدريج از بين مى روند. جوانانى كه بعدها مى آيند ديگر اصلاً نمى توانند اسناد را بخوانند و وقتى نتوانستند بخوانند مثل خط هيروگليف مى شود، آن وقت مجبوريم مانند اسناد تخت جمشيد كه رفتيم دنبال آقاى پروفسور كامرون آمريكايى باز هم بايد اسناد فارسى و اسلامى _ ايرانى خودمان را ببريم ديگران بخوانند كه اين كار درست نيست. اين ننگ است كه ما بخواهيم تاريخمان را بدهيم ديگران بنويسند، يك فرنگى بنويسد. چرا؟ مگر فرنگى تاريخش را مى دهد ما بنويسيم؟ چرا فرنگى ها بايد اينقدر براى ما بزرگ باشند كه ما تاريخ مان يعنى سرنوشت اجداد و نياكان خود را با آن همه كوششى كه كرده اند بسپاريم به دست اينها كه به نحو دلخواه خودشان هر جور كه خواستند بنويسند، كلمات را انتخاب كنند و خلاصه طورى بنويسند كه دلشان مى خواهد. مگر خودمان عاجزيم.
ما هم مى توانيم، البته خودم را عرض نمى كنم من يك طلبه كوچكم ولى هستند كسانى كه اين مهم را انجام دهند. اميد ما به دانشجويان است، استادان ما معمولاً گرفتار مسائل تعليم و تربيت هستند و همين باعث مى شود كه آنها اوقات فراغتى نداشته باشند كه دست به اين كار بزنند ولى آنها مى توانند دانشجويان را هدايت كنند كه به خوبى از اسناد استفاده كنند.»
دكتر نوايى از محققين برجسته نسخه شناسى و كتابشناسى در ادبيات و تاريخ معاصر بود. از جمله ويژگى هاى برجسته و سرآمد آثار او دقت نظر و نوآورى هاى تحقيقى خاصى است كه در آن به كار رفته است.
دكتر نوايى ويژگى ها و خصوصيات اخلاقى منحصر به فردى داشت. نگارنده زمانى كه افتخار شاگردى ايشان را در دوره كارشناسى ارشد داشتم دو ويژگى را در ايشان بسيار بارز ديدم، يكى رك گويى و بى پرده سخن گفتن و ديگرى صداقت.گاه ممكن بود اين ويژگى ها براى برخى گران آيد، اما استاد هرگز از رويه خود دست برنمى داشت.
روح آزادگى در استاد به گونه اى بود كه هرگز به خاطر پست دنيا يا به هواى گرفتن پست و مقامى حاضر نبود پا بر عقايد والاى انسانى خود بگذارد يا حقى را پايمال كند.
دكتر نوايى اعتقادى به حضور و غياب نداشت چرا كه معتقد بود اين عشق است كه مى بايد دانشجو را به كلاس بكشاند اما ورود دانشجويان پس از خود را نامطلوب مى دانست و آن را توهين به استاد تلقى مى كرد.استاد بسيار سخت كوش و فعال بود و از هرگونه تنبلى، سستى و كوتاهى در كار به شدت ناراحت و عصبانى مى شد. با پيچيده كردن تحليل هاى تاريخى و آميختن قضاوت هاى تاريخى با احساسات شخصى و مصالح غيرعلمى مخالف بود.
استاد اظهارنظرهاى طولانى و خسته كننده را تحمل نمى كرد و با اطناب كلام موافق نبود. حتى در نوشتن تاريخ به ما توصيه مى كرد ساده و روان همانگونه كه سخن مى گوييم، بنويسيم و از بازى با كلمات بپرهيزيم. همچنين لاف زنى و قرائت صرف مسائل تاريخى را نيز يك بيمارى مزمن و مبتلابه جامعه ما مى پنداشت. استاد نوايى ملال و حزنى دائمى از جفاى زمانه داشت و از اينكه جامعه قدر و منزلت اهل علم را نمى داند گلايه مى كرد و جالب اينكه اين گلايه را دردمندانه در آخرين نامه خويش _ كه تنها چند روز قبل از وفاتش به دستش رسيده بود _ به دبير ستاد چهره   هاى ماندگار كه از او به عنوان يكى از چهره   هاى ماندگار دعوت به عمل آورده بودند، آورده است.
دكتر نوايى ضمن تشكر از مسئولين اين برنامه در نامه خود ذكر مى كند: «سال ها منتظر چنين مرقومه اى بودم، كه ۳۰ سال و اندى در وزارت آموزش و پرورش خدمت كردم، سى و چند سال در دانشگاه  ها در سطح كارشناسى ارشد و دكترا تدريس كردم، بيش از ۶۰ كتاب يا نوشتم يا چاپ كردم، اما هيچ وزير آموزش و پرورشى، هيچ رئيس دانشگاهى و هيچ وزير فرهنگ و ارشادى از اين بيمار ناتوان يادى نكرد، با اينكه هم در دوره انقلاب هم در دوره پيشتر جايزه كتاب سال را دريافت داشتم و دو بار رئيس دانشكده در تبريز و بابلسر بودم، تا امروز كه نامه پر از مهر شما رسيد. اما نامه شما را وقتى دريافتم كه در بستر بيمارى افتاده بودم و آفتاب عمر بر لب بام رسيده، آمدى جانم به قربانت ولى حالا چرا. امروز جز با كمك همسرم نمى توانم قدمى بردارم آن هم از بيمارستان به بيمارستانى و از مطب به مطبى و آزمايشگاه به آزمايشگاهى.
ما درخور دوزخيم و يا رب بركا و / در خورد بهشت است بر او خوش باشد من به فرداى خود اميدى ندارم تا چه رسد به ۱۸ مهر لذا از شما از صميم قلب تشكر مى كنم و اميدوارم كه بر من ببخشاييد كه نمى توانم قول آمدن را به شما بدهم.»
رمز موفقيت دكتر نوايى كه به راستى براى همه جوانان ما مى تواند سخت آموزنده و به عنوان الگويى نمونه مطرح باشد، در نظم و پشتكار او بود. بارها برايم تعريف كرده بود كه تا نيمه هاى شب به مطالعه و تفحص در متون تاريخى پرداخته است و با شوقى وصف ناپذير فيش هاى مطالعاتى اش را نشانم مى داد. او براى رسيدن به نتايج مطلوب صبر و حوصله اى فوق العاده و تحسين برانگيز داشت.
كاوش در كنه حقايق تاريخى براى او بزرگترين تفريح به حساب مى آمد و با بضاعت علمى وسيعى كه داشت همواره افق هاى فكرى وسيعى را ترسيم مى كرد.
حافظه اى بسيار قوى داشت و تنها با يك بار مطالعه علاوه بر ضبط مطالب، نام كتاب، صفحه و حتى پاراگراف را نيز به خاطر مى سپرد.
دكتر نوايى آثار ارزشمندى در زمينه تصحيح و تاليف كتاب تاريخى از خود به يادگار گذاشته است. به غير از مقالات فراوان در زمينه ادب، لغت و تاريخ ايران كه در مجلات يادگار، يغما، اطلاعات ماهيانه، گنجينه اسناد و ديگر مجلات به چاپ رسانيده است برخى از مهمترين آثار ايشان عبارتند از: كريمخان زند، تاريخ ايران و جهان (سه جلد)، دولت هاى ايران از مشروطه تا اولتيماتوم، فتح تهران، نائبيان كاشان، فتنه باب، روابط ايران با دولت هاى خارجى در عصر صفويه، اسناد مهد عليا، تصحيح ستون تاريخى آل مظفر، تصحيح تاريخ گزيده حمدالله مستوفى، تصحيح احسن التواريخ و تصحيح مطلع السعدين.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 16:5  توسط عمادالدین فیاضی   | 

دومين سال خاموشي بزرگترين روشنفكر فلسطيني

دومين سال خاموشي بزرگترين روشنفكر فلسطيني ۲ / ۷/۸۴

                                                                              عمادالدين  فياضي 

  در ميان انديشمندان "شرق شناس" نام و آوازه پروفسور"ادوارد سعيد" به روشني مي‌درخشد

و جهان اسلام نيز همواره از وجود اين انديشمند مسلمان به خود مي‌بالد. ‪ ۲۴‬سپتامبر (دوم مهر)

 سالروز وفات اين انديشمند فلسطيني و متفكر بزرگ معاصر است كه به همين منظور به اختصار

 درباره زندگي و آثار وي پرداخته مي شود.

پروفسور "ادوارد سعيد" پژوهشگر، مورخ و منتقد ادبي و سياسي در سال ‪۱۹۳۵‬ ميلادي در

بيت‌المقدس و در يك خانواده سطح بالاي مسيحي به دنيا آمد و قبل از استقرار رژيم غاصب اسرائيل

 در سرزمين‌هاي فلسطيني در سال ‪ ،۱۹۴۷‬با خانواده خود به قاهره مهاجرت كرد و سپس در لبنان

 اقامت گزيد.

او در كالج سلطنتي "ويكتوريا" با كساني چون "ملك حسين" پادشاه اردن و "عمر شريف" هنرپيشه

 هم كلاس بود.

سعيد در دوران نوجواني به آمريكا سفر كرد، در آنجا پس از اخذ ليسانس در دانشگاه "پرينستون"

 (در سال ‪ (۱۹۵۷‬مدرك دكترايش را در رشته ادبيات تطبيقي از مهمترين دانشگاه آمريكا يعني

"هاروارد" در سال ‪ ۱۹۶۴‬اخذ كرد و استاد اين رشته در دانشگاه كلمبيا شد.

ادوارد سعيد نه تنها در رشته تخصصي‌اش بلكه در بسياري امور به عنوان ماندگارترين و ارزشمندترين

 چهره روشنفكري عصر ما شناخته مي‌شود.

او در موسيقي نيز دستي داشت و پيانو را در سطح بالاي حرفه‌اي مي‌نواخت و دبير بخش موسيقي

 مجله (‪ (The Nation‬بود.

شخصيت علمي و آكادميك او و نفوذ كلامش از وي فردي كاملا استثنايي ساخته بود.

روزنامه "گاردين" چند روز پس از مرگ او در مقاله‌اي از او به عنوان درخشان‌ترين چهره شرقي

و يك فوق ستاره در جامعه آكادميك آمريكا ياد كرد كه نفوذ كلام و قلمش را كمتر كسي از اساتيد

 آمريكايي دارا بود.

پژوهش‌هاي ادوارد سعيد در زبان انگليسي و فرهنگ غربي بي‌نظير است و از چنان غنايي برخوردار

 است كه اگر فلسطيني و متخصص خاورميانه نبوده است باز هم به دليل خلق آثار برجسته‌اي چون

 "فرهنگ و امپرياليسم"، نقد آثار "جوزف كنراد" و سال‌ها تدريس در ادبيات تطبيقي در دانشگاه

 كلمبيا از ماندگارترين چهره‌هاي دانشگاهي در غرب به شمار مي‌رفت.

جالب اينكه ادوارد سعيد يك نويسنده يا فعال سياسي يك بعدي و محدودنگر نبود و آثار مختلف او

 درمورد فرهنگ، زبان و حتي موسيقي گوياي عظمت، عمق و گستره حيرت‌انگيز دانش او بود.

"مليس روتون" منتقد ادبي انگليسي، ادوارد سعيد را يكي از پيشروان نقد ادبي در ربع آخر

 قرن بيستم، اديبي جنجالي و مدافع فلسطيني‌ها در آمريكا خطاب مي‌كند و از او به عنوان

 يكي از پيشروان مكتب "پست استراكچواليسم" (پسا ساختارگرايي) چپ در آمريكا نام برده

 است.

كتاب "شرق شناسي" او كه در سال ‪ ۱۹۷۸‬منتشر شد او رابه‌چهره‌اي بين‌المللي و صاحب نام

 در نقد "شرق‌شناسي" رايج در غرب مبدل كرد.اين اثر مسير تحقيقات و نقطه‌نظرهاي كلاسيك

 غربيان در مورد مشرق زمين را بكلي دگرگون كرد و عملا نشان داد كه چگونه روشنفكري و

 استعمار در غرب در زمينه مطالعات شرقي با هم متحدانه عمل مي‌كنند.

از ديدگاه او مطالعات شرق‌شناسي بي‌ارتباط با مقوله قدرت نيست.او در اين بررسي و انتقاد

 از شيوه‌هاي "ساختارشكنانه" و گفتمان "پسامدرن" استفاده كرد و طبقه‌بندي‌هاي رايجي

 همانند فردگرايي غربي و اشراق‌گرايي شرق، غرب تعقل‌گرا و شرق احساساتي، غرب پيشرو

 و شرق واپس مانده، غرب پژوهنده و شرق مورد پژوهش را كه مورد ادعا و مستمسك اساسي

 شرق‌شناسان سنتي است بي‌پايه و اساس دانسته و همه و همه را تنها نشانه گفتمان قدرت

 و سلطه‌طلبي غربيان مي‌داند.

"ماركو شولر" محقق آلماني در گفت و گويي با صداي آلمان درباره تاثير كتاب شرق شناسي بر كار محققان‌خاورشناسي مي‌گويد:" بايد گفت تاثير اين كتاب واقعا بسيار عظيم بوده است. البته باز

كمتر در كشورهايي مانند آلمان، اتريش و هلند كه سنتي طولاني در خاورشناسي دارند، بلكه بيشتر

 براي مثال در انگليس فرانسه و آمريكا.اين به خاطر آن است كه انتقاد سعيد بسيار تند است و در

 بسياري موارد روي سخن با استعمارگران و نفوذ سياسي غرب در كشورهاي شرقي است. طبيعتا

 انگليس و فرانسه در اين مورد بيشتر مطرح اند.

تاثير عميق بزرگ اين كتاب بدين گونه بوده است كه خاورشناساني كه تازه كارخود را شروع كرده

بودند متوجه اين نكته شدند كه در اين‌باره بينديشند كه آيا واقعا نگاه غربيان به شرق مخدوش است

 يا نه.

البته برخي از صاحب نظران نيز به او انتقاد كردند كه نگاه او به مساله بيشتر در مورد سياست غرب

 صدق مي‌كند تا خاورشناسي.

ماركو شولر درباره اينكه كتاب شرق‌شناسي در رابطه با روابط ميان شرق و غرب آيا نقشي

نزديك‌كننده يا جداكننده داشته است، مي‌گويد: انتشار كتاب در آغاز شايد بيشتر تاثير جداكننده

 داشت چرا كه مردم خاورزمين و مسلمانان اين كتاب را تا حدي به منزله يك تاييد و سند

برشمردند و اينكه واقعا غرب نمي‌تواند آنها را بفهمد.

در غرب نيز برخي به‌اين نتيجه رسيدند كه‌اين درست است و برخي پيش‌داوريها را نمي‌توان تغيير

 داد، اما اكنون كه ‪ ۲۵‬سال از انتشار كتاب مي‌گذرد نسل جديدي از خاورشناسان كه در زمان

 انتشار كتاب‌كودكستاني‌بودند به‌گونه متفاوت با شرق‌شناسان سنتي به شرق و شرق‌شناسي

 مي‌نگرند و به همين دليل مي‌توان گفت كه در نهايت اين‌كتاب موجب پيوند يافتن شرق و غرب

 و بوجود آمدن شيوه نويني در برخورد با شرق‌شناسي توسط شرق‌شناسان شده است.

تاثيري كه كتاب شرق‌شناسي بر روشنفكران شرقي بويژه ايراني نهاده است گسترده‌تر از آني

است كه بتوان آن را در يك نوشتار مختص ارائه داد.

پروفسور "حميد دباشي" دوست و همكارنزديك ادوارد سعيد و رئيس گروه فرهنگ و زبان‌هاي

خاورميانه و استاد مطالعات‌ايراني در مركزادبيات تطبيقي دانشگاه كلمبيا در نيويورك درباره تاثير

 كتاب شرق‌شناسي بر خود مي‌نويسد: "من جزء آن نسلي از روشنفكران هستم كه منشا و

 سرشت هوش نقادانه خود را از انتشار شرق‌شناسي ادوارد سعيد مي‌داند.

شمايل شخصيت نقادانه ما،صداي مخالفت ما، بافت سياست ما و خود سرشت جرات ما همه

 ريشه در تار و پود اين متن روشنگر دارد."
دباشي درباره تاثير كتاب شرق‌شناسي در نگاه او به تاريخ اسلام و تاريخ روشنفكري در ايران

مي‌نويسد:"تا پيش از شرق‌شناسي، هيچ اطلاعي از كار ادوارد سعيد در نقد ادبي نداشتم و

 تا سال‌ها پس از فارغ‌التحصيلي از آن غفلت كردم، شرق‌شناسي بود كه مشي‌تفكر و نگارش

مرادر مورد تاريخ اسلامي نوين يا قرون وسطي يا تاريخ روشنفكري ايران رها نمي‌كرد."

رساله معروف مرحوم دكتر "عبدالهادي حائري" استاد تاريخ تحت عنوان "دو رويه تمدن

بورژوازي غرب" كه براي تمدن غرب دو رويه، رويه استعماري و رويه كارشناسي قائل بود،

 به نظر نگارنده بدون تاثيرپذيري و الهام از كتاب شرق‌شناسي ادوارد سعيد نبوده است.

كتاب "نخستين رويارويي‌هاي انديشه‌گران ايراني با دو رويه تمدن بورژوازي غرب" اثر زنده

ياد دكتر حائري به عنوان كتاب نمونه سال ‪ ۶۷‬شناخته شده بود و درهمين كتاب تز دو رويه

 تمدن غرب مطرح شده‌است.

او در اين كتاب به‌بهترين وجهي به‌بررسي آرا انديشمندان‌ايراني دوره قاجار دربرخورد با تمدن

 دو رويه بورژوازي غرب پرداخته است.

گذشته از تاثيرات جهاني‌كتاب شرق‌شناسي بر روشنفكران،آرا و افكار ادوارد سعيد از

جنبه‌هاي مختلف بر جامعه روشنفكري جهان موثر بود.

ادوارد سعيد در تمام لحظات زندگي‌اش و بويژه در دهه‌هاي اخير در كنار مترقي‌ترين و

پيش‌روترين بينش‌هاي روشنفكري جهان قرار داشت.

"رامين جهانبگلو" فيلسوف معاصر از سعيد به عنوان مظهر و تجلي گفت و گوي تمدنها و

فرهنگ ياد مي‌كند، "عربي مسيحي كه در فلسطين متولد شده‌بود و در آمريكا شكل گرفته

 بود. روشنفكرتبعيدي كه در تبعيدي روشنفكري به سر مي‌برد.

اين تبعيد روشنفكري سعيد بود كه به نگرش اومانيستي و انتقادي او شكل مي‌داد.

نگرشي كه او را به‌مفهوم "ادبيات جهاني گوته و گفتگوي‌واقعي ميان فرهنگها سوق مي‌داد

 او خود در اين‌باره مي‌نويسد: "گوته به اسلام و حافظ علاقه داشت، شور و اشتياقي

 كه موجب تهيه ديوان غربي - شرقي او شد و ايده ادبيات جهاني را در ذهن او خلق كرد

   رسيدن به اين فكر كه تمامي ادبيات جهان مي‌تواند در كليتي سمفونيك قرار بگيرد و بدون

 از دست دادن نگرش كلي مي‌توان به هر اثري در فرديت آن توجه كرد. سعيد مبارزه روشنفكري

 خود براي اومانيسم عرفي را در راستاي كوشش گوته براي ايجاد مفهوم ادبيات جهاني مي‌ديد.

سعيد در آخرين نوشته‌هايش به اين مبارزه به عنوان "تمايل اومانيستي به روشنفكري و

 رهايي" اشاره مي‌كند كه "با وجود مخالفت شديد رامسفلدها، بن - لادن‌ها، شارون‌ها و

 بوش‌ها در اين جهان" كماكان امكان‌پذير است.

جهانبگلو در ادامه‌مي‌افزايد با مرگ ادواردسعيد وجدان بيدارجهان ما خاموش شد، ولي ميراث

 فكري او در مبارزه همه‌روشنفكران و عدالت خواهان جهان ادامه دارد.

دباشي نيز درباره فراگيري و جهان شمولي روشنفكري ادوارد سعيد مي‌نويسد:
"آنچه در مورد او برجسته است، اين است كه در تنهايي مطلق خويش، هرگز تنها نبود.

 همواره سخنگوي چيزي بود كه در حالتي غير از اين امكان ضعيف داشتن زندگي اخلاقي

 به رغم همه مخالفتها بود، يك داود برازنده كه فلاخن خود را مي‌چرخاند و سنگهايش را به

طرف جالوت جهاني كه بيرحمانه در قالب منطق ديوانگي خود قرار گرفته است، پرتاب مي‌كند

 تا صداي اخلاقي مردمي باشد و تا تقدير غم‌انگيز آن مردم را به تراژدي مخمصه جهاني تبديل

 كند كه در آن همگي به فلسطينيان بي‌خانمان بدل شده‌ايم.

نوعي آزادمنشي در دانش رهايي‌بخش، نوعي گشاده دستي در درستكاري اخلاقي وي وجود

 داشت كه براحتي مرزها را پشت سرمي‌گذاشت و تمام ادعاهاي ارضي نسبت به صحت را با

شرم روبرو مي‌كرد."
ادوارد سعيد روشنفكري بود كه با افكارش معناي جديد و تازه‌تري از افكار روشنفكراني همچون

 "امه سزر"، "گاندي"، "فانون" ، "ناظم حكمت" و ... را به روشنفكران جهان آموخت.

ديدگاههاي ادوارد سعيد در برابر مخالفت با سياست‌هاي صهيونيست‌ها و آمريكايي‌ها در

 خاورميانه از او يك چهره مبارز خستگي‌ناپذير ساخته بود.

او به دلايل بنيادين با شجاعت تمام هم با پيمان صلح "اسلو" و هم رهبري محافظه‌كارانه

 "ياسرعرفات" رئيس حكومت فلسطين به مخالفت برخواست از اين رو جناح‌هاي افراطي

 يهودي در آمريكا به او لقب "پرفسور ترور" داده بودند.

مخالفت‌هاي او با پيمان‌اسلو و احقاق حق بازگشت آوارگان فلسطين باعث شد كه از عضو

 ارشد شوراي ملي‌فلسطين و مشاور عرفات به‌منتقد جدي دولت خودگردان تبديل شود و

 حتي ورود آثارش به سرزمينهاي اشغالي ممنوع شد.

به عقيده او عرفات با پذيرش اين پيمان در سال ‪ ۱۹۹۳‬از بخش مهمي از حقوق مردم فلسطين

 چشم پوشيد و در واقع اين پيمان را تسليم بي‌قيد و شرط "ساف" در برابر رژيم صهيونيستي

 توصيف كرد.

ادوارد سعيد با توجه به سابقه تاريخي يهودستيزي و كشتار يهوديان در جنگ جهاني دوم در

 كتابش تحت‌عنوان "سياست‌هاي سلب مالكيت"كه در سال ‪ ۱۹۹۴‬انتشار يافت، معتقد است

معلوم نيست كه اين رويدادها كه به نظر او تا حد زيادي در آن اغراق شده‌است تا چه‌زماني

 قراراست دستاويزظلم و بيداد اسرائيل و كشتار بي‌رحمانه مردم بي‌گناه فلسطين قرار گيرد.

جالب اينكه دشمني او با رژيم اسرائيل و صهيونيست هرگز منجر به دشمني او با يهوديان

 نشد و دوستان بسيار خوبي در جامعه يهودي آمريكا داشت.

بنابراين ديدگاههاي صريح و ضدصهيونيستي وي هرگز منجر به تمايلات يهود ستيزي نشد.

 او مدافع زندگي مسالمت‌آميز و برابر مسلمانان و يهوديان در مناطق اشغالي و در كنار يكديگر

و با دولت مستقل بود.

ادوارد سعيد از سوي ديگر در طول زندگي‌اش از بزرگترين منتقدان سياست خارجي آمريكا بود

 و اعتقاد داشت كه جامعه بين‌المللي به اندازه‌اي كه به مساله نژادپرستي در آفريقاي جنوبي

 توجه نشان داد به مظلوميت فلسطيني‌ها و ظلم و ستم‌هاي اسرائيل و توسعه‌طللبي‌هاي

 آمريكا اعتنا نكرده است.

"گودرز اقتداري" كارشناس مسايل سياسي معتقد است ادوارد سعيد نخستين محقق و

استادي بود كه مساله فلسطين را به رغم همه مخالفتها به پهنه بحث سياسي و آكادميك

در آمريكا كشاند و از دهه ‪ ۶۰‬تا آخر عمر خويش اين بحث را همچنان زنده نگه داشت و به همين

 خاطر خار چشم جيره‌خواران صهيونيسم بود.

تا جايي كه حتي منكر تولد او در بيت‌المقدس شدند و او در پاسخ به اين ادعا گفت: اگر آنها

 ثابت كنند كه ادوارد سعيد يك پروفسور دانشگاه كلمبيا دروغ مي‌گويد، به تبع آن، تمام ادعاي

 فلسطينيان آواره را بر حق اراضي بر سرزمين‌شان هم مي‌توان انكار كرد.

از جنبه‌هاي علمي و سياسي سعيد كه بگذريم از نظر اخلاقي خصوصيات منحصر به فردي

داشت كه وجود آنان در هر كسي از او شخصيتي دوست داشتني مي‌سازد.

"سويف" نويسنده عرب و دوست نزديك سعيد در مصاحبه‌اي با روزنامه گاردين مي‌گويد:"

دامنه و عمق دوستي‌هاي سعيد بي‌كرانه، نامحدود و بدون مرز بوده است و بعنوان يك راهنما

 و نمونه مي‌تواند شاخص بسيار خوبي براي الگو قرار گرفتن جوامع روشنفكري و دانشگاهي

جهان قرار گيرد.

حقيقت جويي، عدالت‌طلبي بزرگترين دغدغه‌هاي زندگي او بوده است. وي در زندگينامه

 خودنوشته خويش مي‌نويسد: "من هيچگاه قادر به داشتن زندگاني بدون تعهد نبوده‌ام."
تواضع، فروتني و كمك به ديگران عناصري بودند كه در روح سعيد موكد شده بودند.

او در مصاحبه‌اي كه با مجله گلوب در سال ‪ ۱۹۹۱‬ميلادي داشته است مي‌گويد:
"من هميشه اين حسن را داشته‌ام كه اگر فردي از مقام و مزايايي‌برخوردار است كمترين

 كاري كه مي‌تواند بكند كمك كردن به آنهايي است كه مثل او خوش‌شانس نبوده‌اند."
علاوه بر شرق‌شناسي كه مهمترين اثر اوست، برخي از ديگر آثار سعيد عبارتند از: "فرهنگ

 و امپرياليسم"، "خارج از مكان"، "چهره فرد با فرهنگ"، "دست - نوشته‌هاي اوليه"، "جهان،

 متن ، منتقد" ، "اسلام در رسانه‌ها"، "سرزمين - قربانيان"، "صلح و سرخوردگان".

پروفسور ادوارد سعيد سرانجام در روز چهارشنبه دوم مهرماه سال ‪ ۱۳۸۲‬پس از ‪ ۶۷‬سال

زندگي پربار و سرشار از مبارزه به علت بيماري سرطان در بيمارستاني در نيويورك در گذشت

 و جهان اسلام بار ديگر انديشمندي گرانقدر را از دست داد.

                                                            

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 18:44  توسط عمادالدین فیاضی   |